مان راه باطل و کفر و بغض اصحاب و انکار قرآن  ادامه دهند و شیعه طبق تمام اصول و کتبش لعن بر اصحاب پیامبر را ثواب می داند پس هرگز نمی تواند به قرآنی که توسط اصحاب پیامبر جمع آوری شده است ایمان بیاورد.
دوما: بزرگترین اعتقاد شیعه و یکی از اصول دین شیعه امامت است اما در قرآن هیچ ذکری از این اصل شیعی نیست به همین خاطر علمای شیعه گفته اند قرآن تحریف شده است و در قرآن اصلی نام امامان بوده است پس الان یا شیعه عقیده امامت را بپذیرند که اصل دین شیعی  است و قرآن را انکار کنند و یا به قرآن ایمان بیاورند و عقیده باطل و کافرانه امامت را انکار کنند اما شیعه همچنان به اصل امامت اعتقاد دارند و نمی توانند به قرآنی که هیچ یادی از امامت نکرده است ایمان داشته باشند.
سوما: شیعه اعتقاد دارد که اصحاب پیامبر منافق و زندیق و کافر بودند اما قرآن اصحاب پیامبر را می ستاید و خوشنودی الله تعالی را از آنان اعلام می دارد الان شیعیان یا باید به قرآن ایمان بیاورند و اصحاب پیامبر را عادل بدانند و یا همچنان بر خلاف نصوص قرآنی اصحاب پیامبر را مورد لعن و طعن قرار دهند و شیعه راه دوم را انتخاب کرده است بنابر این شیعه نمی تواند به قرآنی  اعتقاد داشته باشد که اصحاب پیامبر را بر خلاف عقیده شیعیان توصیف می کند.
چهارما: شریعت و دین شیعی در اصول و فروع با نصوص قرآنی در تضاد است و اصول شیعی مانند امامت، عصمت، رجعت، بدا و... و فروع شیعی مانند احکام نماز و روزه و زکات و حج و نکاح و میراث مخالف با قرآن هستند  و با یک نگاه به دین شیعی می توان تشخیص داد که این دین هیچ تناسبی با قرآن عظیم الشان ندارد لذا شیعیان یا باید  از دین و مذهب باطل و کافر خود دست بردارند و به قرآن ایمان آورده مسلمان شوند و یا همچنان بر کفر خود و مخالفت بر قرآن برقرار مانند و قرآن را انکار کنند و جمع بین دین شیعی و قرآن عظیم ممکن نیست و دلائل دیگری هم وجود دارد که ثابت می کند  فرقه شیعه به هیچ صورت نمی تواند به قرآن کریم ایمان داشته باشد و این بحث نیاز به تفصیل دارد.
اما علمای شیعه همیشه سعی کرده اند این عقیده باطل خود را مخفی نگه دارند و بر تقیه عمل کنند تا نزد خلائق رسوا نشوند و خصوصا در عصر حاضر که جهان به هم نزدیک شده است و علمای شیعه مشغول تبلیغ دین شیعی در جهان اسلام هستند با شدت عقیده تحریف قرآن را رد کرده اند واین فقط یک تقیه است زیرا اگر واقعا اعتقاد به تحریف قرآن ندارند در رسانه های خود تمامی علمای گذشته خود که قائل به تحریف قرآن بوده اند را تکفیر کنند و اعلام کنند: یعقوب کلینی و مجلسی و...... به خاطر اعتقادشان به تحریف قرآن کافر هستند و به این غائله پایان دهند اما این کار را نمی کنند و هرگز نمی توانند بکنند چرا که بنیانگذار این مذهب باطل همین  آخوندهای کافر بوده اند و اگر آنان را کافر بگویند دیگر مذهبی بنام شیعه باقی نخواهد ماند و این ثابت می کند علمای شیعه همچنان معتقد به تحریف قرآن هستند و به خاطر نشر دعوت شیعی و از ترس اینکه رسوا شوند متوسل به تقیه می شوند و حقیقت را مخفی می کنند.
آنها می دانند اگر الان بگویند قرآن اصلی این نیست همه مسلمانان جهان آنان را کافر خواهند گفت و گول تبلیغات مبلغان شیعه را نمی خورند و تبلیغ و تبشیر شیعی در جهان اسلام با مشکل مواجه خواهد شد.
