224)، ابويعلي (2601)، طبراني در «الاوسط» (3098) و «الكبير» 12/149 (12728)، بيهقي در «الكبري» (3294) از حديث ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ. صاجب مجمع الزوائد (2/63) گفته است: «در سند اين حديث حجاج بن أرطاة است كه ضعيف مي‌باشد». و أخرجه بنحوه من حديث الفضل بن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ : أحمد (1/212،211) و أبوداود(718) و أبويعلي (6726) و البيهقي في «الكبري» (3323،3322) و الدارقطني 1/369 و حسنه العراقي في «تقريب الأسانيد» 2/347[52] قطع نمازهاي سنت و نفل به هنگام شروع نماز فرض

س: فردي به مسجد داخل مي‌شود و براي اداي سنت تكبير مي‌گويد و به محض گفتن تكبير براي نماز فرض اقامه گفته مي‌شود... آيا اين فرد نمازش را قطع كند يا اين‌كه آن را به اتمام برساند؟ اميدوارم اين مسئله را توضيح بفرماييد.

ج: هرگاه براي نماز فرض اقامه گفته شد در حالي كه بعضي از افراد جماعت مشغول خواندن تحية المسجد يا سنت راتبه هستند، اينها بايد نمازشان را قطع كرده و براي نماز فرض اقدام كنند؛ چون رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده است: «إذَا أقُيْمَتِ الصّلاةُ فلاصلاة إلاّ المكتوبة»[1] 

«هرگاه نماز فرض اقامه شد هيچ نمازي غير از آن جايز نيست».

برخي از علما فتوا داده‌اند كه اين شخص مي‌تواند نمازش را با اختصار به اتمام برساند چون الله تعالي فرموده است:[ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ (٣٣)] 

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد از الله و پيامبر فرمان ببريد و اعمالتان را باطل نكنيد». [محمد]

اين عده از علما حديث مذكور را حمل بر كسي مي‌كنند كه نمازش را بعد از گفتن اقامه شروع كند.

ولي فتواي درست همان فتواي نخست است، زيرا حديث مذكور هر دو حال را شامل مي‌شود و احاديث ديگري وجود دارد كه بر عام بودن اين حكم دلالت مي‌كنند، همچنين از اين احاديث بر مي‌آيد كه رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ زماني اين گفتار را ايراد فرمودند كه شخص را در حالي كه مؤذن اقامه مي‌گفت در حال نماز خواندن مشاهده كرد.

 اما آيه‌ي كريمه عام است و حديث خاص است، خاص بر عام مقدم مي‌شود و با خاص عام تخصيص مي‌خورد؛ كما اين‌كه اين مطلب از اصول فقه و مصطلح الحديث بخوبي فهميده مي‌شود. ليكن اگر اين شخص ركوع دوم را به انجام رسانيده اشكالي ندارد كه نمازش را به اتمام برساند چون نمازش به پايان رسيده و كمتر از يك ركعت باقي مانده است.

شيخ ابن باز – مجموع فتاوا و مقالات متنوعه (11/392)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسلم (710)[53] حكم جلسه‌ي استراحت

س: جلسه‌ي استراحت به هنگام برخاستن از ركعت اول براي ركعت دوم و يا برخاستن از ركعت سوم براي ركعت چهارم چه حكمي دارد؟

آيا واجب است يا سنت مؤكده؟

ج: علما اتفاق نظر دارند بر اين‌كه نشستن بعد از برخاستن از سجده‌ي دوم ركعت اول و ركعت سوم و قبل از برخاستن براي ركعت دوم و چهارم از واجبات نماز و سنت‌هاي مؤكده نيست. علما اختلاف دارند كه آيا اصلاً اين عمل در نماز سنت مي‌باشد يا نه؟ يا اين‌كه اين عمل را تنها كساني انجام دهند كه به علت پا به سن بودن، بيماري و اضافه وزن بدان نيازمند باشند؟

- امام شافعي رحمه الله و جمعي از علماي اهل حديث آن را سنت دانسته‌اند و يكي از فتواهاي امام احمد نيز همين است، به دليل حديثي كه بخاري و اصحاب سنن از مالك بن حويرث رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روايت كرده‌اند: «إنَّهُ رَأَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ؛ فَإِذَا كَانَ فِي وِتْرٍ مِنْ صَلاتِهِ، لَمْ يَنْهَضْ حَتَّى يَسْتَوِيَ قَاعِدًا»[1]

«پيامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ را ديدم كه در ركعت‌هاي فرد بلند نمي شد تا اين‌كه كاملاً مي‌نشست».

