ن حديث دروغ، است هيچ شكي نيست وهمين اعتقاد او در مورد (كافي) اين نيست. 

ما مي دانيم كه تعداد احاديث اصول كافي 3783 حديث است وتيجاني ميگويد در آن هزاران حديث دروغ است وكمترين تعداد جمع، سه است پس حد اقل دراصول كافي سه هزار حديث دروغ است و783 حديث باقي ميماند ودر ميان اينها احاديث صحيح، ضعيف، قابل اعتماد وغير قابل اعتماد وجود دارد. 

وقتيكه مهمترين كتاب نزد آنها چنين وضعيتي دارد پس در صد دروغ در ساير كتب شيعه چقدر است؟ وچگونه به چنين كتابهايي كه پر از دروغ هستند، اعتماد مي شود؟ خدا را سپاس ميگوئيم كه فردي از خودشان گواهي اينچنين داد. 
----------------------------------
[1] در متن عربي (آلاف الاحاديث المكذوبه) آمده است يعني هزاران حديث دروغ اما برادر تيجاني در دروغگوئي و خيانت، (جواد مهري) در ترجمه خيانت كرده است. (مترجم)
[2] ت المراجعات ـ مراجعه شماره (110) ص (729).(4) و درج 1 صفحه 86 ميگويد: 

شما معتقد به عصمت او (پيامبر) فقط در تبليغ قرآن هستيد ودر غيرآن، او را مانند ديگر مردم مي دانيد كه هم اشتباه ميكند وهم درست مي گويد. 

جواب تفصيلي اين مطلب را در پاسخ به كتاب (آنگاه. . . . . (هدايت شدم) بند شماره 9 نگاه كنيد، اين سخن او تكراري است. 

(5) ودرج 1 صفحه 86 ـ 87 ميگويد: 

يكي از آنان تاكيد بر اين نظر، (عدم عصمت پيامبر) به من گفت: رسول خدا در بسياري از احكام وبه اقتضاي مصالح با قرآن مخالفت كرد! باتعجب گفتم: نمونه اي از مخالفت هاي آن حضرت را براي من توضيح ده. پاسخ داده! خداوند در قرآن فرمايد: ﴿الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ﴾.  زن ومرد زنا كار، هر كدام را صد تازيانه بزنيد).   با اين حال حضرت رسول بر مرد وزن زنا كار حكم كرد كه سنگسار شوند واين در قرآن نيست. 

(ودر اينجاتيجاني زياد ميكند كه بخاطر بي ارزش بودن، آنرا ترك كردم ). 

در صفحه (88 ـ 89) مي گويد: من هر چه خواستم او را قانع كمك متأسفانه اثري نداشت زيرا علماي اهل سنت به اين نظراعتقاد دارند. مقداري جلوتر برويم، شگفت انگيز تر از اين هم خواهيم ديد. شيعه از رسول خدا وسنت وي دفاع مي كنند؟! 

اين سخن بيهوده در كدام كتاب از كتب اهل سنت، ديده مي شود، كه تيجاني با دروغ، خدعه وفريب ميخواهد به علماء اهل سنت نسبت دهد؟ (6) وتيجاني درج 1 صفحه 91 ميگويد: 

ولي به هر حال، نمي شود از عقيده ونظر او نسبت به ساير رسالت گذشت چه او، از عقيده پدرش مستثتي نبود واو شير هند جگر خواري را خورده بود كه مشهور به فساد [1] وفسق وتباهي بود. 

خداوند مي فرمايد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾. (النور:23). (كسانيكه زنان پاكدامن بي خبر ومؤمن را تهمت مي زنند، در دنيا وآخرت لعنت شده اند وعذابي بزرگ در انتظار آنها ست). 

اينچنين زنان مسلمان را متهم به فساد، فسق وتباهي ميكند واين، كار از قومي كه دينشان مبني بر لعنت، نفرين سب وشتم وطعن در ناموس وشرف انسانها است، جاي تعجب ندارد اينهمه سب وشتم ولعن وتهمت كه ميان شيعه وجود دارد، در هيچ ديني براين كره اي خاكي وجود ندارد. 

واينك جرأت آنها را برناموس وشرف مردم را در ضمن اين مثالها بنگريد: 

(1)  از حضرت علي بن أبي طالب -رضي الله عنه- روايت ميكنند كه او، پيش چشم رسول خدا، با حضرت عائشه رضى الله عنها در يك رختخواب ويك لحاف مي خوابيد[2]. 

