لماي علم رجال سني و برخي از علماي  علم رجال شيعه او را تضعيف كرده اند. (ذهبي در الميزان و امام احمد و سليمان او را ضعيف و دروغگو و شيعه متروك دانسته اند) به هر حال وجود نام او بين سلسله روات اين احاديث اندكي جاي تامل دارد. جالب است بدانيم برخي ديگر از احاديث مورد دستاويز شيعه نيز از طريق همين شخص، نقل شده است. 
6-	احاديث ديگري وجود دارد كه به حضرت علي و حضرت عمر ابن خطاب و معاويه مي رسد كه گفته اند آية اكمال در عرفه و چند روز قبل از واقعه غدير نازل شده است. (البته شيعه براي فرار از اين تناقض مي گويد اين آيه دو بار نازل شده! يك بار در عرفه و يكبار در غدير خم! قضاوت با شعور خوانندگان)
7-	با اينهمه تهديد اگر آيه مربوط به غدير است چرا پيامبرصلی الله عليه وسلم در ابلاغ ما انزل من ربك (نعوذ بالله) دچار ترس و سستي و تقيه شده و موضوع به اين مهمي را هم تاخير انداخته و هم با كلمه‌اي (مولي) بيان كرده اند كه داراي 27 معني متفاوت است  كه هيچكدام معني خليفه و امير و جانشين را نمي دهد؟ 
8-	حديث واحدي از ابن عباس وجود دارد كه مي گويد اين آيه هنگام اعلام خداوند به دعوت علني اسلام (پس از سه سال دعوت مخفي ) نازل شده هر چند اين روايت واحد است ولي كاملا با مفاد آيه همخواني دارد زيرا: 
-	خدا در اين آيه مي فرمايد: ما تو را از شر مردم حفظ مي كنيم در صورتيكه در غدير خم پيامبر اكرم دهها هزار نفر طرفدار از جان گذشته داشته چرا بايد از كسي بترسند. ولي در ابتداي دعوت در مكه آشكار كردن دعوت و رد خدايان و باطل دانشتسن عقايد آباء و اجدادي انها واقعاً جاي ترس هم داشته. تمامي آزارها و شكنجه ها نيز با اين دعوت علني شروع مي شود. 
-	در انتهاي آيه خدا مي فرمايد: همانا خدا گروه كافران را هدايت نمي كند. نه تنها در غدير خم بلكه در آن لحظه در هيچ كجاي عربستان كافري وجود نداشته است. در صورتيكه در ابتداي دعوت همه اعراب كافر بوده اند. اگر هم مي گوييد عدم پذيرش ولايت علي كفر است اين مصادره به مطلوب است زيرا هنوز شما نتوانسته ايد اصل قضيه را ثابت كنيد تا بخواهيد از آن نتيجه گيري كنيد. 
-	خدا مي گويد: اي پيامبر برسان آنچه بر تو نازل شده. يعني تمام آنچه در اين سه سال به تو گفتيم را به مردم، ابلاغ كن. شما بايد به ما بگوييد آنچه مورد نظر شماست در كجاي قرآن وجود دارد كه پيامبر بايد آنرا ابلاغ كند (بلغ ما انزل اليك من ربك: برسان آنچه از خدا بر تو نازل شده است) 
-	البته روايات متواتر ديگري وجود دارد كه مي گويد اين آيه در جريان يكي از جنگها نازل شده ولي چندان با شرايط موضوع وفق نمي كند. هرچند اكثر براردان اهل سنت اين روايات را در خصوص شان نزول اين آيه قبول دارند ولي از نقطه نظر تاريخي اين آيه به نظر من با آن خبر واحد ابن عباس بيشتر جور در مي آيد. والله اعلم. نكته بسيار مهمي كه من دوست دارم بدانم روحانيون چه توجيهي براي آن مي تراشند اين است كه اگر اين آيه در غدير خم و در جمع 70 يا 120 هزار نفر از مسلمانان نازل شده است چرا در انتهاي آيه آمده: [إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَوْمَ الكَافِرِينَ] {المائدة:67}: خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند؟ مگر در آن لحظه و در آن جمع و حتي در كل عربسستان، ديگر كافري وجود داشته است؟ آيه انذار:
 [وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ] {الشعراء:214} 
در سال سوم بعثت خداوند به پيامبر دستور علني كردن رسالت را مي دهد با اين خطاب: [وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ]:  و خويشاوندان نزديكت را انذار كن. شيعه طبق يك خبر واحد معتقد است پيامبرصلی الله عليه وسلم در اين روز خليفه و جانشين خود را (يعني حضرت علي 13 ساله) را نيز معرفي نمود ولي:
-	خدا به پيامبر فرموده: ابلاغ رسالت كن و نه اعلام خلافت. نام حادثه نيز يوم الانذار است و نه يوم تعيين خليفه!
