حِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ] [انعام:19] 

«و اين قرآن به من وحي شده است تا شما و تمام كساني كه اين قرآن به آنان مي‌رسد بيم دهم».

زنان در زمان پيامبر با مردان در نمي‌آميختند، نه در مسجد و نه در بازار و نه در هيچ كجا. آري! اختلاطي كه امروز مصلحان از آن جلوگيري كرده و قرآن و سنت و علماي امت اسلامي‌در مورد آن صحبت مي‌كنند بخاطر اين است كه از انگيزه‌ها و فتنه‌هاي وسوسه گر جلوگيري بعمل آيد. درست است كه زنان در مسجد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نماز مي‌خواندند اما پشت سر مردان و در صف آخر مي‌ايستادند.

 پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بدين گونه راهنمايي كرد:[ خَيْرُ صُفُوفِ الرِّجَالِ أَوَّلُهَا وَشَرُّهَا آخِرُهَا وَخَيْرُ صُفُوفِ النِّسَاءِ آخِرُهَا وَشَرُّهَا أَوَّلُهَا] [3]

« بهترين صف براي مردان اولين و بدترين صف براي آنها آخرين است و بهترين صف براي زنان آخرين و بدترين صف براي آن‌ها اولين است».

 پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اين را گفت تا از فريفتگي مردان به زناني جلوگيري كنند كه در صف اول هستند. 

در زمان پيامبر به مردان دستور داده مي‌شد كه پس ار اتمام نماز مقداري توقف كرده و سپس از مسجد خارج شوند تا اين‌كه زنان از مسجد بيرون رفته و به خانه‌هايشان برسند. صحابه اين امر را رعايت مي‌كردند و در نتيجه، هيچ اختلاطي بين زنان و مردان بوجود نمي‌آمد.

نبايد فراموش كرد كه ايمان و تقواي مردان و زنان آن زمان اصلاً با ايمان و تقواي مردمان اين زمان قابل مقايسه نيست- چه نسبت خاك را به عالم پاك!- آن‌ها با آن همه ايمان، اخلاص و تقوا از اختلاط پرهيز مي‌كردند، پس مردم بعدي چرا پرهيز نكنند؟! 

زنان زمان پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، با آن همه اخلاص و تقوا از اختلاط پرهيز مي‌كردند، پس مردان قرون بعدي چرا پرهيز نكنند؟! 

 زنان زمان پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هنگامي‌كه در كوچه راه مي‌رفتند مأمور بودند كه تمام كوچه را مصادره نكنند بلكه مسير خود را از كناره‌ها انتخاب مي‌كردند تا تماس بين آن‌ها و بين عابران مرد پيش نيايد. آن‌ها مكلف بودند كه چادرهايشان را جمع و جور كرده و بخاطر جلوگيري از وقوع فتنه، تمام زينت خويش را مخفي نگه دارند. اين اوامر بخاطر قطع اسباب فتنه‌ها و ترغيب براي ايجاد اسباب عفت و پاكدامني و دوري از مفاسد و اختلاط بود. حال مي‌پرسيم كه مدير دانشگاه صنعاء چگونه به خود اجازه مي‌دهد كه به سوي اختلاط و آميختگي فراخوانده و گمان كند كه اسلام نيز چنين دستوري دارد و مسلمانان نخستين چنين عملي داشته اند؟- خدا هدایتش كند- تازه او نبايد فضاي دانشگاه را با فضاي معنوي مسجد و ساعت درس را با اوقات نماز قياس كند زیرا تفاوت ميان اين دو بسيار زياد است البته براي كسی كه عقلش به جا باشد و امر و نهي باري تعالي را فهميده و حكمت تكاليفي را كه الله تعالي بر بندگانش تشريع نموده درك كند، و مسايلي را كه در لابلاي قرآن و سنت درباره‌ي مردان و زنان موجودات است باز شناسد.

يك فرد مسلمان چگونه به خود اجازه مي‌دهد كه نشستن يك دختر دانشجو در كنار يك پسر دانشجو روي يك نيمكت درست مانند قرار گرفتن آن دختر در كنار خواهر مسلمانش در صف نماز است!

