لند گفتن آمين در نمازهاي جهري، درود بر رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در تشهد، وجوب سلام براي خروج از نماز، و مانند آن.

 امّا اگر اختلاف در عقاید باشد. مانند: صفت علو و استواء براي الله، اثبات صفات فعليه براي الله، خلق افعال ‌بندگان، تكفير با گناه طغيان بر ائمه، طعن بر صحابه صفت بداء براي الله تعالي، غلو در مورد عليرضی الله عنه، همسر و فرزندانش، خارج كردن اعمال از تعريف ايمان، انكار كرامات، ساختن بنا بر قبرها، نماز در قبرستان، و مسایلی از اين قبيل، بر مخالف به شدت اعتراض وارد است، زيرا همه ی ائمه بر گفتار سلف صالح و پيشكسوتان نيكو سيرت اتفاق نظر دارند و اختلاف بعد از ائمه و از جانب مبتدعان پدید آمده است، و الله اعلم.

شيخ ابن‌جبرين ـ الؤلؤالمكين ص(296-297)[55] حكم ترك امر به معروف و نهي از منكر با وجود توانايي

س: حكم كسي كه، امر به معروف ونهي از منكر را، با وجود توانایي ترك مي‌دهد، چيست؟

ج: چنین فردي ايمانش ضعيف است، و الله و پيامبرش را نافرمانی كرده است. و بيم آن می رود که دير يا زود به بیماریهای  قلبي به عذاب الهی گرفتار شود.

 الله مي‌فرمايد:[ لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُدَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ (٧٨)كَانُوا لا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (٧٩)] «مائده/ 79ـ 78 »

 (كافران بني‌اسرائيل، بر زبان داود و عيسي‌بن مريم لعن شدند، اين بخاطر آن بود كه گناه كردند و تجاوز مي‌نمودند آنها از اعمال زشتي كه انجام مي‌دادند. يكديگر را منع نمي‌كردند؛ چه بدكاري انجام مي‌دادند). 

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در حديث صحيحي مي‌فرمايد:[ مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ] [1]

(هر كس از شما كار ناپسندي را مشاهده كرد، با دستش آن را تغيير دهد، اگر نتوانست، با زبانش، و اگر نتوانست با قلبش، و اين ضعيف‌ترين درجه ي ايمان است).

 پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي‌فرمايد:[ إِنَّ النَّاسَ إِذَا رَأَوْا الْمُنْكَرَ فَلَمْ يُنْكِرُوهُ أَوْشَكَ أَنْ يَعُمَّهُمْ اللَّهُ بِعِقَابِهِ] [2]

 (هرگاه مردم كار ناپسندي را ديدند و به آن اعتراض نكردند، بيم آن مي‌رود كه عذاب الله همه ی آنان را در بر گيرد). 

احاديث در اين موضوع بسيارند. از الله مي‌خواهيم كه مسلمانان را براي اداي اين واجب آن گونه كه می پسندد، توفيق دهد. 

  شيخ ابن باز- مجلة البحوث. ش/37 ص(169)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - مسلم (49)
[2] - احمد (1/2، 7،9) ،ـ ابوداود(4338) – ترمذي(2168، 3057) و آن را صحيح دانسته است، ابن ماجه(4005) وابن حبان(305)[56] معناي آيه: « لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ »

س: اگر به برخي از مردم گفته شود: چرا جلوي اين كار ناپسند را نمي‌گيري؟ يا چرا خانواده ي خود را از اين كار ناپسند باز نمي‌داري؟ مي‌گويد: الله مي‌فرمايد [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ] (اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! مراقب خود باشيد! اگر شما هدايت يافته‌ايد. گمراهي كساني كه گمراه شده‌اند، به شما زياني نرساند). «مائده/ 105» جواب شما براي چنین افرادی چيست؟ 

ج: اين آيه از آيات محكمات است و منسوخ هم نشده است این افراد در فهم آن دچاراشتباه شده اند.چون هدايت، امر به معروف و نهي از منكر را به اندازه ی توان، شامل می شود. و اگر فردی اين وظيفه را ترك كند. از شمار هدايت يافتگان نيست و هرگاه كار ناپسندي در قومي شايع شود و كسي از آن منع نكند، بيم عذاب عمومي برآن قوم مي‌رود.

