 که نماز جمعه قضا ندارد با این تفاوت كه اگر کسی به جمعه نمی رسد، به جای آن نماز ظهر را می خواند. نماز عید چون نماز جایگزین ندارد، پس  قضایی نیز ندارد. همین اختیار شیخ الاسلام ابن تیميه رَحِمَهُ اللَّهُ که از دیدگاه بنده نیز همین رأی صحيح می باشد. (والله اعلم) 

  شیخ ابن عثیمین – فتاوي و رسائل (16/255)ف(1376).

س3: کسی که نماز عید را از دست می دهد، آیا قضا آوردن بر او لازم است؟

ج3: بر او مستحب است که آن را به همان روش نماز عید قضا کند، خواه به صورت انفرادی و خواه به صورت جماعت، زیرا برخی از علما در مورد نماز عید گفته اند که این نماز، فرضِ عین است، بنابراین قضایی دارد. در صورتی که فرض کفایه هم باشد، باز هم کوتاهی در اداي آن جايز نیست، بلکه مسلمان در حد توان خودش باید آن را ادا کند.

 شیخ ابن جبرین (فتوا با امضای ایشان) در تاریخ :2/11/1423 هـ ق . 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسند احمد (2/238)، ابو داود(572)، نسایی (861)و ابن خزیمه (1772،1505) و ابن حبان (2145) . در بخاری(908،636،635) و مسلم(602) به جای(فَاقْضُوا)لفظ (فَأَتِمُّوا) آمده است.[42]آيا فردي نصراني كه دين اسلام به او نرسيده باشد و بميرد، از اهل جهنم است؟

س: چنانچه خبرهاي نادرستي در مورد اسلام به او برسد كه بر اثر اين خبرهاي نادرست از اسلام رويگردان شود حكمش چيست؟

ج: كسي كه اصلاً دعوت اسلام به او نرسيده باشد حكمش حكم كسي است كه نه پيامبري بسويشان مبعوث شده و نه خبر رسالت رسولي بديشان رسيده باشد، صحيح ترين نظريه اين است كه اين افراد روز قيامت مورد امتحان قرار مي گيرند؛ امام احمد در مسند خويش از اسود بن سريع رضی الله عنه روايت مي كند كه پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود: « أَرْبَعَةٌ يَحْتَجُّونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَجُلٌ أَصَمُّ وَرَجُلٌ أَحْمَقُ وَرَجُلٌ هَرِمٌ وَرَجُلٌ مَاتَ فِي الْفَتْرَةِ ،... فَيَأْخُذُ مَوَاثِيقَهُمْ لَيُطِيعَنَّهُ فَيُرْسِلُ إِلَيْهِمْ رَسُولاَ أَنِ ادْخُلُوا النَّارَ قَالَ فَوَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ دَخَلُوهَا كَانَتْ عَلَيْهِمْ بَرْدًا وَسَلاَمًا ».[1]

[چهار گروه روز قيامت (به پيشگاه الله تعالي) اقامه ي دليل مي كنند: مردي كه كر و ناشنوا بوده است (مي گويد: بار الها! اسلام آمد اما من چيزي نشنيدم).

شخص بي عقل يا كم عقل (مي گويد: بار الها!  اسلام آمد اما من بازيچه ي كودكان بودم) شخص پير و سالخورده و فرتوت (مي گويد: بار الها!  اسلام آمد اما من در اثر پيري و فرتوتي چيزي نفهميدم) و شخصي كه در زمان «فترت» زندگي كرده است (مي گويد: بار الها!  رسول و كسي كه احكام دين تو را به من برساند ملاقات ننمودم)، در اين هنگام الله تعالي از آنان عهد و پيمان مي گيردكه بايد اطاعت نمايند؛ الله تعالي بسوي‌آنان پيام مي فرستد كه وارد آتش شوند (در واقع با صدور اين فرمان الله تعالي آنان را مورد امتحان قرار مي دهد كه اطاعت مي كنند يا خير) چنانچه اطاعت نمودند و وارد آتش شدند، آتش بر آنان سرد و سالم مي شود.]

در حديثي كه امام احمد در مسند خويش از ابوهريره رضی الله عنه روايت نموده است در پايان روايت چنين آمده: « فَمَنْ دَخَلَهَا كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْدًا وَسَلَامًا وَمَنْ لَمْ يَدْخُلْهَا يُسْحَبُ إِلَيْهَا ».[2]

« كسي كه وارد آتش شود، آتش بر او سرد و سالم مي شود و كسي كه وارد نشود او را كشيده و در آتش داخل مي كنند.»

