 شناخت راجح از مرجوح را دارد تنها به سؤال كردن بسنده نكند، بلكه بر اساس كلام اهل علم، بحث و جستو نمايد تا به آنچه كه نزد او راجح است دست يابد.  

 شيخ فوزان- التفقه في‌دين‌الله- سلسله جلسات علمي شيخ فوزان(1/21-22).

 تهيه: عبدالكريم المقرن و حمود المطر[6] كسي‌كه ناقل اقوال علماست و از دلايل آنها ناآگاه است، آيا مي‌تواند فتوا بدهد؟

س: بنده از طلاب علوم ديني هستم و چه بسا مسايلي در موضوع عبادات و غيره از من پرسيده مي‌شود كه پاسخ آنها را به خوبي مي‌دانم چون يا از استادانم پاسخ آنها را شنيده‌ام يا اين‌كه خودم در كتاب‌هاي فتوا خوانده‌ام، ولي ارايه‌ي دليل پيرامون آن مسايل برايم سخت است. گاهي در ترجيح مسايل دچار مشكل مي‌شوم. جنابعالي طلبه‌ي علم را چگونه توجيه مي‌كنيد؟

ج: جز با بصيرت و دانش فتوا مده، مراجعه كننده را به عالم ديگري كه از تو بهتر است راهنمايي كن و چنانچه در شهري كه زندگي مي‌كني عالمي بهتر از تو نباشد از او درخواست مهلت كن و پس از بررسي دقيق و اطمينان از حقيقت ، فتوايت را صادر كن.

به خاطر اين سؤال و سؤالات ديگر به مدرسين توصيه مي‌كنم كه در توجيه طلاب پيرامون اين امر خطرناك بيشتر عنايت كرده و آنها را به محكم كاري و شتاب نكردن در امر فتوا تشويق كنند. خود مدرسين الگويي براي طلاب باشند، بدين صورت كه اگر در اثناي درس دچار مشكلي بشوند، ادامه‌ي تدريس را متوقف كرده و وعده‌ي تجديد نظر را در يكي دو روز بعد به طلاب بدهند، تا اين‌كه طلاب اين عادت را از استاد به ارث برده و در فتوا و صدور حكم عجله نكنند.

 امام مالك رحمة الله عليه هنگامي‌كه مورد سؤال قرار گرفت به مسايل اندكي پاسخ داد و مسايل بي‌شماري را برگرداند و گفت: پاسخ آنها را نمي‌دانم. علاوه از امام مالك رحمة الله عليه علماي ديگر نيز اين كار را مي‌كردند.

ارزش طالب علم اين است كه در افتا و صدور حكم شتاب به خرج نداده و آنچه كه پاسخش را نمي‌داند بگويد: نمي‌دانم.

مدرسين و استادان، رسالت مهمي را بر دوش دارند، آنها بايد الگوي خوبي در اخلاق و اعمال طلاب باشند، و يكي از عادات نيكو اين است كه طلاب علم بايستي به كلمه‌ي «نمي‌دانم» و تأخير صدور فتوا عادت داشته باشند تا اين‌كه دليل مسئله را فهميده و حكمش را باز شناسند و از فتواي ناآگاهانه و گستاخانه پرهيز كنند.

 شيخ ابن باز- مجله‌ي بحوث اسلامي(47) ص(173-174).[7] آيا صدور فتوا بايد گروهي باشد؟

س: رأي شما درباره‌ي مقوله‌ي ذيل چيست؟ مسايل جديد پيچيده و شبكه وار است، بنابراين لازم است كه فتوا از طرف گروهي متخصص و هيأتي علمي صادر شود كه متخصصان مختلف در آن گرد هم بيايند و فقيه يكي از آنان باشد. اين گروه جوانب مشكل و وضعيت پيش آمده را بررسي و سپس برايش حكم صادر مي‌كند.

ج: فتوا همواره بر دلايل شرعي متمركز است و البته اگر به صورت جمعي و گروهي صادر شود كاملتر و بهتر مي‌شود. ولي باز هم اين امر باعث نمي‌شود كه عالم و فقيه مطابق دانسته‌هاي خود از افتا خودداري كند.

شيخ ابن باز- مجله‌ي بحوث اسلامي شماره‌ي(32) ص(117).[8] عوامل اختلاف ائمه‌ي چهار گانه 

س: اسباب اختلاف اماماني چون مالك، شافعي، احمد و ابوحنيفه(رحمهم الله تعالي) را بيان كنيد.

ج: الحمد لله وحده والصلاة و السلام علي رسوله و آله و صحبه و بعد:

اختلاف علما و فقها اسباب و عوامل زيادي دارد و در اين زمينه كتاب‌هاي زيادي به رشته‌ي تحرير در آمده است. از قبيل: (رفع الملام عن ائمة الأعلام) از شيخ ابن تيميه رحمة الله عليه (التمهيد في تخريج الفروغ علي الاصول) از عبدالرحمن اسنوي، (الإنصاف في بيان أسباب الإختلاف) از ولي الله دهلوي، (أسباب اختلاف الفقهاء) از علي خفيف، (الانصاف في التنبيه علي الاسباب الّتي أوجبت الخلاف) از عبدالله بن سيد و (بدايه المجتهد) از ابن رشد كه ابتدا ايشان محل اتفاق و محل اختلاف را بيان نموده آنگاه منشأ اختلاف را ذكر مي‌كند. برخي از اين عوامل را براي خواننده بيان مي‌كنيم:

1- مشترك بودن لفظ در دو معني يا بيشتر از آن. مانند لفظ(قُرُوءٍ) در آيه‌ي  [وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ] [بقره:228]

«و زنان مطلقه بايد(بعد از طلاق) به مدت سه بار عادت ماهانه (و يا سه بار پاك شدن از حيض) انتظار بكشند(عده نگهدارند)». 

در اين آيه لفظ(قُرُوءٍ) هم براي حيض و هم براي طهر بكار مي‌رود؛ از اين رهگذر برخي از ائمه گفته‌اند: كه زن مطلقه، بر اساس طهر عده نگه دارد و برخي ديگر گفته‌اند: كه بر اساس حيض عده‌اش را سپري كند. هر فقيهي براي اثبات نظر خود دلايلي دارد كه معناي مورد نظرش را تعيين مي‌كند.

2- تعارض دلايل. علما در ترجيح يا جمع بين دلايل اختلاف نظر پيدا مي‌كنند، مانند حديث «نهي از خواندن نماز نفل بعد از نماز عصر تا غروب» و حديث «نهي از نشستن در مسجد قبل از خواندن تحية المسجد» فقها در اجراي اين دو حديث در حق كسي كه در اوقات ممنوعه وارد مسجد مي‌شود اختلاف دارند، عده‌اي احاديث نهي از نماز نفلي در اين اوقات را مقدم دانسته و عده‌اي ديگر احاديث تحية المسجد را مقدم دانسته‌اند و هر گروهي دلايلي براي ترجيح آنچه كه برگزيده در اختيار دارد.

 از موارد اختلاف: اين است كه حديث به يكي از ائمه برسد و به امامي ديگر نرسد. از موارد اختلاف: اختلاف نمودن در مورد منسوخ بودن حكمي و يا عدم نسخ. لازم به ذكر است كه در اين فتوا گنجايش توضيح بيشتري نيست و اگر شما دانشجو هستيد مي‌توانيد به كتاب‌هاي فوق مراجعه نماييد.

و بالله التوفيق، وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

  فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (22/5)[ 9] اختلاف علما در فتوا

س: - اختلاف در مسايل ديني در چه وقتي معتبر و قابل قبول است؟ 

-آيا ائمه‌ي امت اسلامي‌در تمام مسايل با هم اختلاف دارند؟ 

- يا تنها در مواضع معّيني اختلاف دارند؟

ج: اختلاف علماي اسلام اگر نشأت گرفته از اجتهاد باشد ضرري را متوجه فرد غير صائب نمي‌كند،  

زيرا رسول اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  فرموده است: « إِذَا حَكَمَ الْحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْرٌ»[1]

«مجتهد اگر اجتهادش درست باشد دو ثواب دارد و اگر در اجتهادش به خطا برود يك ثواب دارد». 

ليكن هر وقت حقيقت براي مجتهد خاطي، آشكار بشود واجب است كه از رأي خود برگشته و از حقيقت پيروي نمايد.

اختلافي كه بين علماي امت اسلامي‌در مسايل فرعي پيش مي‌آيد نبايد سبب اختلاف و دوگانگي قلوب بگردد چه اختلاف قلوب مفاسد بزرگ  و خطرناكي بدنبال خواهد داشت.

 الله تعالي مي‌فرمايد: [وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ] [انفال:46] 

«با هم نزاع و كشمكش نكنيد كه در نتيجه، سست شده و نيرويتان تحليل مي‌رود و صبر كنيد؛ زيرا الله تعالي با صابران است».

اختلافي كه همواره نقل و بيان شده و از 