405) به روايت ابو مسعود
[3] بخاري (1013) و مسلم (897)
[4] بخاري (5752) و مسلم در الايمان (220) به روايت ابن عباس. و بخاري (5811) و مسلم (216) به روايت ابو هريره .و مسلم (218) به روايت عمران بن حصين آورده‌اند.
[5] بخاري (1010، 3710) ؛ به همين معنا، و عبدالرزاق در مصنف (4913)[214] حكم توسل به پيامبر صلی الله علیه وسلم

س: حكم توسل به سيدانبياء صلی الله علیه وسلم چيست؟ آيا دليلي برتحريم آن وجود دارد؟

  ج: بحث توسل به پيامبر صلی الله علیه وسلم [1] نياز به شرح تفصيلي دارد، اگر توسل، با پيروي از دستورات پيامبر، دوست داشتن آن بزرگوار، اطاعت از شريعت وي، ترك نواهي، اخلاص به خاطر الله در عبادت باشد، كه اين عين اسلام است، همان ديني كه الله انبيا را به خاطرآن برانگيخته است. اين توسل بر هر فرد مكلف واجب است و وسيله‌ي سعادت در دنيا و آخرت است.

اما توسل با صدا زدن پيامبر صلی الله علیه وسلم ، طلب فريادرسي و نصرت از ايشان بر دشمنان و درخواست شفاي بيماران از ايشان باشد، شرك اكبر است. و اين دين ابوجهل و امثال وي از بت‌پرستان است. حكم توسل به غير پيامبر صلی الله علیه وسلم مانند: انبيا، اوليا، جنها، ملائكه، درختان، يا سنگ‌ها و بت‌ها نيز همين است.

نوع سومي از توسل نيز وجود دارد كه توسل به مقام يا به حق يا به ذات پيامبر صلی الله علیه وسلم است. مثل اين كه بگويد: اي الله، به وسيله‌ي پيامبرت صلی الله علیه وسلم از تو مي‌خواهم، يا به مقام پيامبرت يا به حق پيامبرت يا به مقام پيامبران يا به حق پيامبران يا به مقام اوليا و صالحان و امثال اين‌ها.

 اين توسل بدعت بوده و از وسايل شرك است لذا اين نوع توسل به پيامبر صلی الله علیه وسلم يا به هر كسي ديگر كه باشد، جايز نيست. چرا كه الله تعالي اين عمل را جايز قرار نداده است و از آنجايي كه عبادات توقيفي است هيچ عبادتي بدون دليل معتبر از شريعت پاك، جايز نيست.

اما توسل آن فرد نابينا به پيامبر صلی الله علیه وسلم در زمان حياتش، توسل به خود پيامبر صلی الله علیه وسلم است. (وي از ايشان خواست) كه در پيشگاه الله برايش دعا كند تا بينائيش بازگردد. اين عمل توسل به ذات، مقام و يا حق پيامبر صلی الله علیه وسلم نيست. 

همان طور كه از سياق حديث[2] روشن است، علماي حديث نيز اين روايت را شرح داده‌اند.

 شيخ الاسلام ابن تيميه، اين موضوع را به صورت گسترده در بسياري از كتاب‌هاي خود مورد بحث قرار داده است، از جمله كتاب (القاعدة الجليلية، في التوسل و الوسيلة) است كه كتاب بسيار مفيدي است لذا شايسته است اين كتاب را بشناسيم و از آن استفاده كنيم.

اين حكم با افراد غير از پيامبر صلی الله علیه وسلم كه در قيد حيات هستند، نيز جايز است. مانند اين كه به برادر، پدرت يا به كسي كه نسبت به او گمان خير داري، بگويي برايم دعا كن تا الله مريضي‌ام را شفا دهد يا بينايي‌ام را به من بازگرداند يا به من فرزندان صالحي عطا كند. و امثال اين‌ها كه به اجماع علما، جايز است.والله ولي التوفيق. 