(2)  روايت ميكنند كه عمر بن خطاب دچار مريضي در دبرش بود كه فقط با آب مردان آرامش مي يافت[3].

(3)  عثمان از كساني بود كه با او بازي مي شد ومخنث بود[4] (شبيه زنها بود وصفات زنانه داشت). 

(4)  مادر طلحه بن عبيدالله پرچمي (براي اعلان زنا) داشت، طلحه را بدنيا آورد، مردم اختلاف كردند كه طلحه فرزند چه كسي است او عبيد الله را انتخاب كرد وطلحه را به او نسبت داد[5].

(5)  عمر وبن عاص: هو العاص بن العاص ابن العاهرة الماكر الخبيث [6] . (او نافرمان فرزند نا فرمان زن فاسد، آن انسان مكار و خبيث).

(6)  روايت ميكنند كه ام المومنين حضرت عائشه -رضي الله عنها-، چهل درهم از راه خيانت جمع آوري كرد[7].

وچيز هاي ديگر از قبيل بدزباني وعيبجويي در شرف وناموس، نزد شيعه بسيار است. سوگند به خدا كه افراد حلال زاده چنين سخناني نميگويند. ابو سفيان مسلمان شد واسلامش، خوب ونيكو گرديد و خدا ميفرمايد: ﴿وَلا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً﴾. (النساء: 94).  (وكسي كه به شما سلام كرد، مگوئيد تو مومن نيستي).

هند معروف به فحشاء وفجور نبود بلكه او در ميان جمعي از زنان با پيامبرخدا -صلي الله عليه وآله وسلم- بيعت نمود، پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- اين آيه را براي آنها تلاوت نمود:  

﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَلا يَسْرِقْنَ وَلا يَزْنِينَ وَلا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرُجُلِهِنَّ وَلا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾. (الممتحنة: 12)

 (أي پيامبر! هنگامي كه زنان مومن پيش تو مي آيند تا باتو بيعت كنند وپيمان ببندند بر اينكه چيزي را شريك خدا نسازند، دزدي نكنند، مرتكب زنا نشوند، فرزندانشان را نكشند واز پيش خود تهمت نزنند ودر كارنيكي، ازتو نافرماني نكنند، با ايشان بيعت كن وبرايشان از خداوند آمرزش بخواه. مسلماً خداوند بخشنده ومهربان است) 

بعد از تلاوت اين آيه، هند گفت: اي رسول خدا! آيا زن آزاده هم مرتكب زنا ميشود؟![8].
------------------------------------
[1] در متن عربي اينجا (العهر) آمده كه به معني زنا است. عليه من الله ما يستحق. (مترجم)
[2] بحارالأنوار(40/2).                       
[3] الأنوار النعمانية (1/63).
[4] الصراط المستقيم (3/30).
[5] الطرائف ابن طاووس ( 495).
[6] فى ظلال التشيع به نقل از أورجز الخطاب ص (154).
[7] مشارق أنوار اليقين (86).
[8] تفسير الطبري (28/51 ).(7) تيجاني و درج 1صفحه (141 ـ 142) ميگويد:

زيرا اهل سنت در صحاح خود روايت ميكنند كه اين آيه (آيه تطهير) در باره پنج تن نازل شده وآنان عبارتند از: محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين. 

پاسخ تفصيلي آنرا در پاسخ به كتاب (آنگاه. . . . هدايت شدم) بندشماره 38 بنگريد. 

(8) ودرج 1 صفحه (153) ميگويد: 

(وهمانا عائشه بسيار پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- را اذيت كرد ودل مباركش را بدرد آورد ولي پيامبر باآن اخلاق والا وصبر بسيار، تحمل ميكرد وبه او مهرباني مينمود وبسيار ميگفت: (عايشه، شيطانت برتو مستولي شده است). وتأسف ميخورد كه خداوند او و حفصه دختر عمر را تهديد كرده است). 

اينكه تيجاني ميگويد: (عايشه بسيار پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- را أذيت كرد)، دروغ است. زيرا كتب اهل سنت گواهي مي دهند كه محبوبترين مردم نزد رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم-، عايشه صديقه -رضى الله عنها- بود. (برواي