 شيخ ‌ابن‌عثمين ـ ألفاظ و مفاهيم في میزان الشريعة ـ ص (33) [57] ترك نهي از منكر به اين دليل كه خودش آن منكر را انجام مي دهد.

س: برخي از مردم در جواب اين سئوال: كه چرا جلوي اين كار ناپسند را نمي‌گيري؟ مي‌گويند: چگونه منع كنم در حالي كه خودم انجامش مي‌دهم و با استناد به اين آیه که الله تعالي می فرماید:[ أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ] (آيا مردم را به نيكي دعوت مي‌كنيد، امّا خودتان را فراموش مي‌نمایيد). «بقره/ 44» 

و نيز حديث مردي (كه روده‌هايش در آتش آويزان است) و از این امر مهم شانه خالی می کنند. در پاسخ چه بگوییم؟ 

ج: انسان به دوچيز امر شده است:

 1 ـ ترك كارهاي ناپسند.2 ـ اعتراض بر انجام دهنده ي ‌آن.

 هرگاه توانايي عمل به اولي را نداشت، عمل به دومي از او ساقط نمي‌گردد. و آن سرزنشی كه در مفهوم آيه است به اين دليل است كه مردم را به نيكي دستور مي‌دهد و خودش آن را انجام نمي‌دهد نه به سبب دستور به نيكي. به همين جهت فرمود:[ أَفَلا تَعْقِلُونَ]  (آيا از عقل بهره نمي‌بريد). (بقره/44)

آيا عاقلانه است كه انسان ديگران را به نيكي دستور دهد و خودش انجام ندهد؟ اين خلاف عقل است همان طور كه مخالف شريعت نيز هست. لذا نهي به دليل دستور به نيكي نيست. بلكه به دليل جمع بين دستور به نيكي و ترك انجام آن است.

 آنچه در حديث آمده نیز به همین صورت است. (روز قیامت،(این چنین فردی) را می آورند و در دوزخ می اندازند. روده هایش به سرعت، در آتش می ریزد و او همانند الاغی که آسیاب را می چرخاند، بدور خود می گردد، دوزخیان اطراف او جمع می شوند و مي‌گويند:فلانی! تو را چه شده است مگر تو ما را امر به معروف و نهی از منکر نمی کردی. می گوید : (بلی) شما را امر به معروف می کردم ولی خودم آن را انجام نمی دادم و شما را از منکر باز می داشتم اما خودم آن را انجام می دادم ).[1] 

اين حديث دلالت بر عذاب فرد دارد، ولي نمي‌دانيم اگر امر به معروف و نهي از منكر نمي‌كرد چه عذابي را انتظار مي‌كشيد.

  شيخ ابن عثيمين الفاظ و مفاهیم فی میزان الشريعة ـ ص(32 ـ 33)
-------------------------------------------------------------------------------
[1] - بخاري (3267 ، 7098) و مسلم (2989) به همین معنا.[58] حكام معصوم نيستند.. اما نصيحت آنان اصول و آدابي دارد

س1:  شما و علماي اين سرزمين، الحمدلله مسلمان و پيرو سلف صالح هستيد وطبق فرموده ي رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  همواره حکام و مسئولان امر را نصیحت می کنید – در حالي كه هيچ كس را در پيشگاه الله تعالي كسي را پاك و بي عيب نمي دانيم. عده‌اي ايراد مي‌گيرند كه چرا شما علناً با حكام مخالفت نمي‌كنيد و برخي شما را معذور دانسته و مي‌گويند: شما از طرف دولت تحت فشار هستید. لطفاً توضیح دهيد؟

ج1:  بدون شك حاكمان نيز مانند افراد بشر معصوم نيستند و نصيحت شان واجب است؛ ولي عيب‌جویي از آنان در مجالس و منابر، غيبت محسوب مي‌شود. اين بدتر از كار ناپسندي است كه حكام انجام مي‌دهند؛ زيرا اين كار باعث فتنه‌انگيزي