 به بی‌عدالتی می‌شود. و پس از بحث‌های زیاد آنها به نقطة مشترکی رسیدند. مکتبی بین سرمایه‌داری و کمونیستی که محاسن هر دو را داشته و از معایب هر دو مکتب به دور باشد. از آن‌جایی که هر دوی این افراد، متفکر و با اسلام و جهان اسلام آشنایی داشتند، اسلام را نزدیک‌ترین مکتب به فکر مشترک خود یافتند و هر دو تصمیم به مطالعة جدی در مورد آن گرفتند. در سال 1980 رابرت گرین با شیخ حسن الترابی آشنا شد و پس از بحث‌های زیاد با او در مورد اسلام، در یکی از مساجد آمریکا به دست شیخ حسن الترابی به دین مبین اسلام مشرف شد و نام خود را به فاروق عبدالحق تغییر داد. او قبل از مسلمان شدن سجده کردن مسلمانان را دوست نداشت و آن را اهانتی به انسانیت انسان می‌دانست اما پس از آگاه شدن از مفهوم عبادت در اسلام، در همان مسجد برای اولین‌بار در مقابل پروردگارش سجده نمود. دکتر فاروق عبدالحق دارای نظراتی اساسی دربارة جهان اسلام است و به همان اندازه که از غرب نقد می‌کند از مسلمانان نیز نقد می‌کند و به نظر او مسلمانان به درستی تعالیم دین خود را نفهمیده‌اند و بیشتر آنها که در غرب زندگی می‌کنند، به جای پیروی از تعالیم اسلامی به فرهنگ غربی روی آورده‌اند.روژه گارودی، محقق و سیاست‌مدار فرانسوی / او به مدت سی سال یکی از رهبران حزب کمونیست در فرانسه بود. او انسانی محقق و بافرهنگ و حقیقت‌جو بود. ظلم و ستم سرمایه‌داری بر فقرا و ادعای عدالت‌طلبی و مساوات کمونیستی او را به دامن کمونیست کشانده بود و مدت زمان زیادی را در خدمت به افکار و اندیشه‌های کمونیستی به سر برد. در اوایل دهة چهل او با دین اسلام آشنا شد و به مرور به مطالعه در مورد آن پرداخت و به تدریج از خط کمونیست فاصله گرفت و سرانجام در دهة هفتاد به دین اسلام گروید. او به تمام مکاتب غربی از جمله کمونیست، سرمایه‌داری و صهیونیزم آشنایی کامل داشت و با رد اندیشه‌های آنها خطر صهیونیزم را بیشتر از دیگران می‌دانست. او با ارائة دلایل و اسناد کشته شدن شش میلیون یهودی را دروغی بسیار بزرگ خواند و دادگاه فرانسه که تحت نفوذ صهیونیست‌ها می‌باشد به جرم یهودی‌ستیزی او را محکوم نمود. این اندیشمند مسلمان فرانسوی مرکز گفتگوی تمدن‌ها را تأسیس و در سال 1990 اولین همایش جهانی را در این خصوص برگزار کرد. از آن‌جا که او قبلاً یکی از رهبران حزب کمونیست و مارکسیست بوده است، با تمام اندیشه‌ها و از جمله نظرات اقتصادی مارکس آشنایی کامل دارد و دربارة مارکس می‌گوید: مارکس تنها فیلسوفی است که هرکس باید تکلیف خودش را با او روشن کند و این در مورد سایر فیلسوف‌ها مانند لایب نیتس صادق نیست. گارودی پس از مسلمان شدن و آشنایی با اقتصاد اسلامی در تمامی بخش‌های آن به ارزش‌های اسلامی توجه می‌شود. او در این‌باره می‌گوید: «در اقتصاد غربی تمامی اهداف اقتصادی متوجه تولید بیشتر برای دست‌یابی به سود بیشتر است و این‌که تولیدات با ارزش‌های انسانی مغایرت داشته باشد یا خیر، هیچ جایگاهی در این اقتصاد ندارد. هدف از اقتصاد در اسلام، دست‌یابی به توازن و جلوگیری از انباشته شدن سرمایه در یک‌جا است». او علاوه بر سخنرانی‌های متعددی که در سراسر جهان ایراد نموده است، دارای تألیفات زیادی است از جمله: گفتگوی تمدن‌ها، جایگزین، وعده‌های اسلام و .... روژه گارودی می‌گوید: «تنها در پیروی از اسلام است که جهان کنونی می‌تواند راهی برای بیرون آمدن از بحران بیابد. کلید