 دارد و این منطقه را گره زندگی نامیده‌اند و مهمترین و حیاتیترین نقطه‌ی بدن انسان است که اگر خللی در آن ایجاد شود، بلافاصله انسان جان می‌دهد. برای توضیح بیشتر از این میان دستگاه تنفس را انتخاب می‌کنیم.
در این ساقه دو نقطه یکی برای دم‌فروبری و دیگری دم‌برآوری وجود دارد. گاز زغال سنگ موجود در خون این دو پدیده را می‌گرداند. هرگاه مرکز دم فروبری را فعال کند، آن دیگری را از کار باز می‌دارد و بالعکس. اما اگر هر دو با هم به کار واداشته شوند، اوضاع به هم می‌ریزد؛ زیرا در هنگام کارِ یکی دیگری باید خاموش باشد، ظرافتی عجیب و بلکه بسیار حیران‌کننده است.
یک مورد دیگر که باید به آن اشاره کرد تنفس ارادی است؛ انسان می‌تواند با خواست خود دم فرو برد یا دم برآورد. مرکزی برای دم فروبری و دم برآوری ارادی وجود دارد که از مغز پیام می‌گیرد. هر چند انسان از کار این مرکز به کلی غافل است؛ اما خود به خود وبدون نیاز به فکر انسان کار می‌کند. چه چیزی این مرکز را اداره می‌کند؟ در حقیقت این همان گاز زغال سنگ موجود در خون است که هرگاه انباشته گردد ودر خون زیاد شود این دو فرآیند دوچندان می‌گردد. اگر انسان سرش را با پتویی یا هر چیزی بپوشاند و اکسیژن در بستر کاهش یابد و گاز زغال سنگ زیاد شود، اگر دقت کند در این هنگام خش‌خش ریه‌هایش بدون این که احساس کند بیشتر می‌شود. این امر به سبب افزایش گاز زغال سنگ است. این گاز هرگاه در خون زیاده شود به این دو مرکز، مرکز دم فروبری و دم برآوری خبر می‌دهد ومرکزها نیز فعالیتشان را دوبرابر می‌کنند، بدون این که انسان بداند، ما انسانها از این گیرودار به کلی بی‌خبریم و این چشم ناظر است که خوابی ندارد.
دانشمندان بر این باورند که اگر گاز زغال سنگ مقدارِ دو دَهم به اندازه‌ی معمولش در خون افزوده گردد، تنفس بیشتر می‌شود، و اگر به همین مقدار کم شود، تنفس قطع می‌گردد. این چه نوع تعادلی است؟ هرگاه میزان گاز زغال سنگ در خون بالا برود و بدون این که به مراکز تنفسی اطلاع دهد، انسان بی‌هوش می‌شود و اندکی بعد می‌میرد. آنهایی که گاهی در اثر مثلاً سوخت گازی در حمام خفه می‌شوند، چه دلیلی دارد؟ علت این است که نسبت گاز زغال سنگ در هوا و سپس در خون بالا می‌رود، و سرانجام تنفس قطع می‌شود و شخص می‌میرد.
عجیب نظمی در بدن هست؛ تنفس، شش‌ها، انسان می‌خوابد ولی شش‌هایش با نظم خاص خود کار می‌کند، انسان می‌خوابد اما قلب منظم می‌تپد، غده‌های درون‌ریز با آرایش زیبایی کار خود را انجام می‌دهد و دستگاه گوارش نیز با نظم به کار خود ادامه می‌دهد. بدین خاطر است که خداوند فرمود :
وَ فِی أَنْفُسِکُمْج أَفَلا تُبْصِرُون 	(ذاریات : 21)
«در درون خود شما هم نشانه‌هایی بس شگفت هست، اگر بنگرید».1-	وجود هماهنگی دقیق میان نصوص کتاب و سنت و کشفیات دانشمندان گیتی‌شناس که حقایق و اسراری را از هستی، کشف کرده‌اند که در وقت نزول قرآن، وجود نداشت.
2-	پاکسازی قرآن و سنت از افکار باطلی که در میان نسل‌های مختلف بشری، نسبت به اسرار خلقت وجود دارد.
3-	اگر همه آیات و احادیث صحیح مربوط به هستی، جمع‌آوری شود، خواهی یافت که همدیگر را تکمیل کرده و در خلال آن حقیقت روشن می‌گردد. در حالیکه این نصوص در زمان‌های مختلفی نازل شده و در کتاب قرآن هم پراکنده‌اند. این قضیه بیان می‌دارد که قرآن از جانب خدایی آگاه به اسرار آسمان‌ها و زمین، نازل شده است.
