شَدُّ الرِّحَالُ إِلاَّ إِلَى ثَلاثَةِ مَسَاجِدَ: الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَمَسْجِدِي هذا، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى».[2] 

«به سوي هيچ مسجدي قصد سفر نمي‌شود (و بار و بنه بسته نمي‌شود) جز به سوي مسجدالحرام، مسجد من و مسجد أقصي».

مسلم است اگر به سوي مسجدي از مساجد مكه (غير از مسجدالحرام) قصد سفر كنيم عملي نامشروع و ممنوع را انجام داده‌ايم. بنابراين حكم مضاعف بودن ثواب مختص به مكاني است كه قصد سفر و شد رحال به آن جايز باشد؛ ليكن نماز خواندن در ساير مساجد مكه خصوصاً در حرم از نماز خواندن در منطقه‌ي حل و خارج از حرم بهتر است، به دليل اين‌كه رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وقتي‌كه در حديبيه رحل اقامت افكند در آن قسمت از حديبيه نمازش را مي‌خواند كه متعلق به حرم بود، حال آن‌كه ايشان در آن قسمت از حديبيه اقامت گزيده بود كه متعلق به حل بود (چون قسمتي از حديبيه در حرم و قسمت ديگر آن در حل و خارج از سرزمين حرم واقع بود). 

اين نشانه‌ي اين است كه نماز خواندن در حرم أفضل است ولي در بيشتر بودن ثواب مانند مسجدالحرام نيست.

اگر گوينده‌اي بگويد: آيه‌ي [سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأقْصَى]

«پاك است ذاتي كه بنده‌اش را شب هنگام از مسجدالحرام به مسجدالاقصي برد» [اسراء:1]

 را چگونه جواب مي‌دهيد، حال آن‌كه پيامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از مكه و از خانه‌ي ام‌هاني (رضي الله عنها) به اسراء برده شد.

پاسخ اين است كه در روايتي از صحيح بخاري به اثبات رسيده كه ايشان صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از مقام حجر به اسراء برده شد: «بَينَا أنَا نائمٌ في الحِجْرِ أتانِيْ آتٍ»[3]

«در آن هنگام كه در «حجر» خواب بودم كسي به نزدم آمد...»

حجر داخل مسجدالحرام است. بنابراين منظور از حديثي كه در آن اسراي پيامبر از خانه‌ي ام‌هاني(رضي الله عنها) ذكر شده- در صورت صحت اين روايت- ابتداي اسراء است كه انتهاي آن از حجر شروع شده است؛ گويا ايشان در خانه‌ي ام‌هاني از خواب بيدار كرده شد و سپس در حجر به خواب رفته و از آن‌جا به اسراء برده شده است.

شيخ ابن عثيمين- مجموع فتاوا و رسائل (12/395).
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسلم (1396). بنحوه
[2]. بخاري (1189) و مسلم (1397).
[3]. بخاري 3887 و مسلم 164<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:575.txt">حكم ستره براي نمازگزار</a><a class="text" href="w:text:576.txt">قطع نمازهاي سنت و نفل به هنگام شروع نماز فرض</a><a class="text" href="w:text:577.txt">حكم جلسه‌ي استراحت</a><a class="text" href="w:text:578.txt">حكم قرآن خواندن امام از روي مصحف در تراويح ماه رمضان</a><a class="text" href="w:text:579.txt">بدعاتي كه در اثناي نماز تراويح انجام مي‌‌گيرد</a><a class="text" href="w:text:580.txt">روش سجده‌ي تلاوت</a><a class="text" href="w:text:581.txt">حكم اداي نوافل و سنت‌ها در حال سفر</a><a class="text" href="w:text:582.txt"> رعايت ترتيب سوره‌ها در قرائت نماز</a><a class="text" href="w:text:583.txt">حكم نماز استخاره و نماز حاجت</a><a class="text" href="w:text:584.txt">حكم نماز تسبيح</a><a class="text" href="w:text:585.txt">تداخل يك عبادت در عبادت ديگر</a></body></html>[51] حكم ستره براي نمازگزار

س: برخي از مرشدين(آموزگاران) را مشاهده مي‌كنم كه در مسجد به هنگام نماز ستره‌اي از چوب را در جلوي خود قرار مي‌دهند كه طول آن تقريباً نيم متر مي‌شود. اينها مي‌گويند هر كس كه اين كار را انجام ندهد گناهكار مي‌شود، به آنان مي‌گويم: اگر در جايي ستره نيافتم چه كار كنم؟ مي‌گويند: اين چيز حتماً لازم است.

