 در اصطلاح قرآن وسنت به معني رهبر نيست بلكه به معني (دوست) است. (مترجم ).(32) و در جلد (2) ص (103) ميگويد: 

(برخي از محققان همه احاديث  خلفاي راشدين و (عشره مبشره) (ده نفري كه مژده بهشت دارند) وهمسران رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- واهل بيت را گرد آوري كرده اند، مجموع آنها به يك دهم و يا حتي يك صدم احاديث ابو هريره به تنهايي نشده است).

مجموع روايت هاي حضرت ابو هريره -رضي الله عنه-، اعم از روايت هاي صحيح وغير صحيح وتكراري از رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- پنج هزار وسيصد وهفتاد و چهار (5374) روايت اند. بعض از اين روايت را از پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- و برخي را از صحابه روايت نموده است وهمچنين اين مجموعه شامل همه احاديث اعم از موقوف و مرفوع مي شود. 

تعدادي از اين احاديث را حضرت ابو هريره -رضي الله عنه- به تنهايي روايت نموده است وتعدادي را خودش تنها روايت نكرده است. (يعني بجز ابو هريره -رضي الله عنه-، صحابه ديگر نيز روايت كرده اند).

ويك دهم آنها تقريبا 537 حديث مي شود و يك صدم آنها حدود پنجاه و چهار حديث مي شود. 

واينك روايات خلفاء راشدين وبقيه عشره مبشره وبقيه اهل بيت: 

أم المؤمنين عايشه صديقه -رضي الله عنها- دو هزار و دويست و ده (2210) حديث روايت كرده است. 

و دانشمند امت اسلامي، عبدالله بن عباس رضي الله عنهما يكهزار وششصد وشصت (1660) حديث روايت نموده است. 

و حضرت علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- پانصد و شصت وشش (566) حديث. 

و ام المومنين ام سلمه -رضي الله عنها- سيصد وهفتاد وهشت (378) حديث. 

وسعد بن ابي وقاص -رضي الله عنه- دويست و هفتاد ويك (271) حديث. 

وذو النورين، عثمان بن عفان -رضي الله عنه- يكصد وچهل و شش (146) حديث. 

وابوبكر صديق -رضي الله عنه- يكصد وچهل و دو (142) حديث. 

و ام المومنين ام حبيبه -رضي الله عنها- شصت وپنج (65) حديث. 

وعبدالرحمن بن عوف -رضي الله عنه-  شصت و پنج (65) حديث. 

وام المومنين حفصه رضي الله عنها شصت (60) حديث. 

وسعيد بن زيد -رضي الله عنه- چهل و هشت (48) حديث. 

و زبير بن عوام -رضي الله عنه-  سي وهشت (38) حديث. 

و طلحه بن عبيدالله -رضي الله عنه- نيز سي وهشت (38) حديث. 

و عباس بن عبد المطلب -رضي الله عنه- سي وپنج (35) حديث. 

و عبدالله بن جعفر -رضي الله عنهما- بيست و پنج (25) حديث. 

و فضل بن عباس -رضي الله عنهما- بيست وچهار (24) حديث. 

و حسن بن علي -رضي الله عنهما- سيزده (13) حديث. 

وام المومنين زينب دختر جحش -رضي الله عنها- يازده (11) حديث.

و ابو عبيده بن الجراح -رضي الله عنه- چهارده (14) حديث. 

و ام المومنين صفيه -رضي الله عنها- ده (10) حديث. 

و حسين بن علي -رضي الله عنهما- هشت (8) حديث. 

و ام المومنين جويريه -رضي الله عنها- هفت (7) حديث.

و عقيل بن ابي طالب -رضي الله عنه- شش (6) حديث. 

و ام المومنين سوده -رضي الله عنها- پنج (5) حديث.[1] 

در نتيجه مجموع روايات اين بزرگواران، شش هزار وسيصد و پنجاه و دو حديث است و روايات حضرت ابو هريره -رضي الله عنه- پنج هزار وسيصد و هفتاد و چهار حديث اند كه پانصد وهفده تاي آنها فقط در بخاري ومسلم آمده است. پس آنها هزار حديث، بيشتر از حضرت ابو هريره -رضي الله عنه- روايت كرده اند. 

با اين همه، تيجاني به دروغ مي گويد: احاديث آنها به يك صدم احاديث  ابو هريره نمي رسد. 

وبعد از اين در مورد روايات شيعه و تعداد آنها بشنو. بخوان و تعجب كن. 

حر عاملي ميگويد[2]: 

جابر بن يزيد جعفي از امام باقر هفتاد هزار و از بقيه ائمه يكصد و چهل هزار حديث روايت كرده است. 

