 يا خير و بعداً معلوم شد كه غروب نكرده بود، بر او قضا آوردن روزه ي آن روز واجب است؛ زيرا خوردن با وجود شك حرام است، برايش جايز نيست كه افطار كند، مگر اين كه غروب خورشيد قطعاً ثابت گردد و يا اين كه گمان غالب او اين باشد كه خورشيد غروب كرده است، در صورت مشكوك بودن، اگر افطار نمود و خلاف آن ثابت شد، بايد روزه ي آنرا قضا آورد؛ زيرا در آن صورت او مجاز به خوردن نبوده است. 

 شيخ ابن عثيمين – مجموع الفتاوي و رسائل(19/290) فتواي (263)
--------------------------------------------------------------------------------
[1]نگاه: به فتواي سابق [54] آيا مي توان به جدول اوقات شرعي اعتماد نمود.

س: برخي از افراد خانواده ام پس از اذان صبح به خوردن ادامه مي دادند، به آنان گفتم، اين كار جايز نيست، در جوابم گفتند: نه، اشكالي ندارد، حكم روزه ي آن ايام چيست؟ 

ج: جمله ي- اشكالي ندارد- ملاك نيست البته اگر مي گفتند: هنوز فجر طلوع نكرده است: مانند اين كه در صحرا باشند و هيچ نوري مشاهده نكنند. و بگويند: فجر هنوز طلوع نكرده است. زيرا برخي از مردم به تقويم اوقات شرعي شك دارند و مي گويند كه جدول اوقات شرعي دقيق نيست، ما در صحرا به افق نگاه كرده ايم، طلوع فجر بسيار ديرتر است از آنچه در جدول نوشته شده و حتي بعضي مبالغه مي كنند مي گويند كه:20 دقيقه تأخير دارد. اما اين گفته اي آنان مبالغه اي بيش نيست، و واقعيت اين است كه جدول اوقات شرعي كه در اختيار مردم قرار دارد، 5 دقيقه و آن هم فقط در فجر جلوتر است. معنايش اين است كه اگر مؤذن سر وقت درج شده در جدول اذان گفت. و در آن هنگام چيزي خوردي، اشكالي ندارد. مگر اين كه مؤذن احتياط كرده باشد و با تأخير اذان بگويد، زيرا برخي از مؤذن ها- جز اهم الله خيرأ- احتياط مي كنند و با 5 دقيقه تأخير از وقت جدول اذان مي گويند. و برخي از مؤذن هاي نادان قبل از وقت مقرر اذان مي گويند و مي پندارند كه اين كارشان احتياط است، اما نمي دانند كه در كاري مهم تر، يعني نماز فجر، اهمال كرده اند: چرا كه امكان دارد شخصي بنا بر اذان آنان، قبل از وقت نماز بخواند و اگر شخصي قبل از دخول وقت اگر چه به مقدار تكبيره الاحرام، نماز بخواند، نمازش صحيح نيست.

اين مؤذن هايي كه قبل از فجر اذان مي گويند، مدعي هستند كه: احتياط مي كنند...!

مي گوييم: شما بيشتر از آنچه الله تعالي مقرر داشته، احتياط مي كنيد، الله تعالي مي فرمايد:[ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ](بقره187) 

«پس بايد طلوع فجر تحقق يابد»، 

الله نفرموده: تا فجر طلوع كند، بلكه فرموده:« حَتَّى يَتَبَيَّنَ  » اما شما با اذان گفتن قبل از موعد، بندگان الله را از خوردن و نوشيدن منع مي كنيد، يعني چيزي كه الله تعالي براي بندگانش حلال نموده، شما حرام مي كنيد، و از اين جهت شما گناهكار مي شويد، و بالفرض اگر مردم منتظر بمانند و در پي اذان شما نماز نخوانند، شما از اين جهت كه بندگان الله را از چيزي كه پروردگارشان حلال نموده، منع كرده ايد، گناهكاريد.

ناداني بيماري مهلكي است، جاهل مانند كور است كه با يك چشم نگاه مي كند و فقط يك جانب قضيه را مي بيند و جانب ديگرش كاملاً مهمل مي ماند و اين اشتباه بزرگي است، بنابراين اهل علم بايد مردم بويژه مؤذن ها را آگاه كنند و به آنان بگويند: در مورد بندگان الله از او بترسيد، چگونه قبل از وقت اذان مي گوييد و مردم را از كاري كه برايشان حلال است، باز مي داريد، چه بسا شخصي دير از خواب بيدار مي شود و تشنه باشد و بخواهد ليواني آب بنوشد، اما با شنيدن صداي اذان به مقتضاي تقوايش از نوشيدن آب صرفنظر كند، و مؤذن هم كه قبل از وقت اذان گفته و با خيال خام خودش احتياط كرده است، در نتيجه آن بيچاره را از جرعه اي آب محروم نموده است، احتياط به معنايسخت گيري نيست، بلكه احتياط واقعي آن است كه آن گونه كه شريعت گفته، عمل كنيم.

