است که بر الله، دروغ بندد تا از روی جهل و نادانی مردم را گمراه سازد .خداوند هیچ وقت ستمکاران را به راه راست هدایت نخواهد نمود. ]
رسول الله- صلی الله علیه وسلم - می فرماید: «مَن کذَبَ عَلیَّ مُتَعَمِّداً فَلیَتَبوّاْ مَقعَدهُ مَن النّار»[3]
[هر کس به دروغ سخنی از جانب من گوید، سر انجامش دوزخ است.]   
 چون سستی و سهل انگاری بسیاری از مردم را مشاهده نمودم و اینکه در جهت جستجوی احکام صحیح اقدام نمی کنند، گرچه بر هر مسلمانی واجب است در مسايل بزرگ و کوچک از متخصصان و صاحبانِ آگاهی پرسش نماید،هم چنان كه قرآن می فرماید:
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » نحل[43]
[ ما پیش از تو نیز مردانی را روانه کردیم جز اینکه به آنها وحی فرستادیم پس از آگاهان بپرسید اگر نمی دانید.]
عطف به این موارد مناسب دیدم که به هر خانواده­ي مسلمان،این مجموعه را اهدا نمایم که در بر گیرنده­ي مجموعه­ای از فتاوی اجتماعی با موضوعات مختلف است که ازجانب علماي بزرگوار ما صادر شده اند؛ کسانی چون:
- جناب شیخ عبدالعزیز بن عبدالله باز(رحمه الله)
- جناب شیخ محمد بن صالح العثیمین (رحمه الله)
- جناب شیخ عبدالله ابن عبدالرحمان بن جبرین- (حفظه الله)
جناب شیخ صالح بن فوزان الفوزان(حفظه الله)
و فتاوای صادر شده از «لَجنة الدائمة» «هیأت فتوا» متشکل از علمای بزرگ عربستان موسوم به «هیئة الکبار العلماء».
برای تحقق این مهم به جمع و تدوین رساله ها و فتاوائی که قبلاً آن را در کتاب جداگانه­اي جمع کرده بودم، همّت گماشته و فتاوای دیگری در مسائل جدید و روزمره بدان افزودم و آن را «الفتاوی الشرعیّة فی المسائل العصریّة من فتاوی علماء البلد الحرام» نام گذاشتم که مجموعه ای است از فتاوای برگزیده و ارزشمند در مسائل معاصر.
شیوه­ي کار:
1- تکرار فتاوای برخی از علما در یک مسأله جهت تأکید بر آن حکم و نشان دادن وحدت نظر علما بر آن یا اینکه برخی از دیدگاه ها در بر دارنده­ي اطلاعاتي  مفید و ارزشمند بودند.
2- تکرار یک فتوا در دو یا چند جای کتاب، به خاطر مناسبت یا نافع بودن آن.
3- قرار دادن فتاوا با حکم های متفاوت در یک مسأله در یک جایگاه که به جهت بالا بودن تفاوت و اختلاف یا ارتباط با همدیگر.
4- تنظیم و ترتیب فتاوا در فصول مستقل تا مراجعه به آسانی صورت پذیرد.
5- شماره گذاری آیات و نوشتن آنها با رسم الخط قرآنی.
6- قرار دادن احادیث نبوی در بین گیومه(« ») تا از سخنانِ دیگر متمایز باشد.
7- تخریج احادیث از منابع اصلی – اکثر- با عنایت به تعدیل الفاظ حدیث از تقديم يا تأخيري كه به وسيله­ي مفتي صورت پذيرفته كه ناشي از قرائت حفظي آن بوده است در غير اين صورت با نوشتن عباراتي چون: شبيه آن، به همان معنا و.. موارد را يادآوري نموده ام.
8- عدم زياده روي و مبالغه­ي بيمورد در باب اخراج احاديث؛ مگر در صورت نياز.
9- حرکت گذاری احادیث همراه با توضیح برخی از کلمات و مفرداتِ دشوار.
10- اضافه نمودن عبارت های زیر بعد از این اسامی: محمد(صلی الله علیه و سلّم)، انبیا یا فرشتگان(علیه السلام)،بعد از نام صحابی(رضی الله عنه).
11- ارجاع فتاوای بزرگان و علما به منابعی که موضوع را از آن أخذ کرده ام.
مثال: در ذيلِ فتاوای شیخ ابن عثیمین و ابن جبرین اینگونه آمده است: «فتوی علیها توقیعه» یا عبارت« مِن قولِه و املائه » یعنی فتوایی که امضا شده یا سخني كه املا و تقرير وی است و چندی دیگر و همه­ي این پاسخ های شرعی، پاسخ پرسش هايي است مخصوص که این جانب از آن بزرگواران نموده ـ با سپاس و تشكّري كه از آن دو بزرگوار دارم ـ جواب و تـوجیه آن را دريافت كرده ام و اصل آن سؤالات نزد این جانب محفوظ است.