ج: گذاشتن ستره به هنگام نماز در حضر و سفر، فرض و نفل، مسجد و غيرمسجد سنت است، چون حديث رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در اين زمينه به صورت عام آمده است: «إذَا صَلّي اَحَدُكُمْ فَلْيُصَلِّ إلي ستْرَةٍ وَلْيَدْنُ مِنْهَا»[1]

«هر گاه يكي از شما خواست نماز بخواند، بايد رو به ستره نماز بخواند و به آن نزديك شود».

اين حديث را ابوداود با سندي نيكو روايت كرده است. دليل ديگر اين‌كه بخاري و مسلم از ابوجحيفه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت كرده‌اند: «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ رُكِزَتْ لَهْ الْعَنْزَة فَتَقَدَّم وَ صَلَّي الظّهْرَ رَكْعَتَيْنِ يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ اِلْحَمِارُ وَ الْكَلْبُ لاَ يُمْنَعُ»[2]

«براي پيامبر نيزه‌اي (در جهت قبله) نصب كرده شد، و ايشان جلو رفت و نماز ظهر را دو ركعت خواند، ديدم كه الاغ و سگ از پشت آن نيزه رفت‌و‌آمد مي‌كردند و جلوگيري نمي‌شدند».

همچنين امام مسلم با سند خود از طلحه بن عبيدالله رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت مي‌كند كه رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده است: «إذَا وَضَعَ أحَدُكُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ مِثْل مُؤَخِّرةِ الرَّحْلِ فَلْيُصَلِّ، وَلايُبَالُ مَنْ مَرَّ وَراءَ ذَلِكَ»[3]

«هرگاه يكي از شما به اندازه چوب عقبي پالان شتر را در جلوي خود قرار دهد نمازش را بخواند و به كسي كه از آن سوي آن عبور مي‌كند توجه ننمايد».

براي نمازگزار همچينن سنت است كه به ستره نزديك شود و صحابه‌ي كرام رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُم پس از تمام شدن نماز جماعت به سوي ستون‌هاي مسجد سبقت مي‌گرفتند تا روبروي آنها ايستاده و نماز سنت و نفل را بخوانند، آنها اين كار را در حضر و در مسجد انجام مي‌دادند، ولي به اثبات نرسيده كه آنها در مسجد چوب يا چيز ديگري را روبروي سجده‌گاهشان نصب كنند، بلكه به سوي ديوار و ستون‌هاي مسجد نماز مي‌خواندند، پس نبايد در مورد نصب چوب تكليف به خرج داد چون شريعت اسلام ساده است و هيچ كس با دين سختي نكرده مگر اين‌كه مغلوب آن شده است.

 امر به ستره براي استحباب است نه براي وجوب، به دليل اين‌كه ثابت شده است كه رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در مني در سمت غير ديوار نماز خواند.[4] در حديث وارد نشده كه ايشان در آن جا ستره گرفته باشد.

 دليل ديگر اين است كه امام احمد، ابوداود و نسايي از حديث ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت كرده‌اند: «صَلّي رَسُولُ الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِي فَضَاءِ وَلَيْسَ بَيْنَ يَدَيْهِ شَئٌ»[5]

«رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در فضايي نماز خواند كه روبروي ايشان هيچ چيزي نبود».

وبالله التوفيق، وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم

فتاواي انجمن دايمي مباحث علمي و افتا (7/76، 77)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. أبوداود (698)، نسايي (749)، ابن ماجه (954)، حاكم1/252 (922). حاكم حديث مذكور را صحيح دانسته و ذهبي در اين زمينه با او موافق است.
[2]. بخاري (495)، أطراف آن در (187) است. و مسلم (503) اين الفاظ از مسلم است. ابوداود (688).
[3]. بخاري (76، 493، 861) اين الفاظ از بخاري است. مسلم (504)
[4]. بخاري (76، 493، 861) اين الفاظ از بخاري است. مسلم (504)
[5]. احمد (1/