 پيامبر صلی الله علیه وسلم و مؤمنان است. بر ما واجب است كه با تمام وجود از او متنفر باشيم.

 الله تعالي مي‌فرمايد:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ »

(اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد كه نسبت به آنها اظهار محبت كنيد).  «ممتحنه/1»

و مي‌فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (٥١)فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ (٥٢)»

 (اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! يهود و نصارا را [تكيه‌گاه] دوستان خود نگيريد؛ آنها دوستان و هوادار يكديگرند و هر كه از شما آنها را به دوستي گيرد از آنهاست. همانا الله تعالي ظالمان را هدايت نمي‌كند51. و ليكن بيمار دلان را مي‌بيني كه در [دوستي] آنها مي‌شتابند و مي‌گويند: مي‌ترسيم حادثه‌ي بدي براي ما پيش آيد [و به كمك آنها نيازمند شويم]. ولي شايد الله تعالي پيروزي يا حادثه‌ي ديگري از جانب خود [براي مسلمانان] پيش آورد و اين دسته از آنچه در دل نهان داشتند پشيمان شوند).  «مائده/51-52»

 كفار هرگز از شما راضي نمي‌شوند؛ مگر زماني كه از دين‌شان پيروي كني و دين خودت را بفروشي.

 الله تعالي مي‌فرمايد: «وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ »

(يهود و نصارا از تو راضي نخواهند شد مگر زماني كه از دين‌شان پيروي كني).«بقره/120»

و مي‌فرمايد: «وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا» «بقره/109»

(بسياري از اهل كتاب دوست دارند كه اي‌كاش! شما را پس از ايمانتان به كفر بازگردانند). 

اين حكم شامل تمام انواع كفر، اعم از انكار، تكذيب، شرك و الحاد مي‌شود. ما از تمام اعمال حرام بيزاريم و براي ما جايز نيست كه اعمال حرام براي ما عادي و مأنوس باشد. روا نيست كه ما مسلمانان مرتكب اعمال حرام شويم و از عمل مؤمن گناهكار بيزاريم ليكن به خاطر ايمانش با او موالات (رابطه‌ي همكاري و حمايتي) داريم و او را دوست داريم.

 شيخ ابن عثيمين- مجموع  دروس فتاوي الحرم المكي(3/357،358)[61] پاسخ احاديثي كه به ظاهر اين توهم ايجاد مي شود كه بي حجابي جايز است.

س: پاسخ شما به حديثي كه مي گويد: عروسي خانمي بدون آنكه چهره اش را پوشانده باشد به نامزدش آب داد و پيامبر آنجا حضور داشت چيست؟ نا گفته نماند كه اين حديث در صحيح مسلم آمده است؟ 

ج: اين حديث و امثال آن كه مي گويند زنان صحابه چهره هاي خود را نمي پوشانده اند، بر قبل از فرض شدن حجاب حمل مي شوند، چون آياتي كه بر وجوب حجاب زن دلالت مي كنند در سال ششم هجري نازل شده اند، و قبل از آن واجب نبود كه زنها دست و صورت خود را بپو شانند، پس همه نصوصي را كه قبل از اين هستند، مي توان بر قبل از فرض شدن حجاب حمل كرد.

اما احاديثي هست كه بر اين امر دلالت مي كنند كه بعد از فرض شدن حجاب آمده اند؛ چنين احاديثي نياز به پاسخ دارند: 

مانند حديث زن خثعمي كه آمد تا از پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  سؤال كند و فضل بن عباس رضي الله عنهما پشت سر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  بر شتر سوار بود، فضل به آن زن نگاه مي كرد و پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  چهره فضل را به سمت ديگر بر مي گرداند تا نگاه نكند.[1]

كساني كه مي گويند ظاهر بودن صورت زن جايز است از اين حديث استدلال كرده اند، و بدون شك اين از احاديث متشابهي است كه احتمال جايز بودنِ نپوشاندن چهره در آن وجود دارد، و همچنين اين احتمال در آن هست كه باز كردن صورت جايز نيست، احتمال جايز بودن، ظاهر است، اما احتمال عدم دلالت اين قضيه، بر جواز، به اين صورت است كه ما مي گوئيم: اين زن در حال احرام بوده است؛ و زن محرم بايد چهره اش ظاهر باشد، و فقط پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  و فضل به او نگاه مي كردند، پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  اجازه نداد كه فضل به او نگاه كند؛ بلكه نگاهش را بر گرداند، اما اينكه پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به آن زن نگاه مي كرد، ابن حجر مي گويد: جايز است كه پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به زني نگاه كند يا با او تنها بنشيند، چنان كه براي ايشان جايز بود كه بدون مهريه و بدون وليّ با زنان ازدواج كند و جايز بود كه با بيش از چهار زن ازدواج نمايد[2]، خداوند در اين مورد به او اجازه بيشتري داده است چون او پاكدامن ترين مردم بود، و احتمالاتي كه در مورد ديگران مي رود در مورد پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  محتمل نيست.

از اين رو قاعده نزد اهل علم اين است [اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال] وقتي در امري چندين احتمال وجود داشته باشد، نمي توان از آن استدلال نمود. اين حديث از احاديث متشابه قرار مي گيرد كه از نظر معني داراي چندين احتمال است. ما بايد نصوص متشابه را به نصوص محكم بر گردانيم، كه به وضوح دلالت مي كنند كه جايز نيست صورت زن باز باشد؛ زيرا ظاهر بودن چهره زن از اسباب فتنه و شرّ است؛ و اكنون در كشورهايي كه به زنان اجازه داده اند كه چهره هايشان ظاهر باشد قضيه واضح است، آيا زنها فقط به همين اكتفا كرده اند كه چهره هايشان ظاهر باشد؟ نه؛ بلكه چهره و سر و گردن و سينه و بازو و ساق را برهنه مي گذارند، و اينها نمي توانند زنهاي خود را از كاري باز دارند كه خودشان اقرار مي كنند كه كار منكر و حرامي است، بديهي است كه هرگاه دروازه شرّ به روي مردم باز شود باور كنيد كه اگر يك دريچه را باز كنيد دريچه هاي زيادي گشوده خواهد شد. و اگر اندكي در را باز كني چنان گسترده مي شود كه نمي توان آن را بست. پس نصوص شرعي و معقولات عقلي همه بر اين دلالت مي كنند كه زن بايد چهره اش را بپوشاند.

 من تعجب مي كنم كه افرادي مي گويند: زنها بايد قدم پاهايشان را بپوشانند، و جايز است كه دستهايشان ظاهر باشد؛ به نظر شما پاها پوشيده باشند يا دستها؟! قطعاً دستها از لطافت و زيبائي بيشتري برخوردار هستند تا قدمها، بنابراين بديهي است كه دستها جذّابترند تا پاها.

 همچنين تعجب مي كنم كه افرادي مي گويند: واجب است زن قدم را بپوشاند و جايز است كه چهره اش ظاهر باشد؛ به نظر شما از قدم پا و از چهره كدام يك به پوشاندن اولي است؟! آيا عاقلانه است كه بگوئيم شريعت اسلامي كه از سوي خداوند حكيم و آگاه آمده بر زن و