-	چگونه در همين اولين روز، هنوز پدري ثابت نشده پيامبر ناگهان بخواهند حكومت بر اعراب را در خاندان بني هاشم موروثي كنند و همه هم قبول كنند؟
-	در تاريخ طبري در كنار همين خبر، خبر ديگري نيز از حضرت علي وجود دارد كه فرموده اند پيامبر در اين روز مرا به عنوان وصي (كسي كه ارث مي برد و وصايت مي شود) معرفي كرد و اشاره اي به خلافت بر كل قبايل عرب نمي كنند . به احتمال فراوان اگر هم كلمة خليفه در سخن پيامبرصلی الله عليه وسلم بوده منظور خليفه في اهلي (يعني جانشين در خاندانم بوده است مانند جنگ تبوك و سرپرستي خاندان پيامبر توسط حضرت علي در مدينه)
-	چرا در ليله المبيت كه 40 نفر از كفار، شمشير كشيده به خانه پيامبرصلی الله عليه وسلم مي‌ريزند و جانشين جوان ايشان (يعني حضرت علي) را مي بينند ايشان را به قتل نمي رسانند؟ اگر مي دانسته اند علي در سال سوم بعثت، جانشين پيامبر است؟
-	بزرگترين شائبه و اتهامي كه از سوي سران كفر، مانند ابولهب و ابوجهل بر نبي اكرم وارد مي شد (پس از علني كردن ابلاغ) اين بوده كه او مي‌خواهد رياست مكه و قريش را به دست بگيرد آيا امكان دارد پيامبرصلی الله عليه وسلم با چنين سخني مهر تاييد بر تفكرات آنها زده باشند؟

آيه ولايت: 
 [إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ] {المائدة:55}  سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‌اند و نماز را برپا مي دارند و زكوت مي دهند در حاليكه راكعند.  شيعه معقتد است حضرت علي در حال ركوع در نماز انگشتري كه ارزش ان خراج يكسال يمن بوده است را به گدايي مي دهد و اين آيه نازل مي شود كه يعني علي خليفه است ولي:
-	حتي در صورت قبول اين شان نزول، خلافت بلافصل علي از آيه استنباط نمي شود. زيرا در آيات قبلي آمده كه با يهود و نصاري و منافقين دوستي نكنيد و در اينجا فرموده دوست و ياور شما فقط خداوند و رسولش و مومنان هستند. حتي در آيات بعدي نيز سخن از همين موضوع است.
-	گداپروري در سيره بزرگان نبوده آن هم اعطاي اين مبلغ كلان! براحتي مي شده انگشتري به اين قيمت را فروخت و بين فقرا تقسيم كرد.
-	چگونه در يك زمان واحد دو نفر ولي (پيامبر و علي) بر امت اسلامي تعيين شده است. 
-	تاخير در پرداخت زكوه واجب گناه است و بعيد است حضرت علي در اينكار تاخير كرده باشند اگر هم زكوه مستحب بوده كه نيازي نبوده اركان نماز را به خاطر آن به هم ريخت. 
-	شما مي گوييد در حال نماز تير از پاي حضرت علي بيرون كشيدند و ايشان متوجه نشدند چگونه در حال نماز، متوجه درخواست گدا شدند؟ 
-	آيا در آن واحد امكان دارد دو ولي و حاكم بر مسلمين حكومت كنند؟ (نبي اكرم و حضرت علي؟)
-	كلمه الذين يعني كساني كه و جمع است. چگونه فقط در خصوص حضرت علي نازل شده (شما عنكم در آيه تطهير را مذكر  مي دانيد يعني منظور زنان پيامبر نيستند ولي در اينجا مي گوييد الذين استثناء است و براي تكريم فرد. خوب عنكم هم در آنجا استثناء است!)
-	در بسيار از آيات قران كريم، صلوه همراه زكوه و حتي كلمه راكعون و ركوع آمده است كه منظور خشوع و خضوع بو