 رقص و آواز و انواعبازیهای بیهوده شرکت می ورزند؛ پرونده سازی علیه چنین افرادی لازم است و پیگیری امور آنان، کار ناجایزی به شمار نمی رود؛ زیرا چنین افرادی فاقد احترام هستند.

سختگیری در مورد این افراد به نفع جامعه است؛ زیرا با کنترل آنان می توان شهر و جامعه را از معاصی و بزهکاری هایی که موجبات خشم خداوند را در دنیا و آخرت به همراه دارد، حفاظت نمود. امّا در صورتی که متهم انسانیوارستهو شایسته است و از این نوع منکرات فاصله دارد، زیر نظر گرفتنکارها و امور زندگی او و پیدا کردن نکات ضعفشناجایز است؛ زیرا این کار به منزله یاذیت وآزار بندگان خداوند متعال است. 

 در حدیثی آمده است:[ يَا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ وَلَمْ يُفْضِ الْإِيمَانُ إِلَى قَلْبِهِ: لَا تُؤْذُوا الْمُسْلِمِينَ وَلَا تُعَيِّرُوهُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا عَوْرَاتِهِمْ؛ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَةَ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ، وَمَنْ يَتَّبعِ اللَّهُ عَوْرَتَهُ يَفْضَحْهُ وَلَوْ فِي جَوْفِ رَحْلِهِ][1] [ ای کسانی که به ظاهر ایمان آورده؛ اما هنوز ایمان به قلبتان وارد نشده است، مسلمانان را اذیت نکنید و به دنبال عیوب آنان نباشید؛ زیرا هر کسی که به دنبال عیوب برادر مسلمانش باشد الله تعالی به دنبال عیوب او خواهد بود و هر کسی که الله تعالی عیوب او را بپاید حتماً رسوایش می کند، حتی اگر در کنج خانه اش هم باشد.]

الله تعالی می فرماید:« وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا» [الأحزاب:58]

[و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بى هيچ گناهى كه مرتكب شده باشند، مى آزارند، به راستى [بار] بهتان و گناهى آشكار را بر دوش كشيده اند (58)]

اما در مورد کسی که اقرار به زنا کرده بود،پیامبرrسعی می نمود تا او را از اعترافش منصرف نماید، نامبرده فردی متقی بود و از عذاب الهیبیمناک بود و از همین رو با اعترافش به عمل زنا می خواست حکم شریعت در مورد او اجرا شود، پیامبرr نیز سعی می نمود تا موضوع را به او تفهیم کند که شاید مرتکب امری شده که حکمش از زنا پایین تر است و به آن اعتراف کند تا حکم زنا از او دور شود. والله اعلم

 فتوا با امضای شیخ ابن جبرین
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ترمذی (2032) و قال: «حسن غریب». وهو فی صحیح الجامع برقم: (7984)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1464.txt">حکم پرده پوشی از افراد گناهکار</a><a class="text" href="w:text:1465.txt">حکم امتناع از شهادت به خاطر پرده پوشی از مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:1466.txt">حکم کسی که وعده می دهد علیه دیگری شهادت نمی دهد؛ امّا خلاف وعده می کند </a><a class="text" href="w:text:1467.txt">حکم شهادت بر شهادت دیگری</a></body></html>[6]حکم پرده پوشی از افراد گناهکار

س: حکم کسی که دیگریرا در حال ارتکاب جرم و معصیت می بیند، اما راز او را فاش نمی کند و فقط او را نصیحت می کند به این امید که از این کار بر گردد و توبه کند آیا این شخص گناهکار است؟

ج: چنانچه انجام دهنده ی گناه و معصیت از کسانی نیست که همواره مرتکب گناه و معصیت می شوند و نسبت به دستورات شریعت بی پروا و بی توجه هستند، پرده پوشی از چنین فردی جایز است، البته باید از عذاب و عقاب الهی او را بر حذر نمود تا در آینده مر تکب گناه نشود؛ امّا اگر شخصی در صحنه جرم و در حال انجام گناه گرفته شود و از کسانی است که در ارتکاب گناه بی پروا است، از اصحاب فسق و فجور است، کسی که او را می بیند مؤظف است او را به کسانی که توان مجازاتش را دارند معرفی کند تا در آینده اصلاح شود و از گناه باز آید.

