تعالي مي‌فرمايد: [وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِيلا (٨٥)] [اسراء:85] 

«و از تو -اي‌محمد- درباره‌ي روح مي‌پرسند- كه چيست- بگو روح چيزي است كه تنها پروردگارم به آن آگاه است و از دانش جز اندكي به شما داده نشده است».

 شما اين مخلوقات را در نظر بگيريد، به فرض مثال پرسش‌گري از ما مي‌پرسد: حكمت چيست كه حق تعالي شتر را به اين صورت، الاغ را به صورتي ديگر و انسان را به غير از صورت شتر، اسب و الاغ آفريده است، حكمت از اين صورت‌هاي متفاوت چيست؟ 

واقعاً حكمت اين نوع مسايل براي ما قابل درك نيست. همان گونه كه از فلسفه‌ي چهار ركعتي بودن نمازهاي ظهر، عصر و عشاء، سه ركعتي بودن نماز مغرب و دو ركعتي بودن نماز فجر ناآگاهيم. بدين ترتيب مشخص شد كه فلسفه‌ي بسياري از امور خلقتي و شرعي بر ما پنهان است.

 پس وقتي كه مسئله، چنين است مي‌گويم: كوشش براي پيدا كردن فلسفه‌ي برخي از امور آفرينش و شرع، بستگي به تفضل و عنايت حق تعالي دارد، اگر او بخواهد از روي فضل و احسانش حكمت و فلسفه‌ی آن را براي ما آشكار مي‌كند و اگر خواست الله تعالي چنين نبود و به آن دست نيافتيم هيچ چيزي از ما كم نمي‌شود. 

مجدداً به پاسخ سؤال برمي‌گرديم فلسفه، چيست كه الله تعالي فرشته‌هاي- كراماً كاتبين- را بر ما مقرر فرموده است؟ 

حكمت از اين كار اين است كه حق تعالي تمام اشيا و مخلوقات را بي‌نهايت محكم و منظم آفريده است تا جايي كه برافعال و سخنان آدمي‌زادگان، نگهباناني مقرر فرموده است كه تمام اعمال و اقوالشان را نوشته و كنترل مي‌كنند، در حالي كه الله تعالي عالم به تمام اشيا است، ليكن همه اين كارها بخاطر نظم بخشيدن به نظام كائنات است تا همه بدانند كه اين جهان بي‌نهايت محكم و منظم است.

شيخ ابن عثيمين- فتاواي عقيده. ص (347،348)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:376.txt">شرايط فتوا و اجتهاد</a><a class="text" href="w:text:377.txt">اجتهاد و شرايط مجتهد</a><a class="text" href="w:text:378.txt">دروازه‌هاي اجتهاد و فتوا براي افراد ذيصلاح باز است.</a><a class="text" href="w:text:379.txt">مجتهد و غير مقلد كيست؟</a><a class="text" href="w:text:380.txt">آداب آموختن مسايل فقهي و ديني</a><a class="text" href="w:text:381.txt">كسي‌كه ناقل اقوال علماست و از دلايل آنها ناآگاه است، آيا مي‌تواند فتوا بدهد؟</a><a class="text" href="w:text:382.txt">آيا صدور فتوا بايد گروهي باشد؟</a><a class="text" href="w:text:383.txt">عوامل اختلاف ائمه‌ي چهار گانه </a><a class="text" href="w:text:384.txt">اختلاف علما در فتوا</a><a class="text" href="w:text:385.txt">موضع‌گيري در برابر اختلافات حزبي و گروهي</a><a class="text" href="w:text:386.txt">در مقابل مشاجرات و اختلافات علما چه موضعي بايد گرفت؟</a><a class="text" href="w:text:387.txt">بر مفتي واجب است كه اشتباهش را پس بگيرد.</a><a class="text" href="w:text:388.txt">اگر عمل بر فتواي مفتي متضمن ضرر بر ديگري بشود... مسئوليت آن بر عهده‌ي چه كسي خواهد بود؟</a><a class="text" href="w:text:389.txt">آيا عمل به فتواي مفتي واجب است؟</a><a class="text" href="w:text:390.txt">حكم انتقال از مذهبي به مذهبي ديگر</a></body></html>[1] شرايط فتوا و اجتهاد

 س: جوانان در چه شرايطي به مقام فتوا و اجتهاد مي‌رسند؟

ج: اجتهاد داراي شرايطي است و هر كسي حق ندارد كه اقدام به فتوا كرده و در مسايل اظهار نظركند، مگر آن‌كه شايستگي چنين كاري را پيدا كرده و توان شناخت دلايل را داشته باشد: نص و ظاهر، صحيح و ضعيف، ناسخ و منسوخ، منطوق و مفهوم، خاص وعام، مطلق و مقيد، مجمل ومبيّن و... را به خوبي تشخيص بدهد. و به اقسام فقه، آراي علما و فقها و حفظ نصوص و فهم آن مسلّط باشد.