12- اعتماد و استحکام بخشی به فتاوای علما با ارجاع فتاوی به مصادر اصلی.
13- دخل و تصرّف در برخی از سؤال ها به خاطر دوري از طولانی شدن و رسيدن به مقصودِ اصلي.
14- سعی نمودم تا جایی که ممکن بود عناوینِ فتاوی با مضمون آن هماهنگ باشد، لذا به تعدیل و تفسیر بسیاری از عناوین سؤال ها اقدام نمودم، در حالی که در مراجع ذی ربط چنین التزامی رعایت نشده بود.
15- رعایت علایم نگارشی؛ چون: «نقطه، ویرگول، نقطه ويرگول، علامت سؤال و تعجّب و...» به اندازه­ي توان تا به مفهوم اصلی کمک نمايد.
16- در پايان، دو نوع فهرست ارائه نمودم؛ فهرستِ موضوعات و دیگری فهرست مآخذ و منابع.
17- سعی وافر و همِّ کامل برآن بود که این کتاب به شکلی آراسته و زیبا عرضه گردد و همراه با آن از حیث مفهوم نیز نافع باشد ـ  إن شاء الله ـ .
حال، لطف و كرمِ پروردگار را برخود و شما یادآورخواهم شد که بر ما منّت نهاد؛ یعني ما را علم آموخت و رهنمون ساخت و این نعمتی است بس بزرگ.
رسول الله - صلی الله علیه وسلم - می فرماید:  «اِنَّ اللهَ لا یَقبضُ العِلمَ اِنتراعاً ینتزِعَه مِن الْعِبادِ و لکنْ یَقبضُ العِلمَ بقَبضِ العلماءِ حتّی اذا لَم یُبْقِ عالِماً إتّخِذ الناسُ رؤوساً جُهالاً فَسُئلوا فأفتوا بغیرِ علمٍ فَضَلّوا وَأَضَلُّوا»[4]
«بدرستی که خداوند علم را از قلوب مردم بر نخواهد گرفت، بلکه آن را با نبود دانشمندان باز پس مي گيرد، به گونه­ي كه دانشمندي شايسته باقی نخواهد ماند. آنگاه مردم بزرگان نادان و جاهل را به رهبری خواهند گرفت و آنان نیز بی علم وآگاهی فتوا می دهند و با فتاوي غلط خود و دیگران را گمراه می کنند.»
از رسول  الله - صلی الله علیه وسلم - در باب فضل و بزرگي عُلما روایت شده است:
« اِنّ مثلَ العلماءِ فی الأرضِ کَمَثل النّجوم فی السَّماءِ یُهتَدی بها فی الظُّلماتِ البرِّ و الْبحر فإذا إنطمَسَتِ النّجُومُ أوشک اَن تَضلَّ الهُداةُ »[5]
بدرستی که علما و دانشمندان، در جهان مانند ستارگان آسمانند که مردم از آن ها در خشکی و دریا راهنمایی می گیرند و هرگاه ستارگان از بین رفتند احتمال می رود که مردم به بيراهه روند و به مثابه آن با از بين رفتن علما، جامعه نيز به گمراهي گرايد.
[در پایان] از درگاه الله تعالی،خواستارم این مجموعه را در پیشگاه خود عملي خالصانه محسوب بدارد و ما و شما را به آنچه دوست می دارد و می پسندد هدایت کند و راه حق را به ما بنمایاند و پیروی از آن را نصیب ما گرداند و این توفیق را ارزانی فرماید­ تا از باطل دوری ورزیم.
و سخن پاياني ما اين است؛سپاس و ستایش الله تعالی را که پروردگار جهانیان است و صلوات الله بر  پیامبر ما محمّد و بر اهل بیت و اصحابش.
د. خالد بن عبدالرحمان الجریسي
--------------------------------------------------------------------------------
1- مسند امام احمد(1/402) طبرانی در«الكبیر»10/212(10500) آورده است که حدیث صحیح است، همچنین نگاه: «مجمع الزوائد» هیثمی(10/189) 
-2بخاری، (6540)و مسلم (106).
3- بخاري( 107).
4-بخاري (100).
5-مسند امام احمد( 3/157) . قال الهیثمی فی «المجمع» 1/121: «و فیه رشد بن سعد واختلف فی الاحتجاج به، وأبو حفص صاحب أنس مجهول»[49] هشدار در مورد كتاب « التحذير من فتنة التكفير» و كتاب «صيحة نذير»

الحمد لل