ن كافر شوند، ولي شيطان مي‌خواهد آ‌ن‌ها را به گمراهي دوري بياندازد). «نساء/60»

تا آن‌جا كه مي‌فرمايد:‌ «فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (٦٥)»

 (پس نه، به پروردگارت سوگند ايمان ندارند مگر اين‌كه در اختلافات بين خود تو را حكم قرار دهند و آن‌گاه در دل‌شان از حكمي كه كرده‌اي ملالي نيابند و بي‌چون و چرا تسليم شوند). «نساء 65»

الله تعالي با سوگند، ايمان را از كسي كه در اختلاف و درگيري‌ها به پيامبر صلی الله علیه وسلم مراجعه نمي‌كند و با رضايت تسليم فرمان او نمي‌شود، و با تأكيد نفي مي‌كند و نيز حكم كفر حاكماني‌ را كه  مطابق فرماني كه الله نازل كرده‌است، حكم نمي‌كنند، صادر مي‌‌كند و آن ها را ظالم و فاسق‌  اعلان مي‌كند .و مي فرمايد:‌» وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» « مائده/44»

‌» وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » «مائده،45 »

« وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ » «مائدة/47»

حكومت مطابق قوانيني كه الله نازل كرده است و مراجعه به قرآن و سنت(صحيح)  در تمام اختلافات و درگيريها امري اجتناب ناپذير است، حتي نظريات اجتهادي علما مورد قبول واقع نمي شود، مگر همان نظريه‌اي كه با قرآن و سنت (صحيح) مورد تأييد باشد و بدون تعصب به مذهبي خاص و يا اينكه فرد خودش را محدود به پيروي از اقوال يك امام كند؛ بلكه در تمام درگيري‌ها و خصومت‌ها و ساير مسايل نه تنها مسايل فردي، بايد به همين صورت باشد، نه آن طور كه در برخي از دولت‌هاي منتسب به اسلام به برخي از قوانين اسلامي  مانند ارث، نكاح و طلاق عمل مي‌شود و به برخي ديگر عمل نمي‌شود. چرا كه اسلام مجموعه‌ا‌ي  كامل و به هم پيوسته است كه تجزيه ناپذير است.

 الله تعالي مي‌فرمايد:‌» يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً » (اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! همگي به طور كامل وارد اسلام شويد). «بقره/208»

و مي‌فرمايد: « أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ »

(آيا به برخي آيات كتاب [آسماني] ايمان مي‌آوريد و به برخي كفر مي‌ورزيد؟!). «بقره/85»

به همين ترتيب بر پيروان مذاهب و گروههاي معاصر واجب است كه ديدگاه‌ها و سخنان  رهبران و پيشوايان‌شان را با قرآن و سنت بسنجند. هر چه موافق بود بپذيرند و هرچه مخالف بود، بويژه در مسايل اعتقادي بدون تعصب و طرفداري از قرآن و سنت پيروي نمايند؛ چرا كه اين وصيت تمام پيشوايان مسلمان است، و مذهب همه‌ي آنان همين است، لذا هر كس با اين روش مخالفت كند، پيرو حقيقي ائمه نيست، هر چند خودشان را منتسب به آنان بدانند.

 الله تعالي درباري اينان مي‌فرمايد:« اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ »

(آن‌ها دانشمندان و راهبان خويش و مسيح پسر مريم علیه السلام را ارباباني در برابر الله قرار دادند...). «توبه/31»

اين آيه به نصاري اختصاص ندارد  بلكه تمام كساني را كه مرتكب اعمالي همانند اعمال آن‌ها شوند؛ در بر مي‌گيرد. به اين ترتيب هر كس با فرمان الله ورسول مخالفت كند و به غير آنچه الله نازل‌كرده است. حكم‌كند و يا از هوا وهوس خود پيروي كند، بدون ترديد از دايره ي اسلام وايمان خارج گرديده است. هر چند گمان كند مؤمن است، چرا كه الله تعالي اراده‌ي اين افراد را انكار نموده و داشتن ايمان به گمان‌شان را تكذيب مي‌كند و مي‌فرمايد:‌» أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالا بَعِيدًا (٦٠)»

(آيا نديدي كساني را كه مي‌پندارند به آنچه به سوي تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل گشته ايمان دارند؟ [امّا] مي‌خواهند داوري را پيش طاغوت برند، حال آن‌كه دستور يافته‌اند كه به آن كافر شوند، ولي شيطان مي‌خواهد آ‌ن‌ها را به گمراهي دوري بياندازد). «نساء/60» 

چرا كه در اين آيه مي‌فرمايد: « يَزْعُمُونَ » كه اشاره به نفي ايمان‌شان دارد؛ چون« يَزْعُمُونَ » را غالباً براي كسي به كار مي‌برند كه به دروغ ادعاي ايمان مي‌كند و با مقتضيات ايمان مخالفت مي‌ورزد و عملش با ادعايش منافات دارد و سپس اين مطلب را تثبيت مي‌كند و مي‌فرمايد: « وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ»: (حال آن كه دستور داده شده بودند كه با آن كفر ورزند) همان طور كه در آيه‌ي سوره‌ي بقره آمده، كفر به طاغوت ركن و اساس توحيد است و هرگاه اين ركن وجود نداشته باشد، فرد موحد نمي‌گردد، توحيد اساس ايمان است و با داشتن ايمان تمام اعمال مقبول مي‌گردد و با عدم آن اعمال فاسد مي‌شود. اين واقعيت دراين آيه بيان شده است: ). « فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى »

(پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به الله ايمان آورد، به يقين كه به ريسمان محكم [الهي] چنگ زده است).  «بقره/256»

نفي ايمان از كسي كه مطابق قوانين الهي (ما انزل الله) حكم نمي‌كند، بيانگر آن است كه اجراي شريعت الهي، ايمان و عقيده و عبادت الله تعالي است كه بر مسلمان واجب است كه بايد به آن عمل كند. 

شريعت الهي را تنها بدين خاطر كه حاكميت آن به مصلحت مردم است و در ايجاد امنيت پوياتر است ترجيح ندهد؛ چرا كه برخي از مردم تنها به همين بُعد قضيه تأكيد دارند و بُعد اوّل آن را فراموش كرده‌اند.

 الله تعالي كساني را كه شريعت الهي را فقط به خاطر مصلحت به مرحله‌ي اجرا مي‌گذارند و به خاطر عبادت الله اين كار را نمي‌كنند، رد مي‌كند و مي‌فرمايد:‌» وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ (٤٨)وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ (٤٩)»

(و هنگامي‌كه فرا خوانده مي‌شوند كه به سوي الله و پيامبر صلی الله علیه وسلم بيايند تا در ميانشان داوري كند، ناگاه گروهي از آنان رويگردان مي‌شوند! ولي اگر (در مورد نزاع) حكم به سود آنان باشد، با سرعت و تسليم به سوي او مي‌آيند). «نور/48-49»

پس چنين افرادي جز  به هوی و هوسشان اهميت نمي‌دهند و هر چه با هوا و هوس آنها مخالف باشد از آن روي‌ مي‌گردانند، اين افراد در صورتي كه حق به جانب باشند، نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم مي آيند؛ اما قصد عبادت الله را ندارند.

  حكم كسي كه به غير آنچه الله نازل كرده است، حكم مي‌كند.

الله تعالي مي‌فرمايد:‌» وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ ا