و انديشه ها و رفتار آنها قبل و بعد از رحلت پيامبر صلی الله علیه و سلم  به چشم مي خورد و يا آنچنان هدفي داشته اند كه به خاطر آن 23 سال سختي و فداكاري مالي و جاني در كنار پيامبر صلی الله علیه و سلم ، رسيدن به سعادت و بهشت ابدي را به خاطر آن از دست داده باشند؟ و تمام سوابق خود را با سوء نيتي پايمال كرده باشند كه هيچ فايده مادي براي آنها نداشته است؟!!! برخي از شيعيان، بنا به دلايلي بسيار واهي و پوچ، خلفاء را لعن و نفرين مي‌كنند ولي مگر خداوند در قرآن به موسي نمي‌گويد با فرعون به نرمي سخن بگو... با اينكه مي دانسته او هدايت نخواهد شد. پس چرا ما با اينگونه رفتارها برادران سني را از خود مي رنجانيم من به طور قاطع به اين نتيجه رسيده ام كه حداقل لعني كه در زيارت عاشورا آمده جعلي است(3)  و يا منظور، عمر و ابوبكر نيستند زيرا به طور كامل با روح اسلام و آيات قرآن و دستورات دين و روش و سيره تمام امامان ما منافات دارد. اگر علماء از بيان حقايق مي ترسند مرا از گفتن آن باكي نيست.
•	خوب، با اين توصيفات آيا ابوبكر پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه و سلم  با نيت سوء مرتكب برخي رفتارها شد؟ يا اينكه نيت او خوب بوده ولي در برخي موارد اشتباه كرده است؟ يا اينكه حتي اشتباه هم نكرده و اين ما هستيم كه طبق فرهنگ و رسوم زمانة خودمان وقايع 1400 سال پيش را تجزيه و تحليل مي كنيم و مرتكب اشتباه مي شويم. خدا داناتر است. ولي به احتمال فراوان از آنجا كه او معصوم نبوده در برخي موارد بدون هيچ قصد سوئي مرتكب خطاهايي شده است.(4)  ولي آيا اين خطاها مي‌تواند روي تمام سوابق او را بپوشاند؟ باز هم تعيين آن با ميزان عدالت خداوند در روز قيامت است. و آيا بهتر نيست ما در اموري كه در آن شك و شبهه داريم سكوت كنيم و به قول عطار: نامه اعمال خود را سياه تر از اين نكنيم.(5)  البته براي هموطنان عزيز من كه از كودكي با بغض و کينه نسبت به حضرت عمر و ابوبكر بزرگ مي شوند و ورد زبان آنها لعنت است درك حقيقت بسيار دشوار است و شايد يكي از دلايل آن اين است كه ترور شخصيت (بر خلاف ترور واقعي كه يك لحظه است و همه مردم را طرفدار شخص ترور شده مي‌كند) به مرور و ذره ذره صورت گرفته و با تخريب وجهه يك نفر او را خرد مي كنند به نحوي كه باور چيزي خلاف آن به هيچ وجه براي ديگران، ممكن نشود. اين كار در طول تاريخ توسط مورخين مغرض و به خصوص پس از دوران صفويه به نحو گسترده اي در سطح جامعه ايران شكل گرفته و اكنون به اين مرحله رسيده است كه مي بينيم.(6) 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) علي کيست . ص 78 فضل الله کمپانی
2) البته براي افراد خنگي مانند من مشكل است وگرنه محققين غيب بین و داناي شيعه از تمامي انديشه هاي پيدا و پنهان افراد 1400 سال پيش ، مطلعند
3) چرا نبايد اولين ظلمي ( اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد ) كه به محمد و خانواده اش شده را توسط ابوجهل و ابولهب ندانيم ؟ با وجود آنهمه روايات و آيات قطعي معتبر كه وجود آزار و اذيت انها نسبت به پيامبر و خانواده اش را تاييد مي‌كند . ( مانند مرگ حضرت خديجه در شعب ابیطالب و . . . )
4) اظهار پشيماني او در انتهاي عمر از قبول خلافت و حمله به سوي خانه حضرت فاطمه دليلي بر عدم سوء نيت اوست .
