ه سوی آن تیراندازی می کردند. وقتی ابن عمررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ را دیدند پراکنده شدند. ابن عمررَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ گفت:« مَنْ فَعَلَ هَذَا؟ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ لَعَنَ مَنْ فَعَلَ هَذَا»[4] «چه کسی این کار را کرده است؟ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ کسی که این کار را می کند لعنت کرده است».

 از انس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُروایت است که «نَهَى رَسُولُ الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أَنْ تُصْبَرَ الْبَهَائِمُ»[5] 

«پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از این که حیوانات زندانی شوند نهی کرده است.»

 در حدیثی دیگر از پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ روایت است که فرمود: «لَا تَتَّخِذُوا شَيْئًا فِيهِ الرُّوحُ غَرَضًا»[6]

«چیزی که روح دارد و زنده است ، نشانه قرار ندهید».

 از ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که گفت: « إِنَّ النَّبِيَّصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نَهَى عَنْ قَتْلِ أَرْبَعٍ مِنْ الدَّوَابِّ: النَّمْلَةُ وَالنَّحْلَةُ وَالْهُدْهُدُ وَالصُّرَدُ»[7]

 «پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از کشتن چهار حیوان نهی کرده است: مورچه، زنبور عسل، هدهد و شیر گنجشک».

 در صحیح مسلم روایت است که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: « عُذِّبَتْ امْرَأَةٌ فِي هِرَّةٍ حَبَسَتْهَا حَتَّى مَاتَتْ فَدَخَلَتْ فِيهَا النَّارَ؛ لا هِیَ أَطْعَمْتِهَا وَ سَقَتهَا إِذ حَبَسَتهَا، وَلَا هِیَ تَرَکتَهَا تَأکُلُ مِنْ خَشَاشِ الْأَرْضِ»[8] 

« زنی به خاطر آن که گربه ای را زندانی کرد تا آن که مرد، عذاب داده شد و به دوزخ رفت. آن زن وقتی گربه را زندانی کرده بود نه به آن آب و غذا می داد و نه آن را می گذاشت که برود از حشرات زمین بخورد».

 در سنن ابوداود از ابی واقدرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که گفت: پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: «مَا قُطِعَ مِنْ الْبَهِيمَةِ وَهِيَ حَيَّةٌ فَهِيَ مَيْتَةٌ»[9] «هر آن چه از حیوان زنده قطع شود مردار است».

از ابن مسعودرَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که گفت «كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فِي سَفَرٍ فَانْطَلَقَ لِحَاجَتِهِ، فَرَأَيْنَا حُمَرَةً مَعَهَا فَرْخَانِ فَأَخَذْنَا فَرْخَيْهَا، فَجَاءَتْ الْحُمَرَةُ فَجَعَلَتْ تَفْرِشُ، فَجَاءَ النَّبِيُّصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ مَنْ فَجَعَ هَذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَيْهَا. وَرَأَى قَرْيَةَ نَمْلٍ قَدْ حَرَّقْنَاهَا فَقَالَ: مَنْ حَرَّقَ هَذِهِ؟ قُلْنَا نَحْنُ. قَالَ: إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ يُعَذِّبَ بِالنَّارِ إِلَّا رَبُّ النَّار»[10]

«در سفری همراه پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بودیم. ایشان برای قضای حاجت رفت. گنجشکی را دیدیم که دو جوجه همراهش بودند.ما جوجه هایش را گرفتیم. گنجشک آمد و بال می زد و بی تابی می کرد. آنگاه پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ آمد و فرمود: چه کسی این گنجشک را با گرفتن جوجه هایش ناراحت و دردمند کرده است؟ فرزندانش را به او برگردانید. لانه مورچه ای را دید که آتش زده بودیم. فرمود: چه کسی لانه مورچه ها را آتش زده است؟ گفتیم: ما . فرمود: شایسته نیست که با آتش جز پروردگار آتش کسی را عذاب دهد» 

