گرفتن بعضي از چيزها را اجازه نداده است؛ زيرا كارهاي خوبي نيستند و انجام دهنده آن لعنت شده است، مانند مواردي كه در بالا ذكر شد. اما چيزهايي باقي مي ماند كه مشتبه هستند(و در مورد آن امر و يا نهي نيامده است) مانند: دور كردن موهاي زايدِ ساعد و ساق پا، آيا دور كردن آن تغيير آفرينش خدا ست و يا خير؟ و در نتيجه نبايد آن را دور كرد يا از امور مشتبهياست كه حرمت و يا اباحت آن روشن نيست؟ و در نتيجه نبايد دور شود تا ديانت و اعتقاد ما خدشه دار نشود؟ يا از اموري است كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در مورد آن سكوت كرده و ما اجازه داريم كه آن را دور كنيم؟ يا در مورد آن دليلي باشد كه بنده از آن اطلاع ندارم و در آن به نهي يا اباحت تصريح شده است؟ شنيده ام كه مي گويند مي توان با كوتاه كردن يا تراشيدن، اين موها را دور كرد تا اينگونه دست به تغيير نزده باشيم، اما مي خواهم قضيه را با دليل بدانم؟ 

ج: در حقيقت خود سؤال، در بر گيرنده ي جواب هست؛ چون اگر كسي بخواهد با احتمالات بيشتري به اين سؤال پاسخ دهد كه خود سؤال كننده ذكر كرده نمي تواند.

 به بعضي از انواع تغيير امر شده مانند گرفتن ناخن، موي زايد، و بعضي از انواع، كه شريعت نهي نموده، مانند: گرفتن ابرو و جدا كردن دندان ها از يكديگر و خالكوبي و امثال آن، در مورد بعضي از انواع، مانند دور كردن موهاي ساق پا و ساعد و كف دست سكوت شده است، كه در اين مورد اخير، احتمالاتي كه در سؤال ذكر شده وجود دارد. بايد دانست كه اصلِ تغيير، حرام است؛ چون از اوامر شيطان مي باشد، بنابراين بايد آن را ترك داد و از آن دوري گزيد.

 يا مي گوئيم: شريعت در اين مورد سكوت كرده است؛ زيرا وقتي كه شريعت، گرفتن چيزهايي را ممنوع كرده و به دور كردن چيزهائي دستور داده و در مورد بعضي سكوت كرده است، اين دلالت مي كند كه دور كردن موهاي ساق و ...اشكالي ندارد، چون اگر ممنوع مي بود پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به آن اشاره مي كرد. وقتي كه چيزي ممنوع مي شود، بدين معناست كه غير از آن جايز نيست.

 اما ترديدي نيست كه احتياط در آن است كه اين كار انجام نشود، مگر اينكه بدن زن را زشت و نازيبا جلوه دهد، مانند: اينكه دستهايش مانند دست مرد (پر مو) باشد يا پاهايش مانند پاهاي مرد (پر مو) باشد، كه شوهر، نپسندد. در اين صورت ترديدي نيست كه دور كردن آن جايز است، مي توان آن را كوتاه كند يا با پماد مو بر، از بين ببرد بدون آن كه اشكالي داشته باشد. والله اعلم.

 شيخ ابن عثيمين- نور علي الدرب(ص 47 ،48 )
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  بخاري (4886) و أطرافه عنده. مسلم (2122-2125)[84] حكم دور كردن موي صورت زن

س: حكم دور كردن موهاي صورت زن چيست؟ 

ج: در اين مورد تفصيل است: اگر موي عادي باشد گرفتن آن جايز نيست، چون در حديث آمده:«لَعَنَ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  النَّامِصَةَ وَالْمُتَنَمِّصَةَ ...»[1] « پيامبر خدا زنهايي را كه موي صورت و ابرو را مي گيرند لعنت كرده است...»

 اما اگر موي زياد و اضافه بود به گونه اي كه چهرهء زن را نا زيبا و زشت جلوه دهد، مانند: روئيدن چيزي شبيه سبيل و ريش، در چنين صورتي گرفتن موهاي صورت اشكالي ندارد. 