كسي كه از كمترين درجه‌ي ايمان هم برخوردار باشد هرگز چنين سخني بر زبان نمي‌آورد. گيريم كه دختران در دانشگاه‌هايی که دختران و پسران با هم درس می خوانند حجاب را رعايت مي‌كنند ولي نشستن آن دختر در كنار پسران نامحرم روي يك ميز به همراه رد و بدل كردن حرف هاي عاشقانه و اظهار زيبائي ها را كه نمي‌توان جايز شمرد!- لا حول و لا قوّة الاّ بالله-

الله تعالی می فرماید: « فَإِنَّهَا لا تَعْمَى الأبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ » [حج:46]

« بى گمان [فقط] ديدگان نابينا نمى گردند بلكه دلهايى [هم ] كه در سينه اند نابينا مى شوند »

اما اين سخن آقاي مقالح كه مي‌گويد: (واقعيت اين است كه مسلمانان اعم از مرد وزن در عصر پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در يك مسجد نماز مي‌خواندند، بنابراين تعليم و تعلم نيز بايد بايستي در يك مكان انجام بگيرد)، در پاسخ به اين ادعاي ايشان بايد گفت: درست است كه در زمان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مردان و زنان در يك مسجد نماز مي‌خواندند، ولي چگونه؟

زنان با رعايت حجاب كامل و پرهيز از عوامل تحريك كننده و هيجان انگيز، در حالي كه مردان صفوف مقدم مسجد را پر مي‌كردند آن‌ها در انتهاي مسجد مي‌نشستند و به وعظ و اندرزهاي رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ گوش داده و احكام ديني‌شان را ياد گرفته و در نماز شركت مي‌كردند. پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در روزهاي عيد پس از سخنراني در جمع مردان، به جمع زنان ميرفت كه بعلت دوري و فاصله‌ي‌شان از پيامبر و مردان سخنان ايشان را نمي‌شنيدند.

حضور زنان در اجتماعات با شرايطي كه گفتيم بلا اشكال است، ولي اشكال در سخنان مدير دانشگاه صنعاء است كه تحصيل و تعليم را در عصر كنوني با نماز خواندن زنان پشت سر مردان در مسجد واحد قياس كرده است، حال آنكه بين واقعيت آموزش امروزي و بين واقعيت نماز پشت سر مردان آن هم در عصر رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرق عظيم و نماياني وجود دارد. به همين سبب مصلحان ديني به جدا ساختن از مردان در قسمت آموزش تاكيد مي‌كنند تا براي دختران دريافت علوم از استادان زن بيشتر و بهتر امكان پذير باشد، نبايد از ياد برد كه مدت درس و تعليم برخلاف مدت نماز طولاني است و دريافت علوم و دروس از استادان زن در محل مخصوص براي دختران راحت تر و مصون تر است و براي سلامتي، ايمان و تقواي پسران جوان نيز بهتر است و بدين ترتيب پسران نيز بدون دغدغه، گوش هايشان را به استاد سپرده و بهتر به درس و كلاس خودشان مي‌رسند و اين ممكن نيست جز با انفصال و جدا ساختن دختران از پسران.

 گمان عبدالعزيز مقالح مبني بر اين‌كه فراخواني به جدایی دانشجويان دختر از دانشجويان پسر فاجعه می باشد و بر خلاف شريعت اسلامي است گماني باطل و غير علمي است، بلكه دعوت به اين امر(جدايي..) عين نصيحت به انسان‌ها و تمسك به دين الهي و عمل به آيات و احاديثي است كه سابقاً بيان كرديم.

به مدير دانشگاه صنعاء نصيحت مي‌كنم كه از الله تعالي بترسد و به سبب فتوايي كه صادر كرده به درگاه او توبه نموده و فتوايش را پس گرفته و به حق و صواب رجوع كند، چرا كه برگشتن به سوي حق و حقيقت عين فضيلت است. از خالق يكتا مي‌خواهم كه ما و جميع امت را به راه هدايت سوق دهد و از گفتن سخنان ناآگاهانه و وسوسه‌هاي شيطاني پناهمان دهد و به علما و رهبران مسلمين در هر مكاني كه باشد توفيق دهد كه براي صلاح كشورهاي و ملت‌هاي مسلمانشان از هيچ كوششي دريغ نورزند، الله تعالي 