 مردان محترم را به همان ترتيب دستگير کنند. بعضي از قتل‌عام‌هاي اسماعيل اول به قرار ذيل است: 1- قتل‌عام تبريزيان در 907 ه‍. ق 2- قتل‌عام يزديان در 910 ه‍. ق 3- قتل‌عام فيروزکوهيان ده هزار تن 4- قتل‌عام طبس در 910 ه‍. ق 5- قتل‌عام شماخي در 906 ه‍. ق 6- قتل عام فرارود گروه قرشي بيش از پانزده هزار تن 7- قتل‌عام شيراز و کشتار علماي آن ديار در 908 ه‍. ق 8- قتل‌عام هرات 9- قتل‌عام اصفهان 10- قتل‌عام بغداد در 914 ه‍. ق 11- قتل‌عام مشهد. شيوه قبولاندن مذهب صفويه نيز به قرار زير بود: 
دسته‌هاي تبرائيان(1)  در کوچه و بازار راه مي‌افتادند و سه خليفه اول راشده و همه دشمنان علي و ديگر امامان و بطور کلي همه اهل سنت را لعن مي‌کردند هر کس که بي‌درنگ در جواب نمي‌گفت: بيش باد و کم مباد. در دم خونش ريخته مي‌شد(2) . 
.................................
(1) تبرائيان دسته‌اي هستد که نسبت به حضرت علي و امامان ابراز تولي و نسبت به ساير خلفا و صحابه تبري و بي‌زاري مي‌جويند. 
(2) عصر صفوي، راجر سيوري، صفحه 25. بعد از آنکه اسماعيل با پادشاه مجارستان و مماليک مصر متحد شد و قصد حمله به عثماني را در سر پروراند، سلطان سليم اول (918-926 ه‍. ق) که يکي از مقتدرترين و فاتح‌ترين سلاطين آل عثماني است به فکر مقابله با او افتاد. از طرف ديگر شاه قلي خليفه شيخ اسماعيل و رئيس ايل تکلو در آسياي صغير بيش از پانزده هزار تن از اهالي سنت آنجا را قتل‌عام و اموال آنها را غارت مي‌کند. محمدخان استاجلو حاکم ديار بکر از خليفه‌هاي شاه اسماعيل با فرستادن نامه تهديدآميز و يک قبضه شمشير و يک دست لباس زنانه او را ترغيب به جنگ کرد. وي در اين نامه نوشته بود اگر به جنگ مي‌آيي شمشير بر کمربند و گرنه ملبس به لباس زنانه شو و بعد از اين مردي بر زبان جاري نساز (1) . 
همچنين نورعلي خليفه حاکم ارزنجان و رئيس و افراد سلسله ذوالقدر در آناتولي نيز از مريدان شيخ اسماعيل بودند. بدين ترتيب اگر سلطان سليم دير مي‌جنبيد قطعاً بساط حکومت عثماني بزودي چيده مي‌شد. اما سلطان بزرگ عثماني با روش بسيار متين کليه صفويان آناتولي را شناسايي کرده سپس به سر آنها تاخته بيش از چهل هزار تن از آنان را به هلاکت مي‌رساند. و آنهايي که گناهشان ثابت نشده بود را داغ مي‌کند تا قابل شناسايي باشند. بعد از آن سلطان سليم عازم تبريز پايتخت جانيان صفويه گرديد. وي شاه اسماعيل که فراري شده بود را با زرنگي خاص به ميدان نبرد کشاند و در منطقه چالدران آن ملحد مدعي خدايي(2)  را به سختي شکست داد. و بدين ترتيب افسانه خدايي و شکست‌ناپذيري شيخ اسماعيل درهم فروريخت. جنگ چالدران نتايج زيادي داشت از جمله: 
1- شکسته شدن غرور و تعصب شيخ اسماعيل و درهم کوبيده شدن افسانه خدايي او در نتيجه در چشم هواداران خود از ارزش پيشين خود افتاد. 
2- زمين‌گير شدن صفويه تا هفتاد و پنج سال بعد که انگليسي‌ها ارتش صفويه را بازسازي کردند. 
3- مجبور شدن اسماعيل به دست کشيدن از کشتار و اذيت اهل سنت. اسماعيل بعد از آن تا وقتي که زنده بود يعني سال 930 ه‍. ق هيچگاه نتوانست و نه جرأت کرد که به قتل عام اهل سنت اقدام کند. 
4- بسياري از مردم شهرهاي اهل سنت مانند بغداد و هرات بعد از جنگ چالدران به مذهب اهل سنت برگشتند و گماشتگان صفويه را کشتند. 
