حجه يعني واقعه غديرخم در روز 29 اسفند بوده و نمي توانسته چندان گرماي شديدي در محيط وجود داشته باشد. من مدت 2 سال، سايت هواشناسي عربستان را در اين خصوص، بررسي کردم و متوجه شدم از فاصله زماني 25 اسفندماه تا 10 فروردين ماه اين دوسال (سال 1384 و 1385 شمسي) درجه هواي منطقه رابغ (که غدير در آن واقع است) در گرمترين ساعات روز از 30 درجه بيشتر نمي‌شود و با توجه به اينکه هواي زمين در هزار سال گذشته دو درجه گرمتر بوده با اطمينان قريب به يقين، مي توان گفت درجه هواي غدير خم در 29 اسفند سال 10 هجري: 28درجه يا چيزي نزديک به آن، بوده است و چنين درجه حرارتي نه تنها گرماي شديد و حتي گرماي معمولي  بلكه بسيار فرح انگير و روح بخش است. (جالب است كه طي اين محاسبه رايانه اي معلوم مي شود غدير خم روز سه‌شنبه يا چهارشنبه بوده و براحتي احاديثي كه مي گويد غدير در روز پنجشنبه و يا جمعه بوده دروغ محض است هر چند به اشتباه در كتب اهل سنت هم آمده باشد)
12.	در انتهاي اين بحث، علت سفارش به دوستي با علي و نگهداشتن مردم در آن منطقه‌، كاملاً مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد. 
23.	بنا به تاكيد شما، نوع و شيوه حكومت مهمترين اصل در جامعه است. فرد خواهد مرد ولي اصول اساسي باقي مي ماند. حضرت علي و حتي 11 فرزند ايشان پس از 2 قرن رحلت مي كردند. چرا پيامبرصلی الله عليه وسلم در بارة اين اصل (و در آن لحظه) مهم، روش و شيوه حكومت در جامعه اسلامي را بيان نمي فرمايند يعني بطور دقيق و واضح، مشخص نمي كنند كه: ولي امر  به صورت موروثي از خاندان من است. يا علي‌(ع) بايد نفر بعد از خودش را انتخاب و معرفي كند و نفرات بعدي همينگونه. يا انتخاب به شوري است و يا انتخاب با راي اكثريت است (منظور پس از غيبت امام زمان است زيرا در ساير منابع معتبر مي خوانيم كه پيامبرصلی الله عليه وسلم، امامان را يك به يك تا امام زمان معرفي كرده و سپس مي فرمايند ايشان براي زماني طولاني غيبت مي كنند و... اكنون چرا با وجود اين علم و دانشي كه داشته اند – يعني غيبت امام زمان - فقط تكليف رهبري و نوع حكومت و روش انتخاب خليفه را تا 2 قرن معين كرده و پس از آن را به سكوت برگزار كرده اند) مي دانيم حضرت علي(ع) جز به آيات الهي و يا فرمان پيامبرصلی الله عليه وسلم عمل   نمي كرده ا ند در قرآن، آية مشخصي در اين زمينه نيست در سخن پيامبر هم، براستي علت چيست؟
24.	در رابطه با برهان لطف كه برخي از نويسندگان شيعه مطرح مي كنند و مي‌گويند كه لطف خداوند، ايجاب مي كند كه مردم را هيچگاه به حال خود رها نكند و...
-	پس چرا 1400 سال است مردم به حال خود رها شده اند و چرا برهان لطف فقط مخصوص زمان خاصي بايد باشد؟ آري لطف واقعي آن است كه زير دست خود (بچه، دانش آموز، كارآموز و...) را مستقل و متكي به خود بار بياوري براي اينكه تا ابد متكي و ضعيف بار نيايد و براي تصدي عنوان خليفه اللهي آماده شود، درست مانند كودكي كه مهر و محبت بيجاي پدر و مادر، او را سربار و متكي به ديگران بار مي آورد... 