اصلاح جهان در دست اسلام است. این دین بزرگ دو ویژگی بسیار مهم  دارد: تسلیم و انقیاد و داشتن روح جمعی... قرآن از ما می‌خواهد که در تمام اتفاقات و حوادث، نشانه‌های پروردگار و سمبولی از یک وجود متعالی که ما، طبیعت و جامعه را به حرکت درمی‌آورد، بیابیم. هدف اصلی دین دستیابی به یک نظام و هماهنگی و وحدتی است که از جانب خدا صادر شده و دوباره به او باز می‌گردد. خواسته‌ها و تمایلات انسان برای دست‌یابی به آن‌چه که خداوند می‌خواهد، همان چیزی است که انسانیت را به انسان عطا می‌کند ... امروزه غرب بیش از هر زمان دیگری نیازمند اسلام است. اسلام است که می‌تواند به زندگی مفهوم و به تاریخ معنا ببخشد. اسلام است که می‌تواند نظر غرب را در مورد جدایی علم از حکمت، اندیشه از اسباب مادی و تفکر از نتایج آن تغییر دهد. اسلام هرگز بین علم و ایمان دیواری بنا نکرده است برعکس آنها را به عنوان مجموعه‌ای جداناپذیر از هم به هم پیوند داده است ... اسلام انسان را فرا می‌خواند که در جستجوی هدف نهایی و سرنوشت خود باشد. در جوامع غربی ما که فردگرایی شکاف‌های عظیمی را در آن ایجاد کرده است، اسلام می‌تواند امید را در این جامعه که به سمت خودکشی روان است، احیا کند».داود موسی بیتکوک / دکتور زغلول النجار در دانشگاه کاردیف در انگلستان در جلسه‌ای با حضور مسلمانان و غیرمسلمانان اعلام نمود که معجزة شق‌القمر، دو نیمه شدن ماه توسط پیامبر اسلام (ص) اتفاق افتاده است، و پس از آن داستان اسلام آوردن داود موسی بیتکوک را که رئیس حزب اسلامی بریتانیا است، برای حاضران بیان نمود. داود موسی بیتکوک در زمانی که در جستجوی یک دین حقیقی بود، نسخه‌‌‌ای از قرآن کریم را از یک دوست هدیه گرفت. به محض باز کردن قرآن، چشم او به سورة قمر افتاد که در اول سوره چنین آمده است:
﴿اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ * وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ﴾
(القمر: 1- 2) 
«قیامت نزدیک گشت و ماه دو نیمه شد و اگر هر نشانه‌ای را ببینند که بر آنها عرضه شود، بگویند که این جادویی است مستمر». 
با دیدن این آیات، داود قرآن را بست و دیگر آن را باز نکرد و با خود گفت: چگونه ممکن است که ماه دو نیمه شود؛ این خرافه‌ای بیش نیست و این کتاب نیز مانند سایر کتب آسمانی قدیمی و پر از افسانه است. روزی از روزها داود در خانة خود نشسته بود و به برنامه‌ای که شبکة تلویزیونی بی‌بی‌سی پخش می‌کرد، نگاه می‌کرد. در این برنامه سه دانشمند آمریکایی حضور داشتند و از این‌که آمریکا میلیاردها دلار صرف برنامه‌های فضایی خود می‌کند در حالی‌که می‌تواند با این مبالغ گرسنگی و فقر را از جهان ریشه‌کن نماید، آن برنامه‌ها را مورد نقد قرار می‌دادند و سرانجام از یکی از سفرهای فضانوردان آمریکایی به ماه بحث شد که صد میلیارد دلار هزینه دربر داشته است. در این هنگام مجری از آنها پرسید: آیا فقط برای برافراشته نمودن پرچم آمریکا بر روی کرة ماه چنین مبلغ گزافی را صرف کرده‌اند؟ یکی از دانشمندان جواب داد: «خیر، آنها در مورد ترکیب داخلی عناصر ماه تحقیق می‌کردند تا ببینند چه اندازه با زمین شباهت دارد». یکی دیگر از دانشمندان نیز گفت: «در این سفر ما چیز شگفت‌انگیزی را کشف نمودیم و آن کمربندی از صخره‌های متحول شده ماه بود که از سطح تا عمق ماه و به دور آن کشیده شده بود. هنگامی که این معلومات را به زمین‌شناسا