ك اين دو منبع اساسي و آگاه به روش استدلال بوده و مراتب احاديث و مواضع اجماع را دانسته و به لغت عربي تسلطّ كافي داشته باشد. انسان حق ندارد كه تنها با رأي و نظر شخصي خويش اظهار نظر كرده و به مردم فتوا دهد، بلكه بر او لازم است كه از دلايل شرعي و اقوال علما و نظريات و شيوه‌ي استدلالي آنان كمك جسته و سپس اقدام به فتوا كند. 

حديث « أَجْرَؤُكُمْ عَلَى الْفُتْيَا أَجْرَؤُكُمْ عَلَى النَّارِ »[1] 

«كسي كه به فتوا دادن جرأت بيشتري دارد بر آتش جهنم نيزجرأت بيشتري دارد»

این حدیث را عبدالله ابن عبدالرحمن دارمي ‌در سنن خود از عبيدالله بن ابي‌جعفر مصري بصورت مرسل روايت كرده است، زيرا عبيدالله مذكور، تابعي است و نه صحابي. ايشان متوفاي سال (136هـ) هستند.  

وصلي الله علي نبينا محمد وآله وسلم.

 فتاواي انجمن دايمي مباحث علما و افتا(‍5/17)
--------------------------------------------------------------------------------
[1].. (روايت دارمي-157) شيخ آلباني گويد: و هذا اسناد ضعيف لإعضاله؛ فان عبيد الله هذا من اتباع التابعين مات سنة (136هـ) فبينه و بين النبي صلی الله علیه وسلم واسطتان او اكثر، سلسلة الضعيفة شماره 1814 [4] مجتهد و غير مقلد كيست؟

س: در بين جوانان پديده‌ي عدم تقليد ظهور كرده، اينان مي‌گويند: از هيچ مذهبي از مذاهب چهار گانه تقليد نمي‌كنيم؛ بلكه خودمان مانند مجتهدين اجتهاد كرده و عمل مي‌كنيم و به اجتهادات آنان مراجعه نمي‌كنيم.

ج: اين ادعا به نسبت بعضي از مردم پسنديده نيست؛ ولي كساني‌كه صلاحيت اجتهاد دارند ادعاهايشان قابل قبول است. بنابراين بر مردم واجب نيست كه از شخص و مذهب خاصي تقليد كنند و هر كس بگويد كه تقليد از ائمه‌ي چهار گانه واجب است سخنش خطا و ناصواب است، زيرا تقليد از ائمه، واجب نيست، البته بر جويندگان علم لازم است كه از سخنان ائمه‌ي اربعه و علماي ديگر استفاده كنند و كتاب‌هاي آن بزرگواران را مطالعه‌ نموده و استدلال آنان را پيرامون مسايل مطالعه كنند، طالب علمي موفق است كه از اين موارد بهره‌ برده و استفاده كند.

كسي كه توان اجتهاد ندارد نمي‌تواند پا در ميدان اجتهاد گذاشته و اجتهاد كند بلكه موظف است از فقها سؤال نمايد و راه آموختن و تحصيل فقه را ادامه دهد و از ارشادات علما استفاده كند تا اين‌كه صلاحيت صدور فتوا را حاصل كند و راه و روش علما را بياموزد و توان تشخيص احاديث صحيح از روايات ضعيف را داشته باشد و در اين مسير بايد مصطلح‌الحديث، اصول الفقه و مواردي را كه علما دانستن آن را بر اهل علم لازم دانسته‌اند بياموزد و توان ترجيح، در مسايل اختلافي را داشته باشد.

مواردي را كه علما بر آن اجماع دارند حكمش واضح است و كسي نمي‌تواند با آن مخالفت كند، و در مواردي كه اهل علم در مورد آن اختلاف نظر دارند مي‌توان تحقيق و جستجو نمود. 

ما موظف هستيم مسايل اختلافي را به حكم الله و رسولش ارجاع دهيم. آن گونه كه الله تعالي فرموده است: [فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ] [نساء: 59]

[ پس اگر در چيزي اختلاف كنيد، آن را به سوي الله و رسول برگردانيد؛ اگر به الله و روز آخرت ايمان داريد]

الله تعالي فرموده است: [وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ] [شوري:10]

[ و آنچه در آن اختلاف كرديد، پس فيصله كردن او حواله به الله است.]

