لله علیه وسلم‌ فرمود: « مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً »: (هر کس به نزد کاهنی برود و از او درباره‌ی چیزی سؤال کند نمازش چهل روز قبول نمی‌شود).[3]

ابوهریره روایت مي‌كند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « مَنْ أَتَى كَاهِنًا أَوْ عَرَّافًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ »: (هر کس به نزد کاهنی برود و او را در آنچه می‌گوید: تصدیق‌کند، قطعاً به آنچه بر محمد نازل شده، کفر ورزیده است)

 این حدیث را ابوداود، احمد و ترمذی روایت کرده‌اند[4]

پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: « مَنْ أَتَى كَاهِنًا أَوْ عَرَّافًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ »‌: (هر کس به نزد کاهن یا فال‌گیر‌ی برود و او را در آنچه می‌گوید: تصدیق کند قطعاً به آنچه بر محمد صلی الله علیه وسلم نازل شده، کفر ورزیده است)

 به روایت سنن اربعه و حاکم. حاكم گوید: اين روايت مطابق شرط شیخین صحیح است.[5]

بغوی گوید: عرّاف کسی است که بوسیله‌ي شواهد و قراین استنباط می‌کند که مال دزدیده شده و یا حیوان گم شده و... کجاست و گفته‌اند: عرّاف وکاهن یکی هستند.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله گوید: عرّاف نامی است که کاهن، منجم[طالع بین]و رمّال و... که بوسیله‌ی راه‌های مختلف برای شناخت اشیا حدس می‌زنند؛ اطلاق می‌شود.[6]

تنجیم (طالع بینی) این است که بوسیله‌ی تغییر و تحولات در حرکت ستارگان و سیارگان در حوادث زمینی استدلال می‌کنند؛ این از اعمال جاهلیت است و اگر فرد بر این باور باشد که ستارگان در نظام هستی دخل و تصرفی دارند، شرک اکبر است.

 شیخ صالح الفوزان-المنتقی(2/56،57)
--------------------------------------------------------------------------------
[1].فتح المجيد شرح كتاب التوحيد ص /306 

[2] .مسلم ش/2230

[3].به روايت ابوهريره با اين لفظ آن را نديدم؛ ليكن در مسند احمد(380/5) از يكي از همسران پيامبر اين روايت وجود دارد، اما در آن آمده: (فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ) به جاي (فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ) 

[4].كسي از سه منبع مورد اشاره با اين الفاظ روايت نكرده‌ است، بلكه با اضافه و يا اختلاف در متن آورده‌اند كه در معنا تاثيري ندارد. ر.ك. مسند احمد(429/2)و ابوداود /3904،ترمذي /135، ابن ماجه / 639 و آلباني در صحيح سنن ابوداود /3304  آن راصحيح دانسته است. 

[5] .  حاکم اين را صحيح دانسته و ذهبی، او را تاييد کرده، البته عرّاف (فال‌گير) را قبل از کاهن ذکر کرده است. مستدرك حاكم 1/8(15).

[6] . فتح المجيد ص(309-310) والمجموع الفتا‌ وي(173/35)[132] از احکام طلاق رجعی

س: زنم اخلاقش بسار بد است، می خواهم ادبش کنم و او را یک طلاق بدهم و نزد خانواده اش بفرستم و سپس قبل از تمام شدن عدت با گرفتن دو گواه به او رجوع کنم و این را در ورقه اي ثبت نمایم. منظورم فقط این است که او را ادب کنم. آیا این روش درست است یا خیر؟ لطفاً مرا راهنمایی کنید.

ج: کسی که می خواهد همسرش را طلاق دهد، سنت این است که یک طلاق بدهد و زن را در خانه اش بگذارد؛ اما به او دست نزند، و زن از او حجاب نکند، و بعداً اگر خواست در زمان عده به او رجوع کند، اگر عده تمام شد و همسر به زنش رجوع نکرد؛ زنمی تواند با شوهر دیگری ازدواج کند.

اما این که به خاطر تأدیب یک طلاق داده شود و نزد خانواده اش فرستاده شود، جایز است، اما باید قبل از تمام شدن عده با گواه گرفتن دو نفر به او رجوع شود، و باید قبل از تمام شدن عده به او خبر داده شود که شوهر به او رجوع می کند تا ازدواج نکند.