شيخ ابن عثيمين- مجموع فتاوا و رسائل(19/301)- ف(277)[55] روزه هاي زيادي را قضا كرده ام، اكنون بايد چكار كنم .

س: روزه هاي زيادي از من قضا شده كه كمتر از سه ماه نيست، آيا حتماً بايد بجاي آن روزه بگيرم؟ و يا كفاره اي ديگر بجاي آن نزد الله تعالي پذيرفته مي شود؟ و اگر مسكيني براي پرداخت كفاره سراغ نداشتم، چكار بايد بكنيم؟

ج: آن سه سالي كه روزه نگرفته اي، بايد سبب آنرا بدانيم، اگر قصداً روزه را ترك نموده ايد، بدان كه مرتكب گناه بزرگي شده اي. اكنون قضا آوردن روزه برايت سودي ندارد، البته بايد توبه كني و اعمال شايسته انجام دهي، هر كس توبه كند، الله تعالي از او  مي پذيرد.

اما اگر روزه را با ناداني ترك نموده اي- مانند زناني كه مي گويند: قبل از پانزده سالگي بر زن روزه واجب نيست؛ اگر چه پيش از آن عادت ماهانه را ببينند، و اين حرفشان اشتباه است- در اين صورت بايد روزه ي آن سالها را قضا آوري و از تو پذيرفته خواهد شد؛ زيرا كه روزه را به ناداني ترك نموده اي و بايد بدون تأخير آن را قضا آوري؛ زيرا برآن سالي گذشته، قضاي رمضان علي الفور لازم نيست مگر اين كه رمضان ديگر نزديك باشد و جايز نيست كه قضاي رمضان، تا رمضان ديگر به تأخير انداخته شود، پس اين شخص بايد توبه كند و هر چه زودتر قضاي آن روزه را بجاي آورد، والله الموفق

  شيخ ابن عثيمين- فقه العبادات. ص(198)[56] حكم تأخير قضاي رمضان تا رمضان ديگر (شيخ ابن عثيمين )

س: حكم كسي كه قضاي رمضان را تا رمضان ديگر به تأخير بيندازد، چيست؟

ج: بنا بر نظريه ي مشهور اهل علم، به تأخير انداختن قضاي رمضان، تا رمضان ديگر جايز نيست؛ زيرا عائشه«رضي الله عنها»مي فرمايد: «كانَ يكون عليَّ الصومُ من رمضان فلا أستطيع أن أَقْضِيَهُ إلا في شعبان»[1]  

«گاه روزه ي رمضان بر من مي ماند و نمي توانستم آنرا قضا آورم مگر در ماه شعبان.»

از اين حديث بر مي آيد كه بعد از رمضان دوم رخصتي نيست و اگر تا آن هنگام آن را قضا نياورد، گناهكار مي شود، و بعد از رمضان دوم بايد بلافاصله آن را قضا آورد، اما آيا همراه با قضا آوردن روزه، آيا بر او اطعام نيز لازم است يا خير؟ علما نظريه هاي متفاوتي دارند و صحيح آن است كه: بر او اطعام لازم نيست؛ زيرا الله تعالي مي فرمايد:[ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ] (بقره 185)

 الله تعالي غير از قضاي روزه چيزي ديگر بر او واجب نگردانيده است.

 شيخ ابن عثيمين – مجموع فتاوي و رسائل(19/378). ف (375)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بخاري (1950)، مسلم (1146).[57] حكم تأخير قضاي رمضان تا رمضان ديگر (شيخ ابن جبرين)

س: كسي كه قضاي رمضان را تا رمضان ديگر به تأخير بياندازد حكمش چيست؟ 

ج: اگر بنا بر عذري قضاي روزه ي رمضان را تا رمضان ديگر به تاخير انداخته، مثلاً يازده ماه بيمار بوده و نتوانسته در آن مدت روزه بگيرد، غير از قضا آوردن روزه بر او چيزي لازم نيست، اما اگر از روي سهل انگاري با وجود توان، قضا نياورده، همراه با قضا آوردن روزه بايد بخاطر سهل انگاريش، هر روز يك مسكين را خوراك دهد.

 شيخ ابن جبرين، فتاوي الصيام، جمع: راشد الزهراني،ص(60)[58] جواز 