ر ادامه دعوتش به سرزمین شام برود. محمد بن اسماعیل درزی به آنجا رفت. در قسمت غربی دمشق در وادی تیم الله بن ثعلبه ساکن شد. مردم را به پرستش حاکم عبیدی دعوت نمود. اصول و اعتقادات فرقه ی دروزیه را میان مردم تبلیغ کرد. اموالی را که حاکم عبیدی به او سپرده بود، بین مردم تقسیم نمود. بسیاری از مردم دعوتش را اجابت نمودند.

  یکی ديگر از كساني كه به الوهيت حاكم دعوت مي داد، مردي فارسي تبار به نام حمزه بن علی بن احمد حاكمي درزي از بزرگان باطنیه است. اين شخص با دعوتگران مخفی ِ حاکم ارتباط برقرار نمود. بصورت مخفیانه دعوت الوهیت حاکم را ادامه داد تا به عنوان رکنی از ارکان این گروه در آمد و عقیده اش را اعلام نمود. ادعای رسالت از جانب حاکم را نمود. حاکم نیز او را تأیید کرد. پس از مرگ حاکم و جانشینی فرزندش با لقب « الظاهر لإعزاز دین الله» به جای پدر، اعتقاد الوهیت پدرش را رد نمود. سرانجام این دعوت در مصر بر چیده شد. حمزه بن علی از مصر به شام گریخت. بعضی از پیروانش با او به شام رفتند و در محلی ساکن شدند که بعدها به [جبل الدروز] معروف شد.

برخی از اصول و اعتقادات فرقه ی «دروزیه» :
أ‌-        این فرقه معتقد به حلول و اتحاد است؛ معتقدند پروردگار در علی رضی الله عنه و سپس  در اولادش يكي پس از ديگري حلول کرد تا این که در حاکم عبیدی حلول نمود. این فرقه اعتقاد به رجعت حاکم دارد که حاکم زمانی در غیبت به سر می برد و سپس ظهور می کند.

ب‌-      تقیه: این گروه، حقیقتِ مذهب خویش را جز برای خواص و کسانی که از پیروان و هم کیشان آنها نباشند، بیان نمی کنند.

ت‌-       اين گروه معتقد به عصمت ائمه ی خویش می باشند. معتقدند که آنان از خطا و اشتباه معصوم هستند؛ بلکه ائمه خویش را اله می دانند و آنان را پرستش می کنند. آن گونه که حاکم عبیدی را می پرستیدند.

ث‌-      مدعی علم باطن هستند. می گویند: نصوص قرآن و شریعت، دارای ظاهر و باطن است و اصل، معنای باطنی آیات است نه معنای ظاهری. این گروه این گونه الحاد در نصوص شریعت و تحریف اخبار و اوامر و نواهی شرع را بنا نمودند.

 در نصوصی که مربوط به صفات پروردگار است، به طور کامل منکر این صفات می باشند. منکر قیامت، حساب، جزا، بهشت و جهنم هستند. در عوض معتقد به تناسخ ارواح می باشند؛ یعنی هنگام فرا رسیدن مرگ یک انسان یا حیوانی، روح او به بدن انسان يا حيوان دیگر منتقل می شود. هنگام تولدش روح شخص مرده در بدن فرد دوم در نعمت یا عذاب بسر می برد. این گروه می گویند:« دهر دائم و عالم قائم و أرحام تُدفع و أرض تُبلع»

منکر فرشتگان الهی و رسالت پیامبران هستند. پیرو فلاسفه ی مشائی و اصول و نظریات ارسطو مي باشند. نصوص تکلیفی قرآن، اوامر و نواهی را تحریف نمودند. نماز را از نمازهای روزانه به معرفت اسرار خود تحريف نمودند. روزه را از خودداری مفطرات از طلوع فجر تا غروب به کتمان اسرار خود تحريف کردند. معتقدند كه منظور از حج، زیارت شیوخ و افراد مقدس نزد آنان است.

اباحی گری و بي بند و باري را رواج دادند و نکاح مادران و دختران را جایز قرار دادند. نصوص کتاب و سنت را بازیچه ی افکار و اعتقادات باطل خود نمودند و کلیه ی عبادات را انکار کردند.

ابوحامد غزالی رحمه الله  و دیگران در مورد آنان گفته اند:«ظاهر مذهبهم الرفض و باطنهم کفر المحض». 

عقائد این گروه با  عقائد، اعمال و طریقه ی «رسائل اخوان الصفاء»[1] مشابهت دارد.