اشکالی ندارد تا اندکی پیش از تمام شدن عده رجوع را به تأ خیر بیاندازد، و بهتر این است که رجوع را در ورقه ای بنویسد و از دو شاهد امضا بگیرد.

 والله اعلم. وصلی الله علی محمد وآله وصحبه وسلم. 

شیخ ابن جبرین- النخبة من الفتاو ي النسائیة

 ص(100)جمع: عبد الله الحوطی[133] کیفیت حالات خشم و ناراحتی که به سبب آن طلاق واقع نمی شود 

س: مردی سوگند خورده که زنش به خانه ي پدرش به قصد فرار[1] نرود؛ مگر با اجازه او و اگر بدون اجازه اوبرود طلاق است. 

زن مذکور به خانه پدرش رفته و وقتی شوهرش از پرسیده که چرا رفته ای در پاسخ گفته است به قصد دیدار رفته ام و سوگند خورده است که منظورش از رفتن همین بوده است، اما شوهر آن را یک طلاق به شمار آورده و به فقها مراجعه کرده است.

 تقریباً بعد از پنج ماه زن و شوهر با یکدیگر درگیر می شوند و شوهر یک طلاق صريح، وسپس بار دوم زیر نظر یکی از فقها رجوع می کند، و تقریباً بعد از یک سال شوهر مذکور زنش را این گونه طلاق می دهد و می گوید:(نزد خانواده ات برو تو طلاق هستی ).

 وقتی از او پرسیده اند گفته است: من درحالت خشم بوده ام و نمی فهمیده ام، علتش آن بوده که می گوید: به سفر رفته ام و در اثنای سفر یکی از مسافران، دارویی به من داد که در سفر خواب نروم، و به خاطر اثرات این دارو نمی دانستم که چه می گویم، و شوهر سوگند می خورد، لطفاً پاسخ دهید. الله تعالی به شما پاداش فراوان بدهد. 

ج: در واقع شدن دو طلاق پیش از طلاق اخیر شک و تردیدی نیست، بلکه طلاق سوم جای اشکال است. علما در چنین موردی دو قول دارند: 

1- اگرخشم شدید باشد و اسباب آن واضح و مشخص باشند، طلاق واقع نمی شود. 

2- اگر خشم و ناراحتی شعور ودرک او رااز بین نبرده باشد و او بر اثر خشم مثل دیوانه ها نباشد طلاق واقع می شود، اما خشمی که انسان بداند چه کار می کند و تنها خشمگین شدن نزد همه از وقوع طلاق مانع نمی شود.

 بنابراین خشمگین شدن سه حالت دارد:

1-حالتی که به اجماع در آن طلاق واقع می شود؛ و این زمانی است که خشم به صورت عادی باشد و شدید نباشد.

2-حالتی که به اجماع در آن طلاق واقع نمی شود، وآن حالتی است که خشم چنان شدید است که درک فرد را از بین می برد و فرد در آن حالت از زمره ي دیوانگان قرار می گیرد.

3-حالتی که در میان این دو حالت قرار دارد که مورد اختلاف است و قول راجح همین است که طلاق واقع نمی شود، چون فردی که به شدت خشمگین می شود، نمی تواند خودش را کنترل کند و طلاق ندهد؛ چون شدت خشم او را ناچار می کند تا برای خاموش کردن آتش خشم، طلاق دهد. این به مانند کسی است که به زور از او طلاق گرفتهمی شود.

این حالتهای سه گانه را جمعی از علما ذکر کرده اند. از آن جمله شیخالاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم (رحمه الله)، و در حالتی کهبین دو حالت دیگر قرار دارد گفته اند که طلاق واقع نمی شود و این فرد مانند کسی است كه به اجبار و اکراه طلاق گرفته می شود و یا مانند کسی است که عقلش را از دست داده است بنابراين طلاق واقع نمي شود.[2]

 شیخ ابن باز – مجموع فتاوی و مقالات متنوعة (21/372)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  متن سؤال اين گونه است. احتمال دارد كه در اصل لفظ قراءة بوده است؛ اما با لفظ فرار جابجا شده است.
[2] ن ک اعلام الموقعین 4/50-52 و«طلاق الغضبان» ص 69-71 هر دو کتاب اثر ابن قیم (رح) هستند.[134]خلع و جواز آن در زمان دوست نداشتن شوهر

س: زنی از شوهرش خو