:

إذا افتخَرت بأقوامٍ لهم شرف

 قلنا صدقتَ ولكن بئس ما ولدوا[5]

آنگاه كه تو به گذشتگان با شرافت خود مي نازي ما سخن تو را تصديق مي كنيم؛ اما بدان كه فرزندان نگون بختي از خود بر جاي گذاشته اند!

رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَفرموده اند: «مَنْ بَطَّأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ»[6] 

(كسي كه عملش او را عقب بياندازد، نسبش او را به جايي نمي رساند)

منظور از اين آيه« وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ » (وبعضي را بربعضي ديگر به مراتبي برتري داد) فضائل ظاهري مراد است: مانند علم و زهد و عبادتو سخاوت و شجاعت و امثال آن؛ زيرا الله تعالي به صاحبان چنين صفاتي در دنيا و آخرت فضل و برتري نصيب مي گرداند.

الله تعالي در قرآن فرمود: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» [مجادله:11]

 (الله تعالي به كساني از شما كه ايمان آورده اند و بهره از علم دارند، درجات بزرگيمي بخشد.)

منظور از حديثي كه در متن سؤال مطرح شده است، اين مي باشد كه الله تعالي رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ را از مشهورترين و اشرفترين عرب انتخاب نمود تا مردم پس اين كه اطمينان نموده ند كه اين كه پيامبر از نسلي با لياقت و با كمال و جمال است و در بين عربهاي ديگر از جايگاه بالاتري برخوردار هستند، بديهي است كه به امانت داري و صداقت او بيشتر اعتماد مي كنند؛ اين ويژگي امري معنوي است كه تقويت كننده امر نبوت محمدصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ است؛ با وجود اين امتياز و ويژگي در بقيه افراد قبيله پيامبر از عموهايشان و ديگران كه به رسالت ايشان ايمان نياورند، امتياز نژاد و قبيله به آنان سودي نرساند و به آنان مايه افتخار و مباهات نشد، از جمله عموي رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ابولهب- كه در قرآن در مورد ايشان فرمود: : «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» [بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او]

شاعر در اين مورد مي گويد:

[ لعمرك ما الإنسان إلا بدِينهفلا تترك التقوي اتّكالاً علي النسب ]

[فقد رفع الإسلام «سلمانَ» فارسٍ و قد وضع الشرك الشَّقِيَّ «أبا لهب» ] 

بدون ترديد سرمايه ي انسان دين اوست بخاطر نسب مسير تقوي رها نمي شود[7]

اسلام به سلمان فارسي عزت داد و شرك و بت پرستي ابولهب شقي و بدبخت را خوار و ذليل نمود.

 فتوا با امضاي شيخ ابن جبرين مورخه 29/10/1420

س2: برخي معتقدند كه تفاخر به نسب امري زيبا و پسنديده است، و از اين آيه استدلال مي گيرند:[ وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ] [زخرف:32] 

 [و بعضى را بر بعضى برترى داديم] و از اين حديث رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نيز استدلال مي گيرند:[ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى مِنْ وَلَدِ إِبْرَاهِيمَ إِسْمَعِيلَ، وَاصْطَفَى مِنْ وَلَدِ إِسْمَعِيلَ بَنِي كِنَانَةَ، وَاصْطَفَى مِنْ بَنِي كِنَانَةَ قُرَيْشًا، وَاصْطَفَى مِنْ قُرَيْشٍ بَنِي هَاشِمٍ، وَاصْطَفَانِي مِنْ بَنِي هَاشِمٍ][8]

[(الله تعالي) از ميان فرزندان ابراهيم، اسماعيل را برگزيد، و از ميان فرزندان اسماعيل، كنانه را برگزيد و از كنانه، قريش را برگزيد، و از قريش، هاشم را برگزيد، ومن محمد را از بني هاشم برگزيد]

نظر شما در اين مورد چيست؟

ج: به نظرم تفاخر به نسب از امور جاهليت است. رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از اين كارها بيزاري جسته است. ولي گفتار الله تعالي كه مي فرمايد: [ وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ] [زخرف:32] [و بعضى را بر بعضى برترى داديم] 

منظور از آن امور دنيوي مي باشد. چرا كه الله تعالي مي فرمايد: [وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآَنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (31) أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَةُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (32)] [زخرف] 

[و گفتند: «چرا اين قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندى) از اين دو شهر (مكه و طائف) نازل نشده است؟!» (31) آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند؟! ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را مسخر كرده (و با هم تعاون نمايند); و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‏آورى مى‏كنند بهتر است! (32)]

اين يكي فقير و ديگري ثروتمند، يكي مريض و ديگري سالم، يكي قوي و ديگري ضعيف و ناتوان است... منظور از آيه اين است. 

اما فخر فروشي به نسب از ادعاهاي جاهليت است كه رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از انجام دهنده ي آن اظهار بيزاري نموده است.

 الله تعالي مي فرمايد:[ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (13)] [حجرات]

[اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد; (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است! (13)] 

منظور از آن شناختن يكديگر است نه تفاخر و فخر فروشي.

 فتوا با امضاي شيخ ابن عثيمين
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مسلم (2276)،مسند احمد(4/107)، ترمذي(3606) ابن حبان(6242)،6333-6475.
[2] ترمذي(3995)متن حديث از ترمذي است، ابو داود(5116) همانند آن
[3] ابو داود (5116)، ترمذي(3955) وقال«حسن غريب»
[4] مسلم (934)
[5] شعر منسوب به ابن الرومي است با اين لفظ لئن فَخَرت بآباءٍ ذوي حسبٍ + لقد صَدَقتَ ولكن بئس ما ولدوا
[6] [مسلم:3699]
[7] شعر منسوب به علي است وهمچنين ونمسوب به صاحب بن عباد وبه جاي كلمه عاشقي، شريف است.
[8]  احمد (4/107) و ابن ابي شيبة (31731) و الترمذي (3605) و قال: «هذا حديث حسن صحيح» و له شاهد عند مسلم (2276).[29] حكم ازدواج بين افراد اصيل قبيله، با كنيز زاده ها وافراد غير اصيل كه داراي نژاد پايين هستند ويا ازدواج عجمي وبردگان آزاد شده با عربي

س1: بين ساكنان شهر نجد جا افتاده است كه در امر ازدواج بين افراد مختلف، مقياسهاي متفاوتي مد نظر است و محدوديتهايي اعمال مي شود كه مثلاً فلان شخص كارگر و يا نجار است. فلان شخص كنيز زاده است...

آيا اين امر در شريعت اسلام، محلي از اعراب دارد؟ مگر نه اين است كه تعصب نژادي از امور جاهليت است؟ معيار برتري بين انسانها چيست؟ آيا مگر انبياء داراي حرفه و شغل نبوده اند، از جمله نجاري؛ كه برخي از شهروندان نجد چنين كاري را بي ارزش مي پندارند؟

عوامل اين تعصب نژادي و شغلي چيست؟

لطفاً در اين مورد به صورت مستند و مستدل توضيح دهيد؛ زيرا برخي از ش