 در آن چيزي هست كه از استفاده ی آن منع مي شود مثل اين كه مست كننده باشد يا استفاده به مقدار زياد آن مست كننده باشد، يا نجاستي داشته باشد، و گرنه در اصل عطرهایي كه بين مردم متداول است از قبيل عود و عنبر و مسك و غيره ... جايزند. 

اما اگر انسان بداند كه عطر ي با اشياي مست كننده يا آلوده آميخته است آن را ترك كند، از آن جمله ادكلن. چون پزشكان شهادت داده اند كه چنين عطري از اشياي مست كننده خالي نيست و در آن تعداد زيادي ماده ی اسپيرتو قرار دارد كه اين ماده مست كننده است، پس بايد آن را استفاده نكرد؛ مگر اينكه از نوعي يافت شود كه سالم باشد. 

خوشبويي هايي كه خداوند حلال كرده ما را از عطر هاي الكلي بي نياز مي نمايد. همچنين هر نوشيدني و خوردني كه در آن چيزهاي مست كننده باشد بايد آن را ترك كرد. قاعده اين است كه هرچه مقدار زياد آن مست مي كند مقدار اندك آن هم حرام است. چنان كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مي گويد: «مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ »[1] « آنچه مقدار زیاد آن مست می کند مقدار اندک آن هم حرام است.» و الله ولی التوفیق.

 شیخ ابن باز – مجلة البحوث، عدد (33)ص(116).
--------------------------------------------------------------------------------
[1] احمد (2/91،167،179) و (3/112) و ابوداود(3681) و الترمذي(1865) و النسائي(5607) و ابن ماجه (3393، 3394)  عن عدد من الصحابةرضی الله عنهم وقال الترمذی: «حدیث حسن غریب من حدیث جابر».[123] ایجاد دوستی (عطف) و ایجاد تنفر (صرف)هر دو حرام است.

س1: حکم ایجاد محبت بین زن و شوهر بوسیله‌ي سحر چیست؟

ج2: حرام و ناروا است، این عمل را «عطف» می‌نامند. و ایجاد تنفر بین دو نفر بوسیله‌ي سحر را « صرف» می‌گویند که آن هم حرام است و چه بسا که کفر و شرک است.

 الله تعالی می‌فرماید:« وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ »

 (و به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند؛ مگر این که از پیش به او می گفتند: «ما وسیله آزمایشیم، کافر نشو! ولی آن‌ها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند بوسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند ولی هیچ گاه نمی‌توانند بدون اجازه‌ي الله، به انسانی زیان برسانند آن‌ها قسمت‌هایی را فرا می‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد. و مسلّماً می‌دانستند هر کس خریدار این گونه متاع باشد در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت). «بقره/ 103»

شیخ ابن عثیمین ـ المجموع الثمین (156/1)

س‌: (2) شما را در جریان مردی قرار می‌دهم که دو زن دارد و از هر یک فرزندانی دارد بین او و زن دومش مشکلاتی پیش آمده که نزدیک بود منجر به طلاق شود اما زن دوم او به پیشنهاد مادر و خواهرانش و به قصد حفظ پیوند خانوادگی و رعایت حال فرزندانش تا در معرض ستم برادران بزرگ‌شان (‌که فرزندان هووی او هستند) قرار نگیرند و آن‌ها نتوانند بر ثروت پدرشان مسلط شوند و این‌ها را از آن محروم نکنند به نزد جادوگر و افسونگر رفته است و سحر ایجاد محبت برای شوهرش گرفته است و اکنون کارش استوار گردیده است و اخلاق شوهرش با او خوب شده است، اقدام به جادو کردن پسران هوویش از شوهرش کرده ـ‌ حتی پسران کوچک شوهرش ـ و این کارش را از روی حسد نموده است. چرا که می بیند پیشرفت و موفقیت و رابطه‌ي خوبی با پدرشان دارند، و با این ترتیب توانسته است بین آن‌ها و پدرشان تفرقه بیندازد و آن‌ها را به خودشان گرفتار کند تا جایی که زندگی‌شان آغشته به بیماری‌ها، دردها، و مشکلات شده و روح و روان همه را تحت تأثیر قرار داده است، این کارها را کرده است تا از پدرشان دور شوند و شرایط برای او و فرزندانش فراهم گردد.