شيخ ابن باز- مجلة البحوث-ش 37ص170،171
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري (4886) و مسلم (2125) بنحوه [85] حكم باز كردن موها به صورت منحني و كج

س: بعضي از زنها در اين روزها موهاي سر خود را به شيوهء جديدي شانه مي زنند، و از نصف سر به صورت كج و منحني موهايشان را باز مي كنند، يكي مي گفت اين كار حرام است چون از كارهاي جاهليت است... آيا درست است؟

ج: شيوه زنهاي مسلمان اين است كه موهايشان را از وسط فرق سر باز مي كنند، موها را به دو قسمت تقسيم كرده و شانه مي زنند و به صورت گيسو مي بافند، چنان كه ام عطيه رضي الله عنها در مورد غسل دختر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي گويد:« فَضَفَرْنَا شَعَرَهَا ثَلَاثَةَ قُرُونٍ وَأَلْقَيْنَاهَا خَلْفَهَا »[1] «ما موهايش را به سه گيسو تقسيم كرده و به پشت سرش انداختيم» عائشه رضي الله عنها مي گويد: پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  سرش را شانه مي زد، و موهايش را بر پيشاني رها مي كرد، مانند يهوديان؛ زيرا پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در آنچه كه به او دستوري از سوي خدا داده نشده بود دوست داشت مانند يهوديان رفتار كند. عائشه مي گويد: سپس بعد از آن پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فرق باز كرد، يعني: موهايش را از وسط به دو قسمت تقسيم مي نمود.[2] 

به نظر من باز كردن موها به صورت كج، جايز نيست و مشابهت با زنان كافر است يا از كارهاي جاهليت اين زمان است كه از زنان غربي تقليد مي كنند، از اين رو به كثرت مدل را تغيير مي دهند، چون در هر زماني مد جديدي مي آيد كه با آمدن آن، مدهاي گذشته را ترك مي كنند. بنابراين از ديدگاه من اين تقليد كور كورانه است، بهتر آن است كه از نحوه شانه زدن و باز كردن موي زنهاي مسلمان پيروي شود. و الله اعلم. 

گفتار و املاي شيخ ابن جبرين كه بر آن امضا كرده است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري (1263،1262،1260،1259،1254) مسلم (939)
[2] بخاري (5917،3944،3558) مسلم (2336) باختلاف يسير من حديث ابن عباس$<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1838.txt">حكم رنگ مو براي زنان</a><a class="text" href="w:text:1839.txt">حكم استفاده از پودر مخصوص مو؛ و قاعده اش در تحليل و تحريم</a><a class="text" href="w:text:1840.txt">حرمت استفاده از كلاه گيس</a><a class="text" href="w:text:1841.txt">نبايدهاي آرايشگاههاي مو</a><a class="text" href="w:text:1842.txt">حكم مژه هاي مصنوعي</a><a class="text" href="w:text:1843.txt">مقصود از اينكه زن از گرفتن موي ابرو و صورت نهي شده چيست؟</a><a class="text" href="w:text:1844.txt">حكم گرفتن ابرو، بلند كردن ناخن و استفاده از لاك ناخن</a><a class="text" href="w:text:1845.txt">حكم تشقير(رنگ سرخ مايل به زرد يا سرخ و سفيد) موهاي ابرو و يا كوتاه كردن آن </a><a class="text" href="w:text:1846.txt">حكم سوراخ كردن بيني به خاطر زينت</a><a class="text" href="w:text:1847.txt">حكم استفاده از لنزهاي رنگي</a></body></html>[86] حكم رنگ مو براي زنان

س: حكم تغيير دادن موها با رنگ قرمز يا زرد و غيره چيست؟

ج: اين كه زنها رنگ موهاي خود را با رنگهاي متنوع تغيير مي دهند مد جديدي است، كه آن را از زنهاي غربي كه به كشورهاي اسلامي سر لخت مي آيند فرا گرفته اند. اين زنها، موهايشان را با انواع رنگهاي مختلف و گاهي همزمان با چند نوع رنگ، آرايش مي كنند، هدف آنها جلب توجه، خودنمائي و فريفتن جوانان است. با اينكه كار زشتي است بعضي از زنان كشور ما از آنها تقليد كرده اند و ممكن است شوهرانشان آنان را به اين كار ملزم كرده باشند؛ چون زن را با چنين قيافه اي بهتر مي پسندند. بعضي از مردان دوست دارند كه زنانشان اينگونه باشند، بايد دانست كه اين نوع آرايشها و رنگ آميزيها زن را زشت و بد قيافه مي كند. 

در حديث از تغی