-	آيا استدلال شما مخالف برهان حكمت نيست. زيرا مخالف حكمت خداوند است كه پس از آنهمه: سختي و هجرت و نبردها و شهادت و معجزات و امدادهاي غيبي و.‌.‌. ناگهان هنگام نتيجه دادن كار، ادامة وظايف پيامبر، ابتر و ناقص شود؟ 
25.	در ادامه بحث فوق، آيا نعوذبالله پيامبراكرم،  بالاتر و بهتر از خداوند مي تواند فرماني صادر كند‌؟ اكنون 1400 سال است مردم روي كره زمين (لااقل از لحاظ داشتن رهبر) به حال خود رها شده اند و اين خود جواب بسياري از شبهات و ايرادات جدليون شيعه با اين مضمون تقريبا واحد است كه: مگر مي شده پيامبر، امت اسلام را به حال خود و بدون سرپرست رها كند؟ آري وقتي 600 سال قبل از آن (از زمان عيسي تا رسول اكرم كه هيچ پيامبري مبعوث نشد) و 1400 سال پس از آن از ناحيه خداوند، سرپرستي تعيين نشده، به طريق اولي پس از دريافت آخرين مراحل وحي و قوانين الهي توسط حضرت محمد صلی الله عليه وسلم و ابلاغ آن به مردم، نبايد هم سرپرستي تعيين شود.(46)  اكنون نيز فقط (و آن هم شايد) سردمداران واتيكان چنين ادعايي داشته باشند و لا غير... 
26.	مي دانيم كلمات در آيات قرآن به صورت بسيار دقيق و به جا مورد استفاده قرار گرفته است چرا در آيه: [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ] {النساء:59}  با يك كلمه به تمام اين مساله بسيار مهم، خاتمه داده نشده كلمه اي مانند: و اولي الامر من اهل بيت نبيكم يا اولي الامر من نبيكم و يا اولي الامر منا و يا... زيرا مي دانيم از خطاب: منكم (يعني از خودتان‌) مي توان اين چنين تفسير كرد كه: از بين خودتان و نه از بين قبيله اي خاص يا افرادي به خصوص و يا.‌.. زيرا خطاب:  منكم(47)  با كل جامعه است. و اينکه خودتان انتخاب کنيد (منا يعني از جانب ما و ما انتخاب مي‌کنيم و منكم يعني از خودتان) در جايي ديگر نيز خداوند مي‌فرمايد مراد از منكم: مهاجرين (فاولئك منكم) هستند.
27.	چرا در آية ابلاغ امامت، نام حضرت علي نيست؟ آيا نعوذ بالله خدا از تغيير و تبديل آيات هراس داشته؟ معرفي حضرت علي به صورت شفاهي در حضور همه دشوارتر بوده و يا بيان يك اسم در يك آيه؟ حتي  مي بينيم در موارد بسيار كم اهميت تر (‌مانند جريان زيد) خداوند نام افراد را آورده است. البته ممكن است پاسخ دهيد كه مواردي مانند نحوة وضو گرفتن و يا نماز خواندن نيز در قرآن نيامده  ولي ذكر يك نام سه حرفي (علي) چه نيازي به توضيح و تفسير داشته است؟(48)  (آن هم موردي كه بر خلاف نماز و روزه، اين چنين از حساسيت خاص اجتماعي و سياسي برخوردار بوده و به خوبي مشخص بوده كه بسياري زير بار آن نخواهند رفت  ضمن اينكه در نحوه و شكل وضو گرفتن و نماز خواندن نيز بين سني و شيعه تفاوت وجود دارد و اين مورد اختلافي نمي تواند به عنوان شاهدي بر مقايسه گرفته شود. در ادامه شما حتي اگر از يك بچه دبستاني، دليل اعتقاد او به معاد و نبوت و توحيد را سئوال كنيد با توجه به آيات بيشمار و واضحي كه در اين زمينه وجود دارد پاسخ شما را مي دهد براستي چرا در مورد امامت چنين شرايطي صدق نمي كند؟ آيا ما گرفتار هياهوي علماي صفويه و مورخين داستانسرا و سياستمداران جاه طلب، نشده ايم؟ در آيات قرآن به تناوب خطاب به رسالت پيامبر، وجود معاد و يگانگي خداوند سخن رفته و همين تاكيد فراوان دليل بر شناخته شدن اين موارد به عنوان اصول دين است ولي امامت با تلقي كه شيعه از آن دارد... 
-	با عنايت به شرايط قومي قبيله اي كه فاصله نزديكي با عصر جاهليت داشته -  بر خلاف نماز و وضو كه پذيرش آن فقط كرنش در برابر خدا را به دنبال دارد و نه اطاعت از يك انسان ديگر را و مسلماً انسان زير بار فرمان خدا راحت تر مي رود تا زير بار فرمان يك انسان ديگر. حتي در موارد متعددي در تاريخ صدر اسلام مي‌خوانيم كه وقتي پيامبرصلی الله عليه وسلم، سخن و يا دستوري را ارائه مي‌كردند مسلمانان از ايشان سئوال مي‌كردند‌: اين نظر شخصي شماست و يا دستور خداوند و هنگاميكه پيام