عباس! برخيز دعا كن كه الله باران عنايت كند و دعا كرد). در اين جا اگر مراد توسل به مقام مي‌بود عمر رضی الله عنه قبل از آن كه به عباس رضی الله عنه متوسل شود به مقام پيامبر صلی الله علیه وسلم متوسل مي‌شد چرا كه مقام پيامبر صلی الله علیه وسلم نزد الله از مقام عباس رضی الله عنه بالا‌تر است.

نتيجه: توسل به دعاي افراد صالحي كه اميد مي‌رود دعاي‌شان قبول شود، اشكالي ندارد. صحابه رضی الله عنهم به وسيله‌ي دعاي پيامبر صلی الله علیه وسلم به الله متوسل مي‌شدند و عمر رضی الله عنه به وسيله دعاي عباس رضی الله عنه به الله متوسل مي‌شد، لذا اگر فرد نيكوكاري كه شايسته‌ي اجابت دعا است. خوراك، نوشيدني، لباس و مسكنش حلال و به تقوي و عبادت معروف است، ايرادي ندارد هر دعايي را كه دوست داري از او به خواهي تا برايت دعا كند. مشروط به اين كه آن فرد مغرور نشود و اگر از اين دسته افراد باشد برايت درست نيست كه با اين خواسته‌ات او را نابود كني، چون اين خواسته به ضرر اوست.

از نظر بنده: اين كار جايز است. اما پسنديده نيست بلكه شايسته مي‌دانم كه انسان خودش بدون واسطه از الله بخواهد بدون آن كه بين خود و پروردگارش واسطه‌اي قرار دهد، چون بدين صورت اميد قبولي دعا بيشتر و به ترس از الله نزديك‌تر است. و نيز شايسته مي‌دانم كه هر گاه انسان از برادري كه اميد دارد دعايش اجابت شود، درخواست دعا مي‌كند، هدفش خوبي كردن به وي باشد. يعني: خوبي كردن به دعاكننده بدون آن كه برطرف كردن نيازش را به او واگذار نمايد؛ چرا كه وقتي درخواست دعا به خاطر برطرف شدن نياز باشد، مانند: درخواست مال و چيزهاي ناپسند و از اين قبيل است، اما اگر با اين كار قصد خوبي كردن به برادرش را داشته باشد، به خاطر خود همين خوبي كردن به مسلمان به فرد پاداش داده مي‌شود، همان طور كه معروف است، و اين بهتر و نيكوتر است.والله ولي التوفيق. 

 شيخ ابن عثيمين- فتاواي عقيده  ص(284-283)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري (1010)
[2] بخاري (1014)،ومسلم( 897)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:257.txt">حكم فرستادن نامه به پيامبر صلی الله علیه وسلم و... بعد از وفات‌شان</a><a class="text" href="w:text:258.txt">حكم روشن كردن چراغ و لامپ روي قبور اوليا و نذر براي آن‌ها</a><a class="text" href="w:text:259.txt">آيا مرشدان (پيران) در پيشگاه الله شفاعت مي‌كنند و آيا پيروي از آن‌ها مطلقا‌ً واجب است؟</a><a class="text" href="w:text:260.txt">حقيقت تصوف</a><a class="text" href="w:text:261.txt">حكم كسي كه مرشدي (پيري‌) ندارد، چيست؟</a><a class="text" href="w:text:262.txt">حكم مرشدي (پيري) که از مريدانش مي‌خواهد در وقت معصيت او را ياد كنند، چيست؟</a><a class="text" href="w:text:263.txt">حكم سفر به نزد برخي مرشدان (پيران) براي بيعت براساس طرق صوفيه، يا تقديم كردن قرباني به آن‌ها</a><a class="text" href="w:text:264.txt">طرق صوفيه و اوراد آن‌ها</a><a class="text" href="w:text:265.txt">حكم گذاشتن عکس قبر پيامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد</a><a class="text" href="w:text:266.txt">حكم سفر بقصد زيارت قبر پيامبر صلی الله علیه وسلم</a></body></html>[216] حكم فرستادن نامه به پيامبر صلی الله علیه وسلم و... بعد از وفات‌شان

