ایی (3769)وابن ماحبان فی صحیحه (4357)وصححه الألبانی کمافی «صحیح أبی داود»(2784).
[3] مسلم (106). [114] جمله‌ی: (سحر را یاد بگیرید و به آن عمل نکنید) از احاديث پيامبر صلی الله علیه وسلم  نیست.

س: منظور از این که گفته‌اند: (سحر را یاد بگیرید وبه آن عمل نکنید) چیست؟ چون برخی از مردم می‌گویند: اين حدیثي ضعیف است؟

ج: یادگیری سحر حرام است، برابر است که به هدف عمل به آن و یا حفاظت از آن باشد الله تعالی در کتاب خود تصریح کرده که یادگیری آن کفر است و می‌فرماید:« يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ » 

(و به مردم سحر آموختند و از آنچه بر دو فرشته‌ی بابل، هاروت و ماروت نازل شد پیروی کردند و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر این که از پیش به او می‌گفتند: ما وسیله‌ی آزمایش هستیم کافر نشو!). «بقره/102»

پیامبر صلی الله علیه وسلم تصریح کرده است که سحر یکی از گناهان کبیره است و دستور داده است که از آن اجتناب کنند و می‌فرماید: « اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ...»: (از هفت چیز هلاک کننده اجتناب کنید...).[1]  و سحر را یکی از آن‌ها بر شمرده است.

 در کتاب‌ها‌ی سنن و در نسائی آمده: « مَنْ عَقَدَ عُقْدَةً ثُمَّ نَفَثَ فِيهَا فَقَدْ سَحَرَ وَمَنْ سَحَرَ فَقَدْ أَشْرَكَ »: (هر کس گره‌ای بزند وسپس در آن دم کند، جادو کرده است و هر کس جادو کند بطور قطع شرک ورزیده است.[2]

و جمله‌ی: (سحر را یاد بگیرید وبه آن عمل نکنید) تا جایی که ما می‌دانیم بعنوان حدیث صحیح و یا ضعیف روايت نشده است.

  وبالله التوفیق وصلی الله علی نبینا محمد وآله و صحبه وسلم

اللجنة الدائمة، فتاوی اصلاح بالقرآن والسنة. الرقی ومايتعلق بها ص(/587)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] .تخريج آن در فتوای قبلی ذکر گرديد.
[2] .نسائی (4079) با زيادتي در آخر حديث طبرانی در«اوسط» 1469 به روايت ابوهريره رضی الله عنه با سندی که ايراد (لين) دارد. ابن مفلح در الاداب الشرعيه (69/3) و مي‌گويد که حديث حسن است. به مانند: اين و بيشتر از اين در حديثی بر روايت عمران بن‌حصين، بزار در مسند خود 9/2(3578) آورده است و در مجمع الزوائد (117/5) گويد: رجال آن بجز اسحاق بن ربيع که ثقه است، رجال صحيح هستند.[3] زیاد سوگند خوردن به راست و دروغ 

س: خویشاوندی دارم که به راست و دروغ زیاد قسم می خورد....حکم آن چیست؟

ج: او را نصیحت می کنیم و به او می گوییم، شایسته است زیاد قسم نخوری حتی اگر راست گفته باشی، چون خداوند متعال می فرماید: « وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ » [مائده:89] (و سوگندهای خود را حفظ کنید)

 پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  می فرماید:[ ثَلَاثَةٌ لَا يُكَلِّمُهُمْ اللَّهُ، وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَلَا يُزَكِّيهِمْ، وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ:أُشميطٌ زانٍ، و عائِلٌ مستكبِر، و رجل جعل الله بضاعَتَهُ: لا يشتري إلا بيمِينِه و لا يبيعُ إلا بيمينه] [1]

 [سه نفر هستند که خداوند در روز قیامت با آنها سخن نمی گوید و به آنها نگاه نمی کند و آنان را پاکیزه نمی گرداند و عذاب دردناکی دارند: پیرمرد زناکار، فقیر متکبر و کسی که کالایش جز با سوگند، خرید و فروش نمی شود.]

عرب ها کسی را که کم سوگند می خورد، می ستودند چنان که شاعر می گوید:

قلیل الألایا حافظ لیمینهإذا صَدَرتْ منهُ الألِیَّةُ برَّت[2]

[کم سوگند می خورد و سوگند خود را نمی شکند و هر گاه سوگند بخورد آن کار را انجام می دهد.]