4-	بنیان نهادن دستورات شرعی حکیمانه‌ای که حکمت آنهادر زمان نزول قرآن بر مردم پوشیده بود، اما تحقیقات علمی مختلف، از حکمت آنها پرده برداشته است.
5-	نبودن تضاد میان نصوص قطعی وحی – با وجود کثرت آنها – که به توصیف هستی و اسرار آن می‌پردازد، با حقایق علمی کشف شده – با وجود فراوانی و گستردگی آنها – ، و وجود تضاد آشکار میان یافته‌ها و نظریات مختلف علمی و تغییر آنها به موازات پیشرفت زمان و نیز وجود تضاد میان علم و دانش با گفته‌ها و عقاید وارده در ادیان تحریف شده.شش‌ها که در سینه‌ی انسان به امانت نهاده شده، از دیگر نشانه‌های شکوه و جلال پروردگار در بدن انسان است. هر دو از طریق نای با محیط بیرون ارتباط پیدا می‌کند. نای خود تا به شبکه‌ی نایژکها یا کیسه‌های هوا که کوچکترین جزء ریه است، می‌رسد، به بیست و سه شاخه تقسیم می‌شود؛ قطر این کیسه‌ها که پر از هواست یک چهارم میکرون است، در حالی که قطر خود نای پنج سانتیمتر است یعنی به اندازه‌ی یک تکه فلز یا اندکی بیشتر. مساحت کیسه‌ها هفتاد متر مربع است که هوا را از قصبه‌ای که قطرش بیشتر از پنج سانتیمتر نیست، می‌گیرد. آیا باور می‌کنید که در شش‌ها سیصد و پنجاه میلیون نایژک یا کیسه‌ی هوا وجود دارد؟ ومساحت آن دو هزار برابر بیشتر از مساحت نای است؟ مساحت نای را به لیره مانند کرده‌اند و مساحت نایژکها را به سالن تنیس تشبیه کرده‌اند. هوا از نای وارد می‌شود و در محدوده‌ی گسترده‌ای به منظور جابه‌جا‌یی با اکسیژن پخش می‌گردد.
عجیب این که با وجود طول این شاخه‌ها که به کیسه‌های هوا منتهی می‌شود مژه‌هایی نیز به طور پراکنده هستند؛ این مژه‌ها چیست؟ موهایی است که هر یک، شش میکرون دراز و قطرش 0/2 میکرون است. این مژه‌ها برای دور کردن هر گونه خطر احتمالی و اشیای ناشناس و برای پاک و صاف نگه داشتن مسیر هوا در هر دقیقه هزار تا هزار و پانصد بار به سمت بالا حرکت می‌کند. پزشکان تاکنون نتوانسته‌اند عمل کاشت ریه را با موفقیت انجام دهند، به خاطر این که از وصل کردن عصب‌های آویخته به مژه‌ها ناتوانند. شگفت‌تر این که مژه‌های شش پراکنده در نای و در شاخه‌ها تا به کیسه‌های هوا می‌رسد با سرعت شانزده میلیمتر در دقیقه اشیای بیگانه را دور می‌راند. مثلاً وقتی چیز ناشناسی مانند قطره آبی وارد نای می‌شود، سیاه سرفه پیش می‌آید، سیاه سرفه چیست؟ هوا از ریه‌ها با سرعت نهصد کیلومتر در ساعت مانند کمپرسور خارج می‌‌شود، تا هر چه در نای هست به بیرون براند.
مورد بس شگفت‌تر این است که تنفس با هشداری نوبه‌‌ای غیرارادی از دستگاه عصبی انجام می‌گیرد. اگر خداوند بزرگ تنفس را به ما واگذار می‌کرد کار، بسیار مشکل می‌شد، آن وقت می‌بایست قید خواب را می‌زدیم؛ زیرا خواب در حکم مرگ بود. یک نوع بیماری بسیار کمیابی هست که مرکز هشدار نوبه‌ای شش را با مشکل روبه‌رو می‌کند، که در آن صورت انسان هرگز نمی‌تواند شب بخوابد، گویا دارویی بسیار گران‌بها اختراع شده که انسان هر ساعت آن را باید بخورد؛ اما برای این کار هر ساعت یک بار باید بیدار شد؛ زیرا اثر آن تنها یک ساعت است. به راستی ما هرگز نمی‌دانیم که در چه ناز و نعمتهایی به سر می‌بریم.خداوند سبحان در کتابش می‌فرماید :
إِنَّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ [قمر : 49]
ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.
میزان بسیار دقیقی در تمام آن چه خدای بزرگ آفریده وجود دارد. همین معنی از این آیه نیز برم