- اكثر علما، از جمله ابوحنيفه و مالك رحمهما الله آن را سنت ندانسته‌اند و همين است يكي ديگر از فتواهاي امام احمد رحمه الله. روش استدلال اين علما بدين صورت است كه مي‌فرمايند احاديثي كه درباره‌ي نماز رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ آمده‌اند در آنها ذكري از جلسه استراحت و نشستن بعد از سجده‌ي دوم به ميان نيامده است. اين بزرگواران حديث مالك بن حويرث رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ را چنين تاويل مي‌كنند كه احتمال دارد پيامبر اكرم صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ اين عمل را در آخر حيات و زماني‌كه پا به سن شد انجام داد و...

- دسته‌ي دوم از علما بين احاديث جمع نموده و قائل هستند كه نشستن رسول الله صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ حمل به وقت حاجت و ضرورت است، بنابراين، عمل مذكور بهنگام ضرورت مشروع و در غير آن مشروع نيست.

ولي آن‌چه كه از ظاهر احاديث برمي‌آيد اين است كه اين عمل مستحب است و ذكر نشدن آن در احاديث دلالت بر عدم استجاب آن نمي‌كند بلكه بر عدم وجوب آن دلالت دارد.

دو چيز بر مستحب بودن عمل مذكور دلالت مي‌كند:

1- اصل در فعل پيامبر اينست كه ايشان فعلي را انجام مي‌دهند تا براي امتش مشروع بشود.

2- ثبوت اين جلسه در حديث ابوحميد ساعدي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وارد شده كه در آن چنين آمده است: «أنّه وَصَفَ صَلاَةَ النبي صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِيْ عَشْرَة مِنَ الصّحابَةِ (رضي‌الله‌عنهم) فَصَدَّ قُوْهُ في ذلك»[2]

«(ابوحميد ساعدي) صفت نماز پيامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ را در ميان ده صحابه رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُم بيان كرد كه همه‌ي آنها تصديقش نمودند».

 انجمن دايمي- فتاواي اسلاميه (1/269،268)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. بخاري (823)
[2]. مسند احمد (5/424) و أبوداود (963،730)، ترمذي (305،304). ابن ماجه (1061)، ابن حبان (1865-1867-1874) آلباني آن‌را در صحيح ابوداود صحيح دانسته است.[54] حكم قرآن خواندن امام از روي مصحف در تراويح ماه رمضان

س: در ماه مبارك رمضان و در منطقه‌ي (حائل) كه اولين بار بود در اين منطقه نماز تراويح خواندم. ملاحظه كردم كه امام يك جلد قرآن در دست گرفته و از روي آن قرائت مي‌كند و سپس آن‌را در كنار خود قرار مي‌دهد و اين كار را تا پايان نماز تراويح تكرار مي‌كند، كما اين‌كه اين عمل را در نماز تهجد در شب‌هاي دهه‌ي آخر رمضان انجام مي‌هد. اين عمل نظر بنده را بخود جلب كرده است، چون اين پديده در تمام مساجد منطقه‌ي (حائل) رواج دارد، ولي بنده چنين عملي را در مدينه‌ي منوره مشاهده نكرده‌ام، مثلاً در سال گذشته كه در مدينه منوره نماز تراويح مي‌خواندم چنين چيزي نديدم.

هم اكنون آنچه كه ذهنم را به خود مشغول كرده اين است كه:

- آيا چنين عملي در زمان پيامبر صَلَّى اللَّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ رواج داشته است؟

- آيا اين عمل در شمار بدعاتي قرار ندارد كه هيچ يكي از صحابه و تابعين آن را انجام نداده‌اند.

- آيا به جاي اين عمل بهتر نيست كه امام سوره‌هاي كوچكي را كه حفظ دارد بخو