از ابن عمر رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت است که پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرمود: «مَا مِنْ إِنْسَانٍ قَتَلَ عُصْفُورًا فَمَا فَوْقَهَا بِغَيْرِ حَقِّهَا إِلَّا سَأَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنْهَا. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَمَا حَقُّهَا؟ قَالَ: يَذْبَحُهَا فَيَأْكُلُهَا، وَلَا يَقْطَعُ رَأْسَهَا يَرْمِي بِهَا»[11]

 «هر انسانی، گنجشکی یا چیزی بزرگتر از آن را به ناحق بکشد، خداوند او را از آن می پرسد. گفتند: ای رسول الله کشتن به حق آن چیست؟ فرمود: این که آن را ذبح کند و بخورد؛ نه این که سرش قطع کند و خودش را بیندازد.»

از ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا روایت است که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از کنار الاغی گذشت که بر چهره اش داغ شده بود، فرمود: «لَعَنَ اللَّهُ الَّذِي وَسَمَهُ»[12]

«لعنتِ الله بر کسی باد که این را داغ کرده است».

 در روایتی دیگر آمده که « نَهَى رَسُولُ الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عَنْ الضَّرْبِ فِي الْوَجْهِ وَعَنْ الْوَسْمِ فِي الْوَجْهِ»[13] «پیامبر از زدن به چهره و داغ کردن آن نهی کرده است» 

 و این نهی شامل انسان و حیوان می شود. 

این نصوص و آن چه به مفهوم آن است نشانگر و بیانگر این هستند که شکنجه کردن حیوان به هر صورتی حرام و ناجایز است، حتّی حیواناتی که در شریعت کشتن آن مجاز است؛نباید شکنجه شوند. این نصوص اشاره به این دارند که اسلام به حیوان توجّه نموده و منافع آن را در نظر گرفته و اذیّت و آزار آن را منع کرده است. بنابراین مشوّق هایی که اسلام در راستای توجه به حیوانات ذکر نموده و هشدارهایی که در خصوص اذیّت و آزار آن داده باید همواره مدّ نظر قرار داده شوند، به خصوص چهارپایانی که در نامه تان به آن اشاره شده است؛ چون این چارپایان ارزش دارند و گوشت آنها خورده می شود و برای قربانی و غیره استفاده می شود،باید مورد توجه قرار گیرند. از طرف دیگر از آن جا که این چارپایان به هنگام حمل و نقل تعداد انبوهی از آن در معرض مشکلات و سختی هایی قرار دارند و مسافت های طولانی جا به جا می شوند. به سبب تعداد زیادشان حیوانات لاغر و ضعیف می میرند و گرسنگی و تشنگی می کشند وبیماری هریک به دیگری سرایت می کند.

 از این رو باید مسئولین امر هرچه زودتر وضعیتی ترتیب دهند که حیوانات در آسایش باشند و آب و خوراک شان را تهیه نمایند. قضیه بار و جا به جایی و تهویه و معالجه شان را بررسی نموده و فراهم آورند. حیوانات ضعیف و لاغر را از حیوانات چاق و فربه و حیوانات مریض را از سالم جدا سازند. امروزه برای مؤسسات و شرکت ها و افرادی که به صادرات و واردات حیوانات مشغول هستند، این کارها آسان است و این وظیفه مالکان است که این کارها را انجام دهند.

آن چه مایه تأسف است و باید از آن دوری شود؛ روشهایی است که امروزه در بیشتر کشورهای خارجی در ذبح حیوانات از آن استفاده می شود. در این کشورها قبل از ذبح،حیوان در معرض انواع شکنجه قرار می گیرد. چنان که قبل ذبح سر آن را شوک الکتریکی می دهند تا بی حسّ شود. سپس قلاب هایی آن را در حالی که زنده است وارونه می کنند. بوسیله برق به کارخانه های ذبح و بسته بندی برده می شود. آنجا افرادی آن را ذبح می کنند. از جمله شکنجه کردن حیوان این است پرهای مرغها و پرندگان را در 