وبرگزاری مراسم قرآنی و مسابقات قرآنی در راستای همان تبلیغ و تبشیر  شیعی انجام می گیرد تا مسلمانان ساده لوح را فریب داده و خود را مدافع اسلام و مسلمانان معرفی نمایند با اینکه روایاتی از امامان معصوم نقل می کنند که آنان از شیعیان خواسته اند تا ظهور مهدی همین قرآن را بخوانند و الان این قرآن را می خوانند نه به خاطر اینکه کلام الله است بلکه به این جهت که امام معصوم دستور داده است تا ظهور مهدی همین قرآن را بخوانند و تدریس کنند.
کتابچه پیش رویتان مناظره جالبی در همین موضوع بین یکی از علمای بزرگ اهلسنت و یکی از آخوندهای بزرگ شیعه می باشد که حاوی مباحثی جالب در مورد اعتقاد شیعیان به تحریف قرآن می باشد و بنده آن را از زبان اردو به زبان فارسی برگردانده ام تا مورد استفاده فارسی زبانان قرار گیرد.
این کتابچه در اصل بخشی از مناظره سه روزه بین عالم سنی و آخوند شیعه می باشد که با طرح  موضوع های مختلفی به مدت سه روز ادامه داشت و نتیجتا حق روشن شد و باطل شکست خورد و مردم دانستند  علمای شیعه جز دروغ و مکر و فریب چیزی دیگر در چنته ندارند.
مناظر مسلمانان مولانا محمد عبدالستار تونسوي از فارغ‌التحصيلان دانشگاه ديوبند اسلامي در سال 1946 ميلادي است که بنابر توصیه استاد بزگوارش شیخ العرب و العجم مولانا حسین احمد مدنی بعد از فراغت از تحصیل در دارالعلوم دیوبند، به شهر لکهنو رفت و  از محضر امام اهلسنت و الجماعت مولانا عبدالشکور فاروقی لکهنوی کسب فیض نمود و در خدمت امام اهلسنت هند به تحقیق و مطالعه در مورد فرقه باطل شیعه پرداخت و در این موضوع به تخصص دست یافت.
اما باز هم عطش علمی اش سیراب نشد و برای تحقیق بیشتر راهی  نجف و كربلا و تهران شد و به تحقیق و مطالعه فرقه باطل شیعه ادامه داد و در دروس علمای بزرگ شیعه شرکت کرد و به كتاب‌هایی كه در لکهنو دسترسي نداشت، دسترسي حاصل كرد و پس از سالها تحقیق و جستجو و مطالعه به كشورش پاكستان بازگشت و برای اگاه کردن مسلمانان از خطر تشیع سازمان اهلسنت پاکستان را تشکیل داد و به جهاد علیه شیعه و اعتقادات پوچ و باطل و کافرانه شیعه پرداخت وبا تلاشهایش هزاران شیعه به اسلام بازگشته اند و مسلمانان از اعتقادات کافرانه تشیع آگاه شدند.
مولانا عبدالستار با صدها عالم  بزرگ فرقه شیعه  مناظره كرده است و به لطف الهي آنها را شكست داده است  تا جايي كه علمای شیعه جرات مناظره با او را ندارند و از رویاروئی با او می ترسند.
نکته ای را در آخر یادآوری می کنم و آن اینکه تمامی روایاتی که در کتب شیعه مبنی بر  تحریف قرآن بیان شده است ساخته و پرداخته دشمنان اسلام و دکانداران مذهبی شیعه می باشند و روح بزرگان اهلبیت از این روایات بی خبر است و این روایات را ابلیس هائی همچون قمی و کلینی و مجلسی ساخته و به بزرگان و امامان اهلبیت نسبت داده اند تا افکار کافرانه و ملحدانه خود را ترویج دهند و در مناظره این روایات  فقط به خاطر این بیان می گردد تا  مردم بدانند شیعه در مورد قرآن چه عقیده ای دارند نه برای  اینکه روایات تحریف قران  حقیقتا از امامان اهلبیت نقل شده اند ودر حقیقت  امامان اهلبیت از شیعه و خرافاتش و عقائد کافرانه این مذهب  هزاران کیلومتر دورند و از چنین تهمتهای ناروا و نازیبائی که به کتاب خدا و خود امامان زده می شود بیزارند.

از الله تعالی می خواهم این کوشش ناچیز بنده را به درگاهش بپذیرد و امت اسلامی را از شر شیعیان محفوظ نگه دارد.
عبدالرئوف ریگی
19 رمضان 1430
دیار هجرت

خوانندگان گرامی می توانند انتقادات، اشکالات و پیشنهادات خود را از طریق ایمیل زیر با مترجم در میان بگذارند.
Ab