در مسند ابو يعلي از انس رضی الله عنه مرفوعاً روايت شده: « يُؤْتَى بِأَرْبَعَةٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: بِالْمَوْلُودِ وَبِالْمَعْتُوهِ وَبِمَنْ مَاتَ فِي الْفَتْرَةِ وَالشَّيْخِ الْفَانِي، كُلُّهُمْ يَتَكَلَّمُ بِحُجَّتِهِ، فَيَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لِعُنُقٍ مِنَ النَّارِ: ابْرُزْ فَيَقُولُ لَهُمْ إِنِّي كُنْتُ أَبْعَثُ إِلَى عِبَادِي رُسُلا مِنْ أَنْفُسِهِمْ، وَإِنِّي رَسُولُ نَفْسِي إِلَيْكُمْ، ادْخُلُوا هَذِهِ. فَيَقُولُ مَنْ كُتِبَ عَلَيْهِ الشَّقَاءُ: يَا رَبِّ أَيْنَ نَدْخُلُهَا وَمِنْهَا كُنَّا نَفِرُّ؟! قَالَ وَمَنْ كُتِبَتْ عَلَيْهِ السَّعَادَةُ يَمْضِي فَيَتَقَحَّمُ فِيهَا مُسْرِعًا؛ فَيَقُولُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَنْتُمْ لِرُسُلِي أَشَدُّ تَكْذِيبًا وَمَعْصِيَةً، فَيُدْخِلُ هَؤُلاءِ الْجَنَّةَ وَهَؤُلاءِ النَّارَ ».[3]

« روز قيامت چهار گروه آورده مي شوند: طفل و خردسال، مجنون، كسي كه در دوران فترت مرده، پير و فرتوت، تمام اين افراد براي دفاع از خود دلايلي ذكر مي كنند، الله تبارك و تعالي به شعله هايي از آتش فرمان ظهور مي دهد، و خطاب به اين چهار گروه مي گويد: براي بندگانم پيامبراني از خودشان ،برانگيختم، خودم بسوي شما پيام رسانم، در اين آتش وارد شويد، آنان كه اهل شقاوت هستند، گويند: پروردگارا، ما از آتش فرار مي كرديم، چگونه به آن وارد شويم؟! آنان كه اهل سعادت هستند، اطاعت مي كنند و با سرعت وارد آتش مي شوند؛ الله تعالي مي گويد:شما (كساني كه از فرمان سرپيچي كرديد، و به آتش وارد نشديد) پيامبران مرا بيشتر تكذيب مي كرديد و مرتكب عصيان مي شديد، گروهي كه وارد آتش شدند به بهشت مي روند و گروهي كه وارد آتش نشدند به جهنم مي روند.»

در اين مورد ابن كثير احاديثي را در تفسير آيه « وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا » [اسراء15] ذكر نموده است؛[4] همچنين علامه ابن القيم در كتاب (طريق الهجرتين) در مبحث طبقات المكلفين پيرامون موضوع فوق به تفصيل سخن گفته است.[5]

بدون ترديد دين اسلام از آغاز ظهورش در تمام دنيا در شرق و غرب انتشار يافته است و همه ي مردم از دعوت آن باخبر شده اند؛ بنابراين كساني كه دعوت به آنان رسيده باشد و از پذيرش اسلام سر باز زده و عناد ورزيده اند، عذري از آنان پذيرفته نيست.

كساني كه در مورد اسلام اخبار نادرستي به آنان رسيده است وظيفه داشتند تحقيق كنند، با وجود قدرت بر اين كار بدليل اين كه تحقيق و بررسي ننموده اند بعنوان كساني شناخته مي شوند كه در انجام وظيفه كوتاهي كرده اند، بنابراين روز قيامت عذري نخواهند داشت.

 شيخ ابن جبرين- فتاوي و احكام في نبي الله عيسي علیه السّلام ص (79/80) با كوشش: علي العماري
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. احمد (4/24)، ابن حبان(7357)، و طبراني در الكبير(841)، و آخرون. و شيخ آلباني آن را صحيح دانسته در كتاب «صحيح الجامع» شماره«881 » و « سلسله الصحيحه » شماره(1434)

[2]. احمد (4/24) بعد الحديث السابق. و صححه الألباني في «صحيح الجامع» رقم (8811) و « السلسلة الصحيحة» شماره حديث(1434)

[3] ابو يعلي في «مسنده»(4224). قال الهيثمي في «مجمع الزوائد» (7/216): « رواه أبويعلي و البزار بنحوه، و فيه ليث بن أبي سليم و هو مدلس، و بقية رجال أبي يعلي رجال الصحيح».

[4] ر.ك تفسير ابن كثير (3/29-33)

[5] ر.ك كتاب «طريق الهجرتين» ص (570) و پس از آن[102] احکام برپایی جشن ها و اعیاد 

س: حکم جشن های شادی آور که مسلمانان در كشور (ترينيداد) به م