اگر معصیت و گناهی که انجام می شوداز حقوق انسانها است، مانند کسی که شخصی را هنگام سرقت از منزل یا مغازه، یا زنا با فردی مشاهده می کند، ستر پوشی از چنین گناهانی جایز نیست؛ زیرا با پرده پوشی بر چنین گناهی حق دیگری ضایع می شود، عفت و ناموس خانواده از بین می رود، در حق مسلمانی خیانت صورت می گیرد، اگر شخصی می دانست که فرد قاتل یا ضارب فلان شخص است، باید او را معرفی کند؛ زیرا با پرده پوشی در این موارد حق مسلمانی دیگر ضایع می شود، بلکه شاهد جهت احقاق حق مظلوم علیه قاتل و ظالم شهادت دهد.

فتوا با امضای شیخ ابن جبرین [7]حکم امتناع از شهادت به خاطر پرده پوشی از مسلمانان

س: برخی از افراد به خاطر پرده پوشی از قضایایی غیر از حدود امتناع می ورزند؛ با این استدلال که وقتی که حدود با وجود شک و شبهه، ساقط می شوند پس گناهان دیگر به طریق اولی ساقط می شوند، البته هدف اصلیافراد از عدم شهادت، پرده پوشی در حق مسلمانان است. برخی دیگر از افراد با این نظریه مخالف هستند و می گویند: عدم شهادت علیه مجرمین از باب کتمان شهادت است که در قرآن از آن نهی شده است: لطفاً در این مورد توضیحات لازم را بیان کنید؟

ج: هرگاه از شخصی خواسته شد تا در مورد حقی که مربوط به فردی از افراد است گواهی دهد، که در صورت عدم گواهی، حق صاحب حقی ضایع می شود، ادای شهادت در مورد چنین فردی لازم است وصبر برتحمل شهادت لازم است .چنانچه آمدن شاهد برای ادای شهادت هزینه بردار است، صاحب حق، هزینه آن را متحمل می شود.

الله تعالی می فرماید:« وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا » [البقرة-282]

(و چون گواهان را به گواهی می خوانند، باید از این کار امتناع نورزند)

یعنی: هرگاه از شاهدی خواسته شد شهادت دهد، باید این کار را انجام دهد.

زیرا با شهادت شاهد، حق به صاحبش می رسد؛ کتمان شهادت حرام است، زیرا پروردگار می فرماید:

« وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آَثِمٌ قَلْبُهُ » [البقرة-283]

(و شهادت را کتمان نکنید، و هرکسی که شهادت را کتمان کند؟ گناهکار است)

یعنی باکتمان شهادت، شخص گناهکار و مستحق عذاب می شود.

در مورد حدود، باید عرض شود: بله حدود با شبهه، برداشته می شوند؛ به این معنی که اگر در شهادت شبهه ایی باشد یا اشتباهی رخ دهد یا در مورد شخصی که علیه او شهادت داده می شود اشتباهی صورت گیرد، اجرای حکم برداشته می شود.مانند: این که کسی از بیت المال چیزی را سرقت کند و مدعی شود که در بیت المال شریک است و سهم دارد (اما سهمش را به او پرداخت نکرده اند و او سهم خودش را برداشته است ). مانند اینکه: شخصیچیزی را به سرقت می برد با این ادعا که این چیز از آن خودش بوده که آن را از او غصب نموده اند و امثال این موارد. 

باید توجه داشت شخصی، دیگری را در حال ارتکاب عمل زنا مشاهده می کند شبه ای هم در کار نیست و عذری هم وجود ندارد و از طرفی اجرای عقوبت و حد با این کار حتمی و لازماست، شاهد اجازه ندارد شهادت راکتمان کند.

فتوا با امضای شیخ ابن جبرین[8]حکم کسی که وعده می دهد علیه دیگری شهادت نمی دهد؛ امّا خلاف وعده می کند 

س: شخصی عهد می کند که در غیر از حدود، و اموری که متعلق بهحق افراد نیست، گواهی نمی دهد؛ اما زیر قولش می زند و خلاف وع