 حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى] [زمر:42] 

« خداوند جان ها را به هنگام مرگشان بر می گیرد، و نیز آن [جانی] که نمرده است [آن را] هنگام خوابش [می گیرد]، و [جانی را] که به مرگ آن حکم کرده است نگاه می دارد، و آن دیگر را تا زمان معیّنی باقی می گذارد.»

در حديث آمده است: «أَمَرَ يَوْمَ بَدْرٍ بِأَرْبَعَةٍ وَعِشْرِينَ رَجُلاً مِنْ صَنَادِيدِ قُرَيْشٍ، فَقُذِفُوا فِي طَوِيٍّ مِنْ أَطْوَاءِ بَدْرٍ، خَبِيثٍ مُخْبِثٍ، وَكَانَ إِذَا ظَهَرَ عَلَى قَوْمٍ أَقَامَ بِالْعَرْصَةِ ثَلاثَ لَيَالٍ، فَلَمَّا كَانَ بِبَدْرٍ الْيَوْمَ الثَّالِثَ، أَمَرَ بِرَاحِلَتِهِ فَشُدَّ عَلَيْهَا رَحْلُهَا، ثُمَّ مَشَى وَاتَّبَعَهُ أَصْحَابُهُ وَقَالُوا: مَا نُرَى يَنْطَلِقُ إِلاَّ لِبَعْضِ حَاجَتِهِ، حَتَّى قَامَ عَلَى شَفَةِ الرَّكِيِّ، فَجَعَلَ يُنَادِيهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ، وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ: «يَا فُلانُ بْنَ فُلانٍ وَيَا فُلانُ بْنَ فُلانٍ،.. أَيَسُرُّكُمْ أَنَّكُمْ أَطَعْتُمُ اللَّهَ وَرَسُولَهُ، فَإِنَّا قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا، فَهَلْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا»؟ قَالَ: فَقَالَ عُمَرُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا تُكَلِّمُ مِنْ أَجْسَادٍ لا أَرْوَاحَ لَهَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ، مَا أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ مِنْهُمْ و لكنهم لا يستطيعون أن يجيبوا »[1].

 [نبي‌اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ روز بدر، دستور داد تا (جسد) بيست و چهار نفر از سران قريش را در يكي از چاه‌هاي كثيف و متعفن بدر بيندازند. و عادت رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اين بود كه هر گاه بر قومي پيروز مي‌شد، سه شب در ميدان جنگ مي‌ماند. بدين جهت، روز سوم جنگ بدر، دستور داد تا شترش را آماده كنند. سپس براه افتاد و صحابه نيز بدنبالش براه افتادند. آنها مي‌گويند: ما فكر مي‌كرديم كه براي انجام كاري مي‌رود. ولي آن حضرت صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ به مسيرش ادامه داد تا اين‌كه كنار آن چاه ايستاد و هر يك از كشته شدگان را با نام و نام پدرش صدا مي‌زد و مي‌فرمود: «اي فلان بن فلان! و اي فلان بن فلان! آيا بهتر نبود كه از الله و رسولش، اطاعت مي‌كرديد؟ همانا ما به آنچه كه پروردگارمان وعده داده بود، رسيديم. آيا شما هم به آنچه پرودگارتان وعده داده بود، رسيديد»؟ راوي مي‌گويد: عمر گفت: اي رسول خدا! با اجسادي كه روح ندارند، سخن مي‌گويي؟ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود: «سوگند به ذاتي كه جان محمد در دست اوست، شما سخنان مرا بهتر از آنان نمي‌شنويد. با این تفاوت که آنها نمی توانند جواب بدهند.»

همچنين ثابت است پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده‌اند:«أن الميّت يَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِ المُشَيِّعِين له اذا انصرفوا عنه»[2] 

«همانا مرده در هنگام بازگشت تشييع كنندگان صداي پاي آنها را مي‌شنود»

علامه ابن قيم "رحمة الله عليه" مي‌گويد: به اجماع سلف امت، مردگان به زيارت زنده‌ها، پي‌برده و خوشحال مي‌شوند.