پس بنابراین مؤمن باید کمتر سوگند بخورد. حتی اگر راستگو باشد؛ چون زیاد سوگند خوردن ممکن است باعث شود تا او به دروغ سوگندی بخورد.

معلوم است که دروغ حرام است و هرگاه دروغ همراه قسم خورده شود حرمت آن سخت تر و بیشتر است، اما اگر ضرورت و مصلحت ایجاب می کرد تا فرد به دروغ سوگندی بخورد اشکالی ندارد، چون ام کلثوم بنت عقبة بن أبی معيط رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا روایت می کند که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرمود: [لَيْسَ الْكَذَّابُ الَّذِي يُصْلِحُ بَيْنَ النَّاسِ؛ فَيَقُولُ خَيْرًا أويَنْمِي خَيْرًا]

 [ کسی که میان مردم آشتی برقرار می نماید و سخن خیر می گوید و خیر نقل می دهد، دروغگو نیست.]

ام کلثوم رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا می گوید: [وَلَمْ أَسْمَعْ يُرَخَّصُ فِي شَيْءٍ مِمَّا يَقُولُ النَّاسُ كَذِبٌ إِلَّا فِي ثَلَاثٍ: الْحَرْبُ، وَالْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ، وَحَدِيثُ الرَّجُلِ امْرَأَتَهُ وَحَدِيثُ الْمَرْأَةِ زَوْجَهَا] 

[از پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  نشنیدم که دروغ را اجازه بدهد؛ مگر در سه چیز: جنگ، ایجاد صلح و آشتی بین مردم، حرف شوهر به زنش و حرف زن به شوهرش][3].

پس اگر برای آشتی برقرار کردن بین مردم به کسی گفت: سوگند به خدا آن ها صلح را دوست دارند و می خواهند متحد شوند، و می خواهند چنین و چنان شود، و سپس نزد گروه دیگر آمده و به آنها همین را گفت و منظورش خیر و صلاح بود اشکالی ندارد.

 همچنین اگر انسانی را دیدید که می خواهد فردی را از روی ستم به قتل برساند یا غیر از قتل، ستم دیگری بر او روا دارد و او برای آنکه مظلوم را نجات دهد گفت: سوگند به خدا این برادر من است، و می دانست که اگر بگوید برادرم است با این کار او را از ظلم نجات می دهد.

منظور این است که در اصل، سوگند های دروغین حرام اند و از آن نهی شده است؛ مگر مصلحت بزرگتری از دروغ در نظر داشته باشند. مانند سه موردي كه در حدیث آمده است.

شیخ ابن باز – مجلة الدعوة. ش.40 ص163،166
-------------------------------------------------------------------------------
(4)الطیرانی فی «الکبیر»(6111)،وفی «الأوسط»(5577)وفی «الصغیر»(821)باختلاف یسیر.قال الهیشی فی «المجمع»(4/78):«رجاله رجال الصحیح ».
[2] گویند: شاعر کثیر عزة( ت 105.ه) می باشد.
[3] 1- بخاری 2692ومسلم  2605[4] حکم گفتن (والله ) به صورت مستمر ....و کفارهء یمین 

س) بیشتر وقت ها هنگامی که حرف می زنم می گویم(والله)آیا این قسم است ؟و اگر سوگند را بشکنم چگونه کفاره آن را بدهم؟

ج) اگر مرد یا زن مسلمانی که مکلف است بگوید (والله) فلان کار را می کنم یا نمی کنم، و از روی قصد و تصمیم این را بگوید، مثلاً: بگوید (والله) به دیدن فلانی نمی روم، یا بگوید: (والله) به دیدن فلانی می روم، دو بار یا بیشتر بگوید، اگر سوگندش را بشکند به این صورت كه آنچه را كه بر آن سوگند خورده که انجام نمی دهد، انجام دهد یا آنچه را که سوگند خورده که انجام می دهد انجام ندهد، کفارهء قسم بر او لازم می شود، یعنی: اگر سوگندش را شکست، باید به ده نفر نیازمند، غذا یا لباس بدهد، یا برده ای را آزاد کند، و مقدار خوراک تقریباً یک و نیم کیلو از خوراکی که در آن شهر مورد مصرف قرار می گیرد، از قبیل: خرما، برنج، لباس و غیره به اندازه ای باشد که برای رفع نياز کفایت می کند، مثل: پیراهن، شلوار یا چا