ونجاشي[3] ذكر كرده است كه ابان بن تغلب از امام جعفر سي هزار حديث روايت كرده است. 

وصدوق[4] در مورد محمد بن مسلم بن رباح ذكر كرده است كه وي از باقر سي هزار حديث و از صادق شانزده هزار حديث شنيده است. 
----------------------------------
[1] جوامع السيرة، ابن حزم ص (275) و بعد از آن.
[2] خاتمة و سائل الشيعة (151).
[3] رجال النجاشي (9).                         
[4] مشيخة صدوق (6).(33) درج (2) ص (147) ميگويد: 

همين بس كه بدانيد كه كتاب كافي باهمه عظمتي كه نويسنده اش محمد بن يعقوب كليني نزد شيعه دارد، و در علم حديث داراي مهارت است، هرگز علماي شيعه ادعا نكردند كه هر چه او جمع كرده، صحيح است، بلكه برخي از علماء نيمي از آن را كنار نهاده اند و صحيح نمي دانند بلكه نويسنده (كافي) خود نيز نگفته است كه آنچه در اين كتاب آورده، همه صحيح است. 

          والدعاوي ان لم تقيموا عليها             بينات فأصحابها ادعياء

(اگر براي دعواها، برهان و دليل نياوريد، صاحبان دعوي مدعياني بيش نيستند). 

سخن تيجاني بيشتر از دو حالت ندارد كه هيچكدام خوشايند نيستند وآن  اينكه تيجاني يا جاهل است و يا كذاب، وصفت دوم براي تيجاني مناسبتر است زيرا اولا سوابق گذشته اش مشكلات آينده اش اينرا اثبات مي كند ثانيا او مدعي علم ومهارت علمي است. 

واينك سخنان علماي معتبر شيعه را در مورد كتاب (كافي) بخوانيد:  طبرسي مي گويد: كافي ميان كتب  چهار گانه[1] مثل خورشيد ميان ستاره گان است واگر فرد منصف، تأمل نمايد از بررسي حال فرد فرد رجال سند هاي آن بي نياز مي گردد و براي وي وثوق واطمينان حاصل ميشود كه اين احاديث ثابت وصحيح هستند[2].

 (2) حر عاملي بابي تحت عنوان فائده ششم در باره صحت كتب معتبر در تاليف اين كتاب وكثرت اين كتب و صحت نسبت آن و ثبوت احاديثش از ائمه عليهم السلام آورده است[3].

اما مشكل شيعه اين است كه كتابهاي معتبر خود را مطالعه نمي كنند بجز همان كتابهاي را كه علماي آنها دستور به مطالعه آنها مي دهند. 

(3) شرف الدين موسوي مي گويد: كافي، استبصار، تهذيب ومن لا يحضره الفقيه متواترند و صحت  مضامين آنها قطعي است و كافي قديمي ترين،  بزرگترين، بهترين استوار ترين آنها ست[4].

(4) محمد صادق صدر مي گويد: آنچه شايسته مطالعه است و بايد بر آن آگاهي پيدا كرد اينست كه شيعه اگر چه بر معتبر بودن كتب چهارگانه اتفاق نظر دارند و معتقد به صحت همه روايات  آنها هستند لكن اسم صحاح را برآنها اطلاق نمي كنند آنطور كه برادران آنها، اهل سنت اينكار را كرده اند[5].

آنچه خوانديد برخي از اقوال علماي آنها بود ودر اين  باره سخنان زيادي وجود دارد. 

و اينكه تيجاني مي گويد: ( مؤلف هم نگفته است كه آنچه در اين كتاب جمع كرده است همه صحيح است)، اين دروغ بر كليني است زيرا كليني در مقدمه كتاب (كافي) ميگويد: 

و معتقدم شما دوست داريد نزد شما كتابي كافي باشد كه همه فنون علم دين را جمع نمايد بطوريكه براي دانش پژوه كافي باشد تا براي نظر خواهي به آن مراجعه كند وكسي كه علم دين و عمل به آن و به آثار صحيح از صادقين را مي خواهد، از آن اخذ نمايد[6].
------------------------------
[1] كتب چهار گانه عبارتنداز:  كافي ـ تهذيب ـ استبصار ـ من لا يحضره الفقيه.
[2] مسندرك الوسائل (3/532).
[3] خاتمة الوسائل ص (61).
[4] المراجعات ـ شماره (110) و تيجاني در كتابش ( آنگاه. .. . .  هدايت شدم) گفت: مراجعات را.
[5] الشيه (127).
[6] مقدمه (كافي). (34) و درج (2) ص (156 ـ 157) مي گويد: 

اگر اين سخنان آنان را گواه عقيده صاحب كتاب (مقالات الاسلامين) نيز به نقل از امام اشعري ـ كه رهبر اهل سنت و ج