« اقْتَدُوا بِاللَّذَيْنِ مِنْ بَعْدِي أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ »( به خلفاي بعد از من ابوبكر رضی الله عنه و عمر رضی الله عنه اقتدا كنيد.) 

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  به آن دسته از يارانش كه از او خواستند براي ايشان درختي را مشخص كند تا به آن تبرك بجويند و اسلحه‌هايشان را به آن آويزان كنند، فرمود :« اللَّهُ أَكْبَرُ ، إِنَّهَا السُّنَنُ ، قُلْتُمْ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ كَمَا قَالَتْ بنو إِسْرَائِيلَ لموسي: {اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ} [الأعراف : 138 ] »

( الله اكبر!  اين، راه و رسم ‌‌‌‌‍[هاي انحرافي] است، قسم به ذاتي كه جانم در دست اوست همان چيزي را گفتيد كه بني اسرائيل به موسي گفته بودند«اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» (تو هم براي ما معبودي قرار ده، همان گونه كه آن‌ها معبوداني (و خداياني دارند). «اعراف/ 138»[7]

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرموده است: "افْتَرَقَتِ الْيَهُودُ عَلَى إِحْدَى وَسَبْعِينَ فِرْقَةً، وَافْتَرَقَتِ النَّصَارَى عَلَى اثْنَتَيْنِ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً،و ستفتَرِقُ هذه الأمة علي ثلاث و سبعين فرقة، كلها في النار إلا الواحدة" (يهود به هفتاد و يك گروه تقسيم شده‌اند نصاري به هفتاد و دو گروه، بزودي اين امت به هفتاد و سه گروه تقسيم خواهند شد و همه آن‌ها در جهنم هستند، بجز يك گروه، گفتند: اي رسول الله صلی الله علیه وسلم  آن گروه كدامند، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود:«مَن كان عَلَي مِثلِ ما أنا عليه اليوم و أصحابي» گروهي كه به روش من و اصحاب رضی الله عنهم من پايبند باشند. [8]

ابن وضاح در كتاب: «البدع و النهي عنها» ص/9 با سند خود از ابن مسعود رضی الله عنهما روايت مي‌كندكه: عمرو بن عتبه و يارانش در بيرون از شهر كوفه مسجدي بنا كردند. عبدالله رضی الله عنه دستور تخريب آن مسجد را صادر كرد. سپس خبر به عبدالله رضی الله عنه رسيد كه اين گروه در يكي از مساجد كوفه تجمع مي‌كنند و يكسري اوراد مشخصي را تكرار مي‌كنند و تكبير و تهليل (لا اله الا الله) مي‌گويند. ابن وضاح ‌گويد: عبدالله رضی الله عنه با كلاهي مخصوص سر و صورتش را پوشاند و در جلسه ايشان شركت كرد. بعد از آن كه اوراد و اذكار اين گروه را شنيد كلاه را از سرش برداشت و گفت: من ابوعبدالرحمن هستم! سپس ادامه داد: يا شما از اصحاب محمد صلی الله علیه وسلم  عالم‌تر(به دين) هستيد، يا ظالمانه مرتكب بدعتي شده‌ايد! ايشان و امثال ايشان مردم را از بدعت بر حذر مي داشتند و به پيروي از سلف صالح تشويق مي‌نمودند.

 از روايات تاريخي ثابت است كه عمر رضی الله عنه درخت بيعت‌الرضوان را كه پيامبر صلی الله علیه وسلم  و يارانش زير آن بيعت كرده بودند، قطع كرد.

اين در زماني بود كه عمر رضی الله عنه متوجه شد بعضي از مردم به آن‌جا مي‌روند علت را از آن‌ها جويا شد. گفتند: مردم در آن‌جا نماز مي‌خوانند، چون پيامبر صلی الله علیه وسلم  در مسير حج در آن‌جا نماز خوانده است عمرt خشمگين شد و فرمود: همانا پيشينيان به سبب تقدس آثار پيامبران‌شان به هلاكت رسيدند.[9]

بديهي است كه هدف از بناي مساجد، تجمع مردم براي عبادت است و اين تجمع يك حكم شرعي است ولي وجود هفت مسجد در يك مكان اين هدف را محقق نمي‌كند؛ بلكه اين عمل انگيزه جدايي و تفرقه است و با مقاصد شريعت اسلامي منافات دارد. اين مساجد براي عبادت ساخته نشده‌اند چون بسيار به هم نزديك هستند بلكه هدف از بناي آن‌ها تبرك جستن با نماز خواندن و دعا كردن در آنها مي‌باشد و اين بدعت آشكاري است.

