اهي كه الله آن را ترسيم نموده و رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به آن فراخوانده است، نصيحت كنند.

 هر كس به خاطر مصالح شخصي و اهدافي كه الله مي‌داند، به سركشي خود ادامه داد بايد به جامعه معرفي شود و به افرادي كه درپي حق هستند اعلام كنند كه از آن‌ها برحذر باشند تا از راه و روش آن‌ها دوري كنند. افراد بي خبر از اهدافشان به گروه آن‌ها نپيوندند تا گمراه نشوند و از  را ه راستی كه الله به پيروي از آن دستور داده است، منحرف نشوند:[ وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (153)] 

(«اين راه (كه من آن را براي‌تان ترسيم و بيان كردم) راه مستقيم من است از آن پيروي كنيد و از (راه‌هاي باطلي كه شما را از آن نهي كردم) پيروي نكنيد كه شما را از راه الله پراكنده مي‌سازد، اين‌ها چيزهايي است كه الله شما را بدان سفارش مي‌كند تا پرهيزگار شويد). «انعام/153» 

شكي نيست كه كثرت فرقه‌ها و گروه‌ها در جامعه‌ي اسلامي چيزي است كه در درجه‌ي اول شيطان و در درجه‌ي دوم دشمنان اسلام بر آن حريص هستند، چرا كه اتحاد كلمه مسلمانان و وحدت‌شان و تشخيص خطري كه آن‌ها را تهديد مي‌كند و عقيده‌ی‌شان را هدف قرار داده و آنها را در جهت مبارزه با دشمنان فعال‌تر مي‌كند و باعث قرار گرفتن شان در  يك صف و موجب حفظ مصلحت مسلمانان و دوري خطر از دين و سرزمين و برادران‌شان مي‌گردد. اين راهي است كه دشمنان انسي و جني از آن راضي نيستند. آن‌ها تلاش مي‌كنند تا بين مسلمانان تفرقه بوجود بياورند و بذر دشمني بين‌مسلمانان بكارند.

از الله تعالی مي‌خواهيم مسلمانان را بر پيروي از حق متحد گرداند و فتنه و گمراهي را از جوامع آن‌ها دور كند كه او بر اين كار قادر است. 

  شيخ ابن باز- مجموع فتاوي و مقالات متنوعة (5/202- 204)[14] منع افراد مذهبی از اختلاف.

 گفتاری در مورد جماعت تبليغ

س: نصيحت‌تان درباره‌ي جوانان ملتزمي كه از ديگران دوري مي‌جويند و در مقابل يكديگر قرار مي‌گيرند، چيست؟ هم‌چنين نظرتان درباره‌ي تعدد گروه‌ها و احزاب معاصر چيست؟ آيا مرا به همكاري با جماعت تبليغ و تشكيل با آنها توصيه و تشويق مي‌كنيد؟ 

ج: شكي نيست كه آن چه در ميان جوانان ملتزم رخ داده از تفرقه و گمراه دانستن ديگران و احساس دشمني با كساني كه مخالف راه و روش آن‌ها هستند، باعث تأسف و اندوه است و چه بسا كه منجر به شكستی بزرگ گردد و اين گونه تفرقه‌ها باعث شادماني شياطين جني و انسي مي‌گردد؛ چرا كه شياطين دوست ندارند اهل خير در مسايل به اجماع برسند، بلکه آرزو دارند كه بين‌شان تفرقه باشد. آن‌ها خوب مي‌دانند كه تفرقه باعث درهم شكستن قدرتي است كه با التزام و روآوردن به الله تعالی به دست می آید. آيات الهي در اين‌باره راهنماي ماست:[ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ] 

(در ميان خود اختلاف و) كشمكش نكنيد كه(اگر كشمكش كنيد) درمانده و ناتوان مي‌شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي‌رود). «انفال/46» 

و مي فرمايد:[ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ] 

 («و مانند كساني نشويد كه پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند(آن‌هم) پس از آن كه نشانه‌هاي روشن الله جل جلاله به آنان رسيد). «آل‌عمران/105»

و مي فرمايد:[ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ] (انعام/159)

 «بي گمان كساني كه آيين(يكتا پرستي) خود را پراكنده مي‌دارند و دسته دسته و گروه گروه مي‌شوند تو به هيچ وجه از آنان نيستي».