كساني كه توان اجتهاد را ندارند و اجتهاد مي‌كنند سخت در اشتباه هستند بلكه اين افراد بايد مسير تحصيل علم را ادامه دهند و در اين راه زحمت بكشند و روش علما را در پيش گيرند.

اين افراد بايد حديث، اصول، فقه، لغت عربي، دستور زبان عربي، سيرت پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و تاريخ اسلام را بياموزند. 

 از اين علوم در مسايل اختلافي كمك بگيرند و در كنار آن از منهج علماي گذشته فاصله نگيرند و از سخنان و كتاب‌هاي اهل علم استفاده نموده و فتواي علما را در مسايلي كه به نظر آنان راجح است مؤيد اقوال خود قرار دهند. يا برعكس مسايلي كه به نظر آنان مرجوح است باز هم اقوال علما را در تأييد قول خود ذكر نمايند. بر علماي گذشته دعاي رحمت و مغفرت بفرستند.

تنها راه موفقيت براي طلاب علوم ديني كه مخلصانه گام بردارند و در جستجوي حقيقت باشند همين راه است نه اين كه طالب علم مغرور باشد و راه تكبر را در پيش گيرد.

 شيخ ابن باز- مجله‌ي بحوث اسلامي (47)، (160، 161)[20] حکم گوشت حیواناتی که به مناسبت جشن میلاد پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ذبح شود

س1: آیا خوردن گوشت حیواناتی که به مناسبت جشن میلاد پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ یا دیگران ذبح شود جایز است یا خیر؟

ج1: آنچه که به مناسبت جشن میلاد پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ و یا یکی از بزرگان به عنوان تعظیم ذبح می شود، از موارد ذبح برای غیر الله است و شرک اکبر محسوب می شود بنابراین خوردنش جایر نیست، و پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده:« لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ذَبَحَ لِغَيْرِ اللَّهِ »[1]

 ( الله، کسی را که برای غیراو ذبح نماید لعنت کرده است).

س2: کسی که با زبانش می گوید مسلمان هستم ولی در عمل با اهل بدعت و شرک همراه است، آیا مسلمان واقعی محسوب می شود؟ آیا خوردن ذبیحه اش حلال است؟

ج2: کسی که کلمه ی توحید را بخواند، معنی و مفهومش را تصدیق نموده و به مقتضایش عمل نماید، مسلمان ومؤمن است. کسی که کلمه ی توحید را می خواند و از او گفتارها و کردارهای شرک آمیز سر می زند کافر است، هر چند که کلمه ی توحید را بخواند و نماز و روزه هم داشته باشد؛ مثلاً از مردگان کمک می طلبد یا به منظور بزرگداشت و تعظیم آنان حیوان ذبح می نماید. بنابراین خوردن ذبیحه ی چنین فردی حرام است.

و بالله التوفیق. و صلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه و سلم

انجمن دايم پژوهشهاي علمی و افتا (1/135)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم (1978)[5] آداب آموختن مسايل فقهي و ديني

س: چه بسا افرادي مشاهده مي‌شوند كه مسئله‌اي را از يك فقيه سؤال كرده و سپس نزد عالم ديگري رفته و عين مسئله را از وي جويا مي‌شوند. جنابعالي در اين باره چه نظري داريد؟

ج: اين امر زياد اتفاق مي‌افتد و افرادي اين كار را انجام مي‌دهند، ولي اين شيوه نادرست است. انسان بايد عالمي را كه به او اعتماد دارد براي دريافت فتواهايش انتخاب نموده و به آن بسنده كند و براي پرس‌و‌جو نزد عالم ديگري نرود، زيرا مراجعه به مفتيان و علماي متعدد در مسايل اجتهادي موجب نگراني و سرگشتگي مي‌شود، هر چند كه درك و فهم انسان‌ها نيز متفاوت است.

فرد عامي، مي‌تواند به يكي از انديشمندان ديني كه به او اعتماد دارد مراجعه نموده و مسايل روزمرّه‌اش را از او جويا شود، و براي اين كار يك عالم را انتخاب كند و اين براي سلامتي دين او بهتر است و اتفاقاً همين چيز از افراد عامي مطالبه شده است. البته كسي كه استعدا