5- تجزيه ايران در نتيجه کشتارهاي هولناکي که صفويه انجام داده بود و پيوستن عراق و کردستان به عثماني براي محفوظ ماندن از کشتار و تغيير مذهب، سلطان سليم بعد از فتح شايان خود قصد داشتند در تبريز بماند و زمستان را در آن شهر بگذراند در بهار سال بعد کار صفويه را يکسره سازد، اما از آنجا که در ميان سپاهيان وي عده زيادي از سربازان باطناً مريد صفويه بودند او را به بازگشت به عثماني ترغيب کردند. در سال 926 ه‍. ق که سلطان سليم تصميم گرفت به تسلط صفويه در ايران خاتمه دهد باز همين سربازان مخالفت کردند اما سلطان مصمم بود، در همان اوان بود که سلطان به طور مرموزي وفات کرد. سلطان سليم شخص ديندار، عادل و علم‌پرور بود. وي شاعر نيز بود. در فصل نه همين کتاب شعري از او آورده شده است. 
....................................
(1) تاريخ روابط خارجي ايران در عهد شاه اسماعيل صفوي، دکتر ولايتي و ديگران. 
(2) در اين مورد بنگريد به عصر صفوي، راجر سيوري، صفحه 21، و ديوان شعر شاه اسماعيل اول. اوضاع مذهبي ايران در اوايل صفويه به قرار ذيل بود: 
شيعه‌ها: در بعضي از شهرهاي ايران اقليت‌هاي کوچکي از شيعيان وجود داشت مانند سبزوار، مشهد، ري و قم اما بسياري از آنها مانند اهالي کاشان به اهل سنت گرويده بودند. 
حنفي‌ها: خاندان‌هاي تيموري – جغتايي – ايل‌ها و قبيله‌هاي ترک‌نژاد شرق – قبيله‌هاي بلوچ – افغان در سيستان و بلوچستان – خراسان – افغانستان –ماوراءالنهر – مازندران – کرمان – يزد – سمنان – کاشان وغيره. 
شافعي‌ها: در نواحي جنوبي ايران استان‌هاي هرمزگان – فارس – مرکزي – اصفهان – سمنان - اراک – آذربايجان شرقي و غربي – کردستان – کرمانشاهان – همدان – خوزستان – ايلام – لرستان = چهارمحال بختياري – کهکيلويه و بويراحمد – زنجان – قزوين – گيلان – عراق و ساير نواحي ايران. 
تنها جاهائي که صفويه قادر نشد در آنجا قتل‌عام به راه اندازد سيستان و بلوچستان و ماوراءالنهر بود. ماوراءالنهر در دست ازبکان بود و سلسله ازبکي که به تازگي در آنجا تأسيس شده بود در حال قدرت‌گيري بود. سيستاني‌ها در زمان قدرت يافتن صفويه به رهبري ملک سلطان محمود سيستاني کاملاً متحد بودند و اين امر باعث شد که صفويه فکر تغيير مذهب در آن ديار را کنار گذارد. سيستان و بلوچستان در آن زمان بسيار بزرگتر از حال بود و شامل هرمزگان و استان هرات مي‌شد. حتي شاه عباس اول به علت موقعيت بلوچستان و اتحاد و اتفاق مردم آن ديار ترجيح داد که حاکمي از قزلباش را به آن سرزمين نفرستد و فرد مورد نظر مردم آنجا را حاکم بلوچستان کند. بعد از شيخ اسماعيل پسرش طهماسب اول به حکومت ايران رسيد. در حکومت پنجاه و چند ساله او بيشتر مناطق ايران در شرق و غرب بين صفويه و ازبکان و عثماني‌ها دست به دست شد. ازبک‌ها خراسان و استان هرات را در بيشتر ايام حکومت طهماسب اول در تصرف خود داشتند. عثماني‌ها هم، بارها تبريز را به تصرف خود درآوردند که اين امر موجب شد طهماسب مرکز حکومت خود را از تبريز به قزوين منتقل کند. در سال 962 ه‍. ق 1555 ميلادي پيمان صلح بين سلطان سليمان باشکوه عثماني با شاه طهماسب به امضا رسيد طبق اين پيمان لعن به خليفه راشدين از صفويه ممنوع شد. همچنين صفويه مجبور شد از آزار و اذيت اهل سنت در ايران دست بردارد. اين پيمان مرز ايران و عثماني را مرز فعلي قصر شيرين تعيين کرده بود. شاه طهماسب سياست تغيير مذهب را در داخل ايران در مناطق مانند لرستان و کهکيلويه و بويراحمد با فرستادن دسته‌هاي تبليغي ادامه داد. صفويه با تمام قساوتي که داشت نتوانست اکثريت مردم ايران را به مذهب خود درآورد. با آنکه شاه اسماعيل با قتل‌عام‌هاي