مبناي نام‌گذاري اين مساجد - مساجد هفت گانه- در كتب تاريخ هيچ اصل و سندي ندارد، "ابن زَبالة" مسجد فتح را ذكر كرده است، در حالي‌كه ائمه حديث، ابن زَبالة را كذّاب و روايت او را مردود دانسته‌اند: و ابن زباله در اواخر قرن دوم فوت كرده است.[10] سپس مورخي به نام ابن شبَّه اين مساجد را به نام مسجد فتح ذكر كرده است.[11]

 بديهي است كه تاريخ نويسان به صحت و سقم سند اهميت نمي‌دهند، هر آنچه به ايشان برسد نقل مي‌كنند، صحت و سقم اخبار را به عهده راوي مي‌گذارند. امام حافظ ابن جرير در تاريخ خود به اين نكته اشاره كرده است.[12]

به هر حال دليل شرعي براي نام‌گذاري اين مساجد يا يك مسجد به اين نام وجود ندارد.  اصحاب پيامبر صلی الله علیه وسلم  توجه خاصي به نقل روايات و افعال و كردار پيامبر صلی الله علیه وسلم  داشتند. طوري كه تمام حركات، حتي قضاي حاجت پيامبر صلی الله علیه وسلم  و رفتن هفتگي پيامبر صلی الله علیه وسلم  به مسجد قبا و دعاي وي بر شهداي احد و ... كه كتاب‌هاي حديث مملو از اين مسايل است را براي ما نقل ‌كرده‌اند. در مورد نامگذاري اين مساجد علامه سمهودي مي‌گويد: در مورد اين مسئله به دليل قانع كننده‌اي نرسيده‌ام.[13] در جاي ديگر مي‌گويد: در مورد اين مساجد و دو مسجدي كه" مطري" به آن‌ها اشاره كرده است به دليل خاصي دست نيافته‌ام.

 شيخ الاسلام ابن تيميه مي‌گويد:[14] صحابه و تابعين بر آثار پيامبران و صالحان (مانند نشستن پيامبر در جاي مخصوص و يا، نماز خواندن ايشان در يك مكان مشخص و غيره ...) بناء يا مسجدي نساختند، حتي بزرگان صحابه از جمله عمر بن خطابرضی الله عنه و ... مردم را از نماز خواندن در مكاني كه پيامبر صلی الله علیه وسلم  اتفاقي در آن‌جا نماز خوانده نهي كرده‌اند.

و عده‌اي از بزرگان صحابه رضی الله عنهم از جمله عثمان و علي و بقيه عشره مبشره و ابن مسعود و معاذ و ابي بن كعب رضی الله عنهم بر اين اتفاق نظر دارند.

 در ادامه‌ شيخ الاسلام مي‌گويد: در مدينه منوره مساجد زيادي است که به جز مسجد قبا، به نماز خواندن در ديگر مساجد فضيلت خاصي وارد نشده است و بناي مسجد و بارگاه بر قبرها و آثار بزرگان از بدعت‌هايي است كه در اسلام از طرف افراد جاهل از شريعت اسلام و بي خبر از هدف بعثت پيامبران و نا آگاه از توحيد كامل و اخلاص در دين انجام شده است. كساني كه اين كارها را انجام داده اند كه از راه‌هاي نفوذ شيطان براي گشودن دروازه ي شرك و بت پرستي نا آگاه هستند .[15] 

 علامه شاطبي در (الاعتصام) مي‌گويد:[16]هنگامي‌ كه عمر بن خطاب‌ رضی الله عنه متوجه شد بعضي از مردم جهت نماز خواندن به مكان‌هايي كه پيامبر صلی الله علیه وسلم  نماز خوانده بود مي‌روند گفت: پيشينيان از همين راه هلاك شدند كه آثار پيامبران‌شان را به كليسا و عبادت‌گاه تبديل مي‌كردند. و نيز مي‌نويسد: ابن وضاح گويد: امام مالك تمام بدعت‌ها را ناپسند مي‌دانست حتي اگر در خير مي‌بود تا مبادا در آينده آن‌چه كه سنت نيست سنت تلقي شود و چيزي‌كه از دين نيست، مشروع قرار گيرد.

 شاطبي گويد: از ابن كنانه در مورد آثاري كه از پيامبر صلی الله علیه وسلم  در مدينه بجا مانده سؤال كردند. گفت: تنها اثر معتبر نزد ما مسجد قبا است.[17] ثابت است كه عمر رضی الله عنه بعد از آن كه ديد، مردم براي نماز خواندن به پاي درخت بيعت الرضوان مي‌روند آن را قطع كرد.[18]

عمربن شبَّه در(