شيخ ابن باز- مجموع فتاواي و مقالات متنوعة-(5/323/322)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] يعني:بعد از وفاتش 
[2] منظور حديث عثمان بن حنيف رضی الله عنه است.« أَنَّ رَجُلًا ضَرِيرَ الْبَصَرِ أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: ادْعُ اللَّهَ أَنْ يُعَافِيَنِي. قَالَ: إِنْ شِئْتَ دَعَوْتُ لَكَ وَإِنْ شِئْتَ أَخَّرْتُ ذَاكَ فَهُوَ خَيْرٌ. فَقَالَ: ادْعُهُ فَأَمَرَهُ أَنْ يَتَوَضَّأَ فَيُحْسِنَ وُضُوءَهُ فَيُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَيَدْعُوَ بِهَذَا الدُّعَاءِ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي تَوَجَّهْتُ بِكَ إِلَى رَبِّي فِي حَاجَتِي هَذِهِ فَتَقْضِي لِي، اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِيَّ» «كه مردي نابينا خدمت پيامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت:از الله بخواه مرا سالم گرداند (بينايي‌ام را به من باز گرداند) پيامبر فرمود: اگر بخواهي دعا مي‌كنم و اگر صبر كني برايت بهتر است. گفت: دعا كن. پيامبر صلی الله علیه وسلم دستور داد به نحو احسن وضو بگيرد و دو ركعت نماز بخواند و اين طور دعا كند. بارالها! به وسيله پيامبرت محمد صلی الله علیه وسلم ، پيامبر رحمت به تو روي آورده‌ام و از تو مي‌خواهم كه مشكلم را حل كني. اي محمد صلی الله علیه وسلم! من به وسيله تو به پروردگارم روي آورده‌ام، تا حاجتم برآورده شود. بارالها! او را شفيع من بگردان! احمد (4/138) در چاپ الرسالة (28/278) أرناؤوط گويد: (اسناد آن صحيح و رجال آن ثقه‌اند، ترمذي (3578) و نسائي در عمل اليوم و الليلة (658-660) و ابن ماجه (1358) [215] حكم توسل به اوليا و شرح حديث ابن عباس رضی الله عنهما

س: آيا اين حديث صحيح است؟ آيا بيانگر جواز توسل به مقام اوليا است؟ حديث بدين شرح است: «عَنْ أَنَسٍ بن مالك رضی الله عنه أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رضی الله عنه كَانَ إِذَا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ؛ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّا كُنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا، وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا. قَالَ فَيُسْقَوْنَ»:

 (از انس بن مالك رضی الله عنه روايت است كه عمر بن خطاب رضی الله عنه: در زمان خشك‌سالي از عباس ‌بن عبدالمطلب رضی الله عنه طلب دعاي باران كرد و گفت: بارالها ما به وسيله‌ي پيامبرمان صلی الله علیه وسلم به تو توسل مي‌جستيم، به ما باران عطا مي‌فرمودي، اكنون به وسيله‌ي عموي پيامبر صلی الله علیه وسلم به تو متوسل مي‌شويم لذا بر ما باران عطا فرما، گويد: باران بر آنان مي‌باريد).[1]

ج: حديثي كه سؤال‌كننده به آن اشاره نموده صحيح است و بخاري آن را روايت نموده است؛ اما اگر كسي تأمل كند، مي‌فهمدكه اين حديث بيانگر عد‌م توسل به مقام پيامبر صلی الله علیه وسلم و... است، چرا كه توسل، وسيله گرفتن است. و وسيله چيزي است كه فرد را به مقصد برساند اما وسيله‌ در حديث فوق بدين صورت است: « نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا، وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا »: (پروردگارا! ما قبلاً به وسيله پيامبرت صلی الله علیه وسلم طلب باران مي‌كرديم براي ما باران نازل مي‌‌كردي و اكنون به وسيله عموي پيامبرمان صلی الله علیه وسلم عباس رضی الله عنه از شما طلب باران مي‌كنيم).[2]

 مراد در اين جا توسل به الله به وسيله‌ي دعاي پيامبر صلی الله علیه وسلم است . همان طور كه آن مرد گفت: «يا رسول الله صلی الله علیه وسلم ، هَلَكَتِ الأموال وانقَطَعَتِ السُّبُل؛ فادعُ الله يُغِيثُنَا»: (اي رسول الله صلی الله علیه وسلم! اموال ما از بين رفت و راه‌ها قطع شده است از الله بخواه تا به ما باران بدهد). «ولأن عمر رضی الله عنه فال: للعباس: قُم يا عباس فَادعُ الله، فدعا»: (چرا كه عمر رضی الله عنه به عباس رضی الله عنه گفت: اي 