 بي‌گمان تصدي منصب فتوا بدون از كسب اهليت آن گناهي بزرگ و سخني ناآگاهانه است. 

الله تعالي در مورد اين افراد چنين وعيد داده است: [وَلا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ (١١٦)] [نحل:116] 

«به خاطر چيزي كه تنها بر زبانتان مي‌رود به دروغ مگوييد: اين حلال است و آن حرام، و در نتيجه بر الله دروغ مي‌بنديد كساني‌كه بر الله دروغ ببندند، رستگار نمي‌گردند».

در حديث نيز آمده است: « مَنْ أُفْتِيَ بِغَيْرِ عِلْمٍ كَانَ إِثْمُهُ عَلَى مَنْ أَفْتَاهُ »[1]

 «كساني كه جواب فتوايشان را از مفتيان بي علم دريافت مي‌كنند گناهشان بر مفتيان است».

 شيخ ابن جبرين- اللؤلؤالمكين- ص (73،72)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسند احمد (2/321-365) ابوداود (3657)، الفاظ از ابوداود است، ابن ماجه (53)، حاكم (1/126-436) حاكم اين حديث را تصحيح كرده و ذهبي نيز با وي موافق است. شيخ آلباني رحمة الله عليه در صحيح ابوداود حديث مذكور را «حسن» قرار داده است.[2] اجتهاد و شرايط مجتهد

س: اجتهاد از ديدگاه اسلام چه حكمي‌دارد و مجتهد بايد داراي چه شرايطي باشد؟

ج: تعريف اصطلاحي اجتهاد: تلاش در جهت ادراك حكم شرعي با در نظر گرفتن دلايل شرعي آن. اجتهاد بر كسي كه توان و صلاحيت آن را دارد واجب است، زيرا الله تعالي فرموده است: [فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٤٣)] [نحل:43] «اگر نمي دانيد از اهل ذكر- علما- بپرسيد».

ولي مجتهد بايد در نصوص شرعي، اصول و اقوال ائمه و علما داراي علم و وسعت نظر باشد تا با نصوص شرعي و اصول مسلّم مخالفت نكند، زيرا بعضي از مردم كه صرفاً جوينده‌ي علم هستند و جز اندكي دانش به آنان داده نشده خود را در مقام مجتهد قرار مي‌دهند. لذا مي‌بيني بر احاديثي عمل مي‌كنند كه به وسيله‌ي احاديث ديگر تخصيص شده يا منسوخ شده‌اند. گاهي احاديثي را معيار قرار مي‌دهند كه به اجماع علما بر ظاهرشان حمل نيستند، اما اين مسكين از اجماع مذكور، بي‌اطلاع است، بايد گفت كه چنين افرادي بسيار خطرناك‌اند.

مجتهد بايد به دلايل شرعي و اصول مسلّم عالم و آگاه باشد كه در اين صورت مي‌تواند به استنباط احكام پرداخته و از مخالفت با اجماع علما‌ي اسلام سالم بماند.

اگر شخصي واقعاً شرايط مذكور را احراز كرده باشد مي‌تواند اجتهاد كند. از طرفي اجتهاد تجزيه‌پذير است و شخص مي‌تواند تنها در يك باب از ابواب علم و يا تنها در يك مسئله از مسايل علم مجتهد باشد. 

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين.[3] دروازه‌هاي اجتهاد و فتوا براي افراد ذيصلاح باز است.

س: آيا دروازه‌هاي اجتهاد در احكام اسلامي ‌براي هر انساني باز است، يا در اين مسئله، شرايط خاص وجود دارد كه شخص بايد آنها را احراز كند.

- آيا هر انساني مي‌تواند فتوا بدهد بدون آن‌كه دليلي واضح در اختيار داشته باشد؟

- حديث: « أَجْرَؤُكُمْ عَلَى الْفُتْيَا أَجْرَؤُكُمْ عَلَى النَّارِ » در چه رتبه‌اي قرار دارد؟ و معناي آن چيست؟ 

ج: دروازه‌ي اجتهاد پيوسته براي افراد ذيصلاح باز است، فرد ذيصلاح كسي است كه لوازم اجتهاد را در اختيار داشته باشد، مثلاً مسلّط به آيات و احاديث و قادر به د