ه- معتقد به ماده و طبیعت هستند. می گویند: طبيعت،  عامل پيدايش زندگي است. مرگ، چیزی جز تمام شدن حرارت غریزی در وجود آدمی نیست؛ مانند خاموش شدن نور چراغ بر اثر تمام شدن سوخت آن، مگر کسی که کشته شود.

و- نفاق در دعوت و فریبکاری سرلوحه ی کارشان است؛ ابتدا محبت آل بیت رضی الله عنهم را مطرح می کنند. چون کسی با آنان هم عقیده شده، او را به رفض و اظهار معایب صحابه  رضی الله عنهم دعوت می دهند. پس از پذیرش این اعتقاد، او را به بیان معایب علی رضی الله عنه و طعن در شخصیت او دعوت می دهند. در مرحله ي بعد، طعن و عيبجويي در شخصیت پیامبران الهی دعوت می دهند و می گویند: انبیا دارای بواطن و اسراری بوده اند که مخالف با دعوتشان است. پیامبران، انسانهای زیرک و دارای هوش و استعداد فوق العاده ای بوده اند که برای خام کردن ملتها، اصول و قواعدی را وضع نموده اند تا از این طریق به مصالح و منافع دنیوی برسند.

دوم: حکم فرقه ي دروزيه:

از شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در مورد دروزیه و نصیریه سؤال شد. این گونه پاسخ داد: گروه نصیریه و دروزیه به اتفاق مسلمانان، کافر هستند. خوردن ذبیحه ی آنان جايز نيست. نکاح با دختران و زنانشان حرام است. از آنان جزیه گرفته نمي شود؛ زیرا مرتد هستند. نه مسلمان و نه جزو یهود و نصاری می باشند.

فرقه ی دروزیه و نصیریه به ارکان اسلام معتقد نیستند. منکر محرمات الهی از قبیل تحریم شراب، مردار و دیگر محرمات هستند. این گروه هر چند شهادتین را بخوانند؛ اما با داشتن اين عقايد به اتفاق مسلمانان، کافر هستند. فرقه ی نصیریه از پیروان ابی شهیب محمد بن نصیر از غلاة در مورد شخصیت علی رضی الله عنه معتقدند که علی، الله است و می گویند:

أشهد أن لا إله إلا حیدرة الأَنزَع البطین

گواهي مي دهم كه هيچ معبودي نيست مگر حيدري كه موي پيشانيش از هر دو طرف رفته و تنومند است.

ولا حجاب علیه إلا  محمد الصادق الأمین

حيدري كه حجابش محمدِ صادق الأمين است

ولا طریق إلیه إلاسلمان ذوالقوة المتین

راه رسيدن به سويش، سلمان نيرومند است

فرقه درزیه: پیروان هشتکین درزی از همپیمانان حاکم عبیدی هستند؛ حاکم عبيدي یکی از حکام مصر از فرقه ی باطنیه است که حاکم وقت، هشتکین درزی را به سرزمین تیم الله بن ثعلبه در سوریه فرستاد تا اهالی آنجا را به الوهیت حاکم عبیدی و پرستش او دعوت دهد و او را [الباری العلام][2] می نامیدند و به نام او سوگند می خوردند. این گروه از پیروان اسماعیلیه معتقدند محمد بن اسماعیل، ناسخ شریعت محمد بن عبدالله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم است. فرقه اسماعیلیه در کفر بدتر از غلاة هستند، اعتقاد به قدیم بودن عالم دارند. منکر معاد، واجبات و محرمات اسلام هستند. این گروه از قرامطه باطنیه هستند که از یهود، نصاری و مشرکین عرب هم کفرشان بدتر است.

در نهایت اعتقادات شان ترکیبی از فلاسفه ارسطو و امثالش و مجوس[3] است. از روی نفاق مدعی تشیع هستند. والله أعلم[4]

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در رد فرقه دروزیه می گوید: مسلمانان در کفر این فرقه تردیدی ندارند؛ بلکه اگر کسی در کفر آنان شک و تردید داشته باشد، خودش کافر است. این گروه جزو اهل كتاب و مشركين نيستند؛ بلكه جزو كافران گمراه مي باشند. خوردن ذبیحه ی آنان حلال نیست. زنان شان اسیر و اموال شان به غنیمت گرفته می شود. اینها جزو زندیقان و مرتدانی هستند  که توبه ی آنان قبول نمی شود. هر جا پیدا شدند، کشته شوند؛ قابل لعن و نفرین هستند. به کار گرفتن آنها به عنوان نگهبان، کشاورز، کارگر و ... جایز نیست. کشت