  [شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ] (الشوري/13)

 «الله تعالی آييني را براي شما مؤمنان بيان داشته و روشن نموده، كه آن را به نوح توصيه كرده است و ما آن را به تو وحي و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش نموديم. (به همه آنان سفارش نمودم كه اصول) دين را پا برجا داريد و در آن تفرقه نكنيد و اختلاف نورزيد، ». 

الله تعالي ما را از تفرقه نهي نموده و عواقب وخيم‌آن را گوشزد كرده است. لازم است كه ما ملتي يگانه باشيم و گام‌هايمان يكي باشد چرا كه تفرقه باعث فساد و پراكندگي و تشتت آرا و ضعف امت اسلامي مي‌گردد.

بين اصحاب هم اختلاف بوده است اما باعث تفرقه و كينه و دشمني بين آنان نشده است؛ حتي در زمان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  هم اختلاف بين‌شان بوجود آمد، زماني كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از غزوه ی احزاب (خندق) فراغت يافت، جبرئيل آمد و به ايشان گفت كه بسوي بني قريظه كه پيمان شكني كرده بودند، حركت كنند.

 رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به اصحاب فرمود: [لَا يُصَلِّيَنَّ أَحَدٌ العَصرَ إِلَّا فِي بَنِي قُرَيْظَةَ][1]

«كسي نماز عصر را نخواند مگر در بني قريظه!».

 بنابراین صحابه از مدینه بسوي بني قريظه حركت كردند. وقت نماز عصر فرا رسيد، بعضي گفتند: نماز نمي‌خوانيم مگر در بني قريظه، حتي اگر خورشيد غروب كند، چرا كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فرموده: [لَا يُصَلِّيَنَّ أَحَدٌ العَصرَ إِلَّا فِي بَنِي قُرَيْظَةَ]

«كسي نماز عصر را نخواند مگر در بني قريظه!». 

و ما می گوییم: - سمعنا و اطعنا- گروهي نيز گفتند: منظور رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ اقدام به اين كار و سرعت بخشيدن به حركت بوده است و از ما نخواسته است تا نماز را به تأخیر بیندازیم. اين مسئله به گوش رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  رسيد؛ اما ايشان بدون‌هيچ گونه برخورد با كسي، هيچ يك از آن‌ها را به خاطر برداشت‌شخصي، توبيخ نكرد و مسلمانان نيز به خاطر اين اختلاف رأي در استنباط از حديث رسول‌الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ متفرق نشدند؛ بنابراين ما هم نبايد متفرق شويم و لازم است كه امتي يگانه باشيم.

 اما زماني كه تفرقه ايجاد مي‌شود مي‌گويند: اين سلفي است! اين اخواني است! اين تبليغي است! اين سني است! اين مقلد است! و اين فلان و اين فلان است! كه اين خطري است بسیار بزرگ. اميدي كه ما از بيداري اسلامي داريم از بین خواهد رفت. حال كه مي‌دانيم در اين بيداري گروه‌هاي متفرقي كه يكديگر را گمراه مي‌خوانند و نادان مي‌نامند وجود دارد. بايد گفت كه: راه حل و چاره‌ي اين مشكل اين است كه ما همان راهي را برويم كه اصحابرضی الله عنهم رفتند و درك كنيم که اختلاف بوجود آمده ی اجتهادي- اگر بحث اجتهادي باشد- تأثير گذار نيست بلكه در حقيقت وفاق و وحدت است، اما چگونه؟ نبايد اثر منفي داشته باشد بلكه 