س: بسياري از اوقات مشاهده مي‌كنيم كه روي پرده‌هاي كعبه نامه‌هايي با اين عنوان، آويزان شده: به سوي مولي، به سوي معبود كريم! در داخل نامه اين طور نوشته‌اند: (اي حبيب الله! زيارت و نزديكي به خانه‌ي تو را آرزو داريم. آرزو داريم در حرم تو نماز بگزاريم. اي حبيب الله! اميدوارم كه اين خواسته‌ي ما را برآورده سازي و مرا با همسرم به خود نزديك گرداني تا در كنار تو به خوشبختي دست يابم، درود بر تو اي حبيب الله! «خادم و فرمان‌بردار تو علويه دختر عايشه» نظر شما در باره‌ي كسي كه معتقد به اين عمل است و چنين نامه‌اي را مي‌نويسد، چيست؟

ج: اين نامه از طرف علويه دختر عايشه به رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرستاده شده و محتواي اين نامه صدا زدن غير الله است. خواستن از غير الله شرك اكبر است و فرد را از اسلام خارج مي‌گرداند. چون رسول الله صلی الله علیه وسلم در نفع وضرر براي خود اختياري نداشت و مالك نفع و ضرر براي كسي ديگر نيز نبود.

الله تعالي مي‌فرمايد: « قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلا تَتَفَكَّرُونَ (٥٠)»

(بگو: من نمي‌گويم خزينه‌هاي الله نزد من است و من از غيب آگاه نيستم و من به شما نمي‌گويم من فرشته‌ام تنها از آنچه به من وحي مي‌شود، پيروي مي‌كنم). «انعام/50»

خزينه‌هاي الله در نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم نبود كه به هر كس خواسته باشد، عطا كند. پيامبر غيب نمي‌دانست تا خويشتن را بر حذر دارد.

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرشته نبود بلكه بشر بود و بنده‌اي از بندگان الله و تابع آنچه به او وحي مي‌شد بود، وصف پيامبر صلی الله علیه وسلم به بندگي در مقام اكرام و اعزاز ايشان آمده است. مانند: نازل شدن قرآن بر پيامبر صلی الله علیه وسلم ، مقام اسرا و دفاع از ايشان.در هرصورت چنين نامه‌‌ها و شبيه آن‌ها شرك است و فرد را از اسلام خارج مي‌گرداند.

رسول‌الله صلی الله علیه وسلم نمي‌تواند از اين زن ضرري دفع كند و يا نفعي به او رساند، چون الله تعالي مي‌فرمايد:‌ قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلا رَشَدًا (٢١)

 (بگو: [اي محمد صلی الله علیه وسلم] من مالك زيان و هدايت براي شما نيستم). «جن/21»

يك بار پيامبر صلی الله علیه وسلم خويشاوندان و نزديكانش را جمع كرد و هر كدام را با اسمش صدا زد و فرمود: «لا أُغنِي عَنكُم مِن اللهِ شَيئًا»: (من نمي‌توانم براي شما نزد الله كاري بكنم). [1]

لذا بر اين زن لازم است كه توبه كند و خواسته‌هايش را فقط از الله بخواهد، چون تنها اوست كه ناراحتيها را برطرف مي‌سازد و هر گاه درمانده‌اي دست نياز به سوي او دراز كند، اجابت مي‌كند.

در اين نامه نكته‌اي وجود دارد كه مي‌خواهم آن را توضيح دهم، وي در نامه‌اش نوشته «يا حبيب الله صلی الله علیه وسلم!» در اين كه پيامبر صلی الله علیه وسلم حبيبِ الله است، شكي نيست، البته پيامبر صلی الله علیه وسلم وصفي بالاتر از اين با عنوان خليل الله را دارد.

 پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد: «إِنَّ اللهَ تَعَالَي قَد اتَّخَذَنِي خَلِيلاً كَمَا اتَّخَذَ إِبرَاهِيمَ خَلِيلاً»:

 (همانا الله مرا به عنوان خليل خود انتخاب كرده است همان طور كه ابراهيم را خليل خود انتخاب كرده بود).[2] 

با اين ترتيب هركس پيامبر صلی الله علیه وسلم را به عنوان دوست خطاب كند از مقامش پايين آورده است. چون مقام «خله» خليل از مقام «محبه» دوست بالاتر است.

همه‌ي مؤمنان محبوبان الله هستند، ليكن پيامبر صلی الله علیه وسلم در مقامي بالاتر از اين‌ها قرار دارد. كه همان «خُلَّه» خليل و دوست بسياري صميمي است. بنابراين مي‌‌گوييم: محمد صلی