در حقیقت حسادت،  نیرنگ و حمایت از فرزندان کوچک در برابر فرزندان هوویش: او را بر این کار وادار کرده است، این در حالی است که به ظاهر فرزندان هوویش افرادی با استقامت (و اهل دين ) هستند از آن‌ها هیچ گونه اذیت و آزاری به او نرسیده است و حتی در برابر کارهایی که با آن‌ها کرده است ، صابر و شکیبا هستند حال آن که می دانند اين نا مادري‌کارهایی در حقشان کرده است  و از طرفي این زن می‌داند که کاری که کرده است سحر و حرام است،‌ لذا در برابر این کارش اقدام به دادن صدقه‌ي بسیار و ادای عبادت‌های نفلی، مانند: ‌حج،‌ شب زنده داری (نماز تهجد) حضور در جلسات ذکر، کرده است. و این گونه تفسیر می‌کند که اعمال نیک او گناه سحری را که انجام داه است، دفع خواهد نمود وبه آیه‌ي:‌ « إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ » (نیکی‌ها بدی‌ها [گناهان] را نابود می‌گرداند). «هود /114» استدلال می‌کند. اکنون سؤال‌های ما بدین شرح است؛

1- آیا برای زن جواز دارد که شوهرش را به هدف جلب محبت وتداوم رابطه‌ جادو کند! آیا آن‌طور که برخی ادعا می‌کنند. از نوع سحر پسندیده و جایز در حالت ضرورت است.

2-  آیا درست است که هر کس مرتکب اعمال حرام شود و بر انجام آن‌ها ادامه دهد وسپس با ادعای عبادت‌های زیاد، گناهانش بخشیده خواهد شد؟ وآیاآزاری که به دیگران رسانیده است، الله تعالی او را می‌بخشد؟

3- آیا رواست که انسان دیگران را آزار دهد و در حق‌شان نیرنگ بزند و به خاطر امنیت آینده‌ی فرزندانش مرتکب اعمال حرام شود؟

4- نصیحت شما برای کسی که چنین وضعیتی دارد چيست؟

ج2: تردیدی نیست که سحر کردن به هدف جلب محبت، حرام است و فرد را به کفر می‌کشاند، زیرا ساحر مشرک است، چون ساحر به شیطان و جنهاي سركش تقرب جسته و آنچه را كه مي‌خواهد توسط آنها‌  عملي‌ مي‌كند تا جايي که جن بر دل انسان مورد نظر چیره می‌شود و فرد را از برخی اعضای خانواده‌اش روی گردان می‌کند ونسبت به برخی افراد بیگانه، علاقه‌مند می‌گرداند، بنابراين كمك گرفتن و تقرب جستن به جن و شيطان شرک و کفر است.

اگر جادو کردن این زن ثابت شود، واجب است که وی را بکشند! این در صورتی است که خودش جادو کرده باشد و اگر ديگري اقدام به چنین عملی کرده است بايد او را معرفی کند تا آن جادوگر را بکشند، چرا که حد ساحر کشتن با شمشیر است. اگر همسر دوم مي‌بيند شوهرش نسبت به او بي توجه است، باید صبر و تحمل پیشه کند، حتی اگر منجر به طلاق شود وچه بسا که نصیحت وتوجیه را قبول كند و به پیشگاه الله تعالی توبه کند و بین هر دو همسرش به عدالت رفتار نماید. و اين وضعیت اصلاح شود. بدون آن که همسرش به سحر که حرام است روی آورد. باید گفت: که صدقه، روزه گرفتن و شب زنده داری برای این گونه افراد نفع و سودی ندارد، چون این اعمال با شرکی که انجام می‌گيرد باطل می‌گردند.

 الله تعالی می‌فرماید: « وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٨٨)»

(اگر