 ابن قیم در تفسير آيه‌ي [اللَّهُ يَتَوَفَّى الأنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى] [زمر:42]

« خداوند جان ها را به هنگام مرگشان بر می گیرد، و نیز آن [جانی] که نمرده است [آن را] هنگام خوابش [می گیرد]، و [جانی را] که به مرگ آن حکم کرده است نگاه می دارد، و آن دیگر را تا زمان معیّنی باقی می گذارد.»

 نقل كرده است كه ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُما فرمود: «به من خبر رسيده است كه ارواح زندگان و مردگان در عالم خواب با هم ملاقات نموده و از همديگر پرس و جو مي‌كنند. پس خداوند ارواح مردگان را نگه داشته و ارواح زندگان را به اجسادشان باز مي‌گرداند».[الّروح:ص5 و20]

علامه ابن قيم رحمة الله عليه مي‌گويد: «ملاقات ارواح زنده‌ها و مرده‌ها با همديگر نشانه‌ي اين است كه روح فرد زنده در عالم خواب، روح فرد مرده را ملاقات كرده و از او كسب اطلاع مي‌كند و مرده  خبرهايي در اختيار او قرار مي‌دهد كه از آن بي‌خبر است...»[3]

 پس بر اساس عقيده‌ي سلف امت، ارواح مردگان قدرت شنيدن دارند و مادام كه «الله» بخواهد باقي مي‌مانند. البته ارتباط آنان با اشخاص زنده در غير عالم رؤيا به اثبات نرسيده است.

 همان گونه كه ادعاي شعبده بازان درباره‌ي احضار ارواح مردگاني كه بخواهند و تكلم با آنان به اثبات نرسيده است. بدين ترتيب همه‌ي اين ادعاها پوچ و بي اساس است و براي عقل و نقل قابل قبول نمي‌باشد؛ بلكه اين تنها ذات باري تعالي است كه نسبت به ارواح، آگاهي كامل دارد و در آنها تصرف مي‌كند. اوست كه مي‌تواند آنها را به اجسادشان باز پس گردانده و در ملك و آفرينش خود به هر كيفيتي كه بخواهد تصرف نمايد. هيچ احدي توانايي نزاع و كشمكش با او را ندارد. اما كساني كه چنين ادعاهايي مي‌كنند ادعاهايشان فاقد ارزش علمي بوده و به منظور دروغ پردازي جهت كسب پول و مال و يا براي تخريب دين و عقايد اسلامي است.

ولي نبايد فراموش كرد كه ادعاي اين دجال صفتان در خصوص احضار ارواح شايد احضار ارواح شياطين و جنيان باشد كه پيوسته در خدمت اين نوع انسان‌ها هستند، آن هم در عوض عباداتي كه اين بندگان براي شياطين انجام مي‌دهند.

 الله تعالي مي‌فرمايد:[ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (١١٢)وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ (١١٣)]  [انعام:112، 113] 

«همان گونه دشمناني از انسان‌هاي متمرّد و جنيان سركش را در برابر هر پيامبري عَلَم كرده‌ايم. گروهي از آنها سخنان فريبنده‌ي بي‌اساسي را نهاني به گروه ديگري پيام مي‌داده‌اند تا ايشان را بفريبند. اگر پروردگار تو مي‌خواست چنين كاري را نمي‌كردند. پس بگذار دروغ‌ها به هم بافند. (بگذار تا سخنان باطل را بيارايند) تا دل‌هاي كساني كه به آخرت عقيده ندارند بدان گرايش يابد و از آن راضي گردند و مرتكب هر چيزي شوند كه مي‌خواهند».

 الله تعالي در آيه‌ي 128 سوره‌ي انعام مي‌فرمايد:[ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الإنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الإنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَل