ه زمين خشك و قحط زده را سرسبز و خوش منظر مي‌گرداند. 

بر علما واجب است كه داراي عمل، اخلاق و آداب نيكو باشند چرا كه آن‌ها الگوي ديگران اند، پس در التزام بر شريعت و پايبندي به آداب نيكو و اخلاق شرع شايسته‌تراند.

فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين.[2] بر طلاب علوم ديني لازم است كه نيت شان را صحيح كنند.

س: در مورد پويندگان علم و دانش خصوصاً دانشگاهيان و موسّسات علمي شايع شده است كه علم و علما از بين رفته‌اند و اكنون كسي به دنبال علم و دانش نمي‌رود، مگر به نيت كسب مدرك و منافع دنيوي. بفرماييد اگر طالب علم در كنار نيت نفع رساني به خود و جامعه، نيت كسب دنيا نيز داشته باشد اشكالي دارد؟

ج: اصلاً مناسب نيست كه چنين سخني را درباره‌ي علم و علما بر زبان آورد. 

در روايات داريم كه پيامبر اكرمصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده است: «وَ مَنْ قَالَ: هَلَكَ النَّاسُ فَهُوَ أَهْلَكُهُمْ».[1]

 «هر كس بگويد: مردم هلاك شدند بي‌گمان خودش از همه هلاك شونده‌تر است- خودش در وضع بدتري قرار دارد».

اما تشويق و ترغيب براي جستجوي علم، برنامه ريزي و صبر و استقامت در راستاي كسب آن ضروري است، همان‌گونه كه حسن ظن نسبت به طلّاب علم ضروري است. هنگامي‌كه سيّدنا معاذ رضی الله عنه در بستر مرگ بود گفت: «جايگاه علم و ايمان در كتاب و سنت مشخص است، هر كس بخواهد آن‌ها را مي‌يابد». 

بدون شك با از بين رفتن علما، علم نيز از بين مي‌رود، ليكن جماعتي از امت پيامبر پيوسته بر سر حق استوار خواهد بود. 

پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ گفته است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبِضُ الْعِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ الْعِبَادِ، وَلَكِنْ يَقْبِضُ الْعِلْمَ بِقَبْضِ الْعُلَمَاءِ، حَتَّى إِذَا لَمْ يُبْقِ عَالِمًا اتَّخَذَ النَّاسُ رُءُوسًا جُهَّالاً، فَسُئِلُوا، فَأَفْتَوْا بِغَيْرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وَأَضَلُّوا».[2] 

«خداوند علم را از سينه‌ي بندگان خود محو نمي‌كند، بلكه با وفات علما آن را از  بين مي‌برد. و وقتي كه علما از بين رفتند، مردم، جاهلان را رهبر خود قرار مي‌دهند و مسايل خود را از آن‌ها مي‌پرسند. رهبرانشان نيز از روي جهالت، فتوا مي‌دهند كه هم خود گمراه مي‌شوند و هم ديگران را به گمراهي مي‌كشند».

آنچه كه مايه‌ي ترس است همين است كه جاهلان اقدام به افتا و آموزش مي‌نمايند و در نتيجه، هم خودشان گمراه شده و هم ديگران راگمراه مي‌كنند و مفهوم از بين رفتن علم نيز همين است.

قبول داريم كه بعضي از مردم در راه كسب علم و دانش، كم كاري مي‌كنند، ولي بايد پذيرفت كه افراد با اراده‌اي وجود دارد كه با همت بالاي خود در طلب علم تلاش كرده و جاهاي خالي علماي از دست رفته را پر مي‌كنند.

افراد با شعور، مخلص، صادق و داراي بينش هرگز كم كاري نمي‌كنند، بلكه در اين راستا به جلو حركت كرده و سعي و تلاش فراوان به خرج مي‌دهند،چون احساس مي‌كنند كه بشرست نيازمند به علم است. جان كلام اين‌كه درست است كه علم و علما رو به كاستي است ولي باز هم جماعتي همواره بر سر حق استوار است.

 همان‌گونه كه پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  فرموده‌اند: « لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي ظَاهِرِينَ عَلَى الْحَقِّ لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللَّهِ »[3]

«همواره جماعتي از امت من پيوسته بر حق استوار خواهد بود مخالفت مخالفان به آنان ضرر نمي‌رساند تا وقتي كه فرمان الهي فرا رسد».

پس بر ما لازم است كه در جستجوي علم، كوشش كرده و ديگران را نيز در اين كار تشويق كنيم. بايستي براي پر كردن خلأهايي كه در اثر وفات علما، ايجاد مي‌شود، حريص باشيم و وظايف خود را در كشورمان به خوبي انجام دهيم، كما اين‌كه لازم است در طلب علم خالص و صادق باشيم.

مدرك گرايي نيز اگر به نيت تبليغ علم و دعوت به كارهاي خير باشد نيكوست. هم‌چنين اگر قصد پول داشته باشد باز هم اشكال ندارد. چون با اين مدرك به نشر علم و فرهنگ مي‌پردازد. اگر به بركت اين علم، منافعي(دنيوي) به او برسد، جايز است كه آن را قبول كند. زيرا اگر پول و مال نباشد بسياري از مردم نمي‌توانند تحصيل كنند يا كار دعوت و تبليغ را انجام دهند. پس مال است كه مسلمان را براي فرا گرفتن علم و برآورده ساختن نيازها و تبليغ دين كمك مي‌كند.

عمر رضی الله عنه مي‌گويد: رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ از بيت المال به من كمك كرد، به ايشان گفتم: اين مال را به كسي كه از من محتاج‌تر است بده، پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود:[ خُذْهُ فَتَمَوَّلْهُ أَوْ تَصَدَّقْ بِهِ، وَمَا جَاءَكَ مِنْ هَذَا الْمَالِ وَأَنْتَ غَيْرُ مُشْرِفٍ وَلَا سَائِلٍ فَخُذْهُ، وَمَا لَا فَلَا تُتْبِعْهُ نَفْسَكَ] [4]

 «اي عمر! اين مبلغ را بگير تا محتاج نباشي و اگر هم خواستي آن را صدقه كن. هرگاه، بدون طمع و درخواست چيزي را از بيت المال به تو دادند آن را بپذير وگرنه، در پي آن مرو».

پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ از مال زكات به افراد مؤلّفة القلوب مي‌داد و بدين صورت دل آن‌ها را بدست مي‌آورد و آ‌ن‌ها را براي داخل شدن به دين اسلام تشويق مي‌كرد و نتيجه‌اش اين شد كه آنان فوج فوج به دين اسلام گرويدند. چنان‌چه اين كار حرام مي‌بود هرگز پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  چيزي به آنان نمي‌داد؛ ولي ثابت است كه ايشان قبل و بعد از هجرت از مال زكات به آنان مي‌داد.

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  در روز فتح مكه به برخي از افراد يكصد شتر مي‌داد و به قصد ترغيب و دعوت به سوي اسلام چنان بذل و بخشش مي‌كرد كه انگار از فقر و نداري نمي‌ترسيد. تازه، الله تعالي نيز در كتابش سهمي را براي مولفة القلوب مقرر فرموده است. و براي ديگران از قبيل مدرسين، قضات و... سهمي در بيت‌المال مسلمين در نظر گرفته شده است.

شيخ ابن باز- مجله بحوث (47) ص(157-160) 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. حديث نبوي است. صحيح مسلم (2623) و..
[2]. بخاري (100)
[3]. مسلم (1290)
[4]. بخاري (1473) و مسلم (1045) [3] نخست بايد كتاب‌هاي سلف را خواند و سپس كتاب‌هاي معاصرين را

س: نظريه‌ي شما درباره‌ي كسي كه از خواندن كتاب‌هاي دعوت‌گران معاصر متنفر است و تنها به خواندن كتاب‌هاي سلف(گذشتگان) اكتفا نموده‌ و از آن‌ها خط‌مشي اتخاذ مي‌كند، چيست؟ اصولاً نظريه‌ي صحيح و كامل در مورد كتاب‌هاي سلف و كتاب‌هاي دعوتگران و انديشمندان معاصر كدام است؟

ج: به نظر من دريافت حقايق از كتاب و سنت بالاتر از هر چيزي است، و پس ازآن مرتبه‌ي خلفاي راشدين، ساير صحابه و ائمه سلف است. 

اما صحبت‌هاي متأخرين و معاصرين شامل چيزهاي جديدي است كه به آن آگاه‌تراند و اگر انساني بتواند از لابلاي كتاب‌هايشان مطالب سودمندي را دريافت كند، يقيناً بهره‌ي خوبي ازآن‌ها مي‌برد. نيك مي‌دانيم كه اين‌ها علم 