5) و اگر هم عطار سني است به قول خداوند : و لا تقف ما ليس لك به علم ان السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسئولا يا نکند مي گوييد نعوذ بالله خداوند هم سني است يا تقيه کرده !!!
6) البته من فكر مي كنم به جز شمشير امام زمان (عج) هيچ چيزي نتواند حقيقت را در كله هاي ابوجهل هاي زمانه فرو كند .رسوايان آلوده، پخش و شيوع عيبهاي مردم را دوست دارند تا براي بدنامي هاي خود زمينه عذر تراشي داشته باشند (1) . حضرت علي (ع)  
    من اگر پاکم و گر بد تو برو خود را باش          که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 
(حافظ)
-	امام باقر (ع): رسول خدا روزي براي مردم خطبه مي خواند و فرمود: بدترين شما را به شما خبر ندهم. گفتند چرا يا رسول الله. فرمود: کسي که از صله و بخشش دريغ کند و بنده خود را بزند و تنها بخورد. آنها گمان کردند خدا مخلوقي را بدتر از او نيافريده. سپس فرمود: بدتر از اين را به شما خبر ندهم. گفتند چرا يا رسول الله. فرمود: کسي که به خيرش اميد نيست و از شرش ايمني نباشد. آنها گمان کردند خدا مخلوقي را بدتر از او نيافريده و سپس فرمود: شما را خبر ندهم به بدتر از اين. عرض کردند: چرا يا رسول الله. فرمود: کسي که زياد فحش دهد و لعنت کند. چون مومنين را نزدش نام برند آنها را لعنت کند و چون آنها يادش کنند لعنتش کنند. (2) 
-	از امام صادق نيز نقل شده هر کس فحش مي دهد يا زنا زاده است يا شيطان در نطفه‌اش شريک بوده. (3) 
-	حضرت علي (ع): رسوايان آلوده پخش و شيوع عيبهاي مردم را دوست دارند تا براي بدنامي هاي خود زمينه عذر تراشي داشته باشند.(4)  
-	حضرت علي در خطبه اي مي فرمايند: اين امت پس از من هفتاد و سه فرقه مي‌شود بدانيد بدترين آنها کساني هستند که ادعاي دوستداري مرا دارند ولي رفتارشان مانند من نيست.
-	خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: بگو مي خواهيد شما را از زيانبارترين اعمال، آگاه کنم؟ کساني که نهايت تلاش خود را در زندگاني دنيا به کار مي برند و پيش خود حساب مي کنند که بهترين عملکرد را داشته اند! 
-	به عنوان يک تمرين عملي از خواننده عزيز مي خواهم آيات و احاديث فوق را با ذهن خود مورد تجزيه و تحليل قرار داده و ببيند آيا مي‌تواند مصداقها و نمونه هايي براي آن در اطراف خود پيدا کند؟ آنگاه در مرحله بعد ببيند چه کساني امروزه واقعا سزاوار لعن و نفرينند؟
براستي من در قرن بيستم و در ميان مردمي كه ادعاي هوش و هنر آنها گوش فلك را پر كرده، شرم دارم كه چنين بحثي را باز كنم ولي از باب نهي از منكر و اينكه نگويند نمي دانستيم، مجبورم.
-	يك روز يكي از روحانيون مشهد كه مسئوليت مهمي را نيز دارا بود در پاسخ مشكل يكي از شاگردانش گفته بود: يك بار شتر، ارزن لعنت بر .... بفرست تا مشكلت حل شود! تعجب من از حماقت كسي نيست كه به اين روحاني مقام و منصب داده، از ناداني اين روحاني نيز تعجب  نمي كنم زيرا بالاخره در بين تمام صنوف، آدم خر فراوان يافت مي‌شود. تعجب و افسوس من از افراد بيشماري است كه پاي منبر او مي‌نشينند! همكار سني همين آقاي روحاني چند قرن قبل در حكومت عثماني، بالاي منبر دستش را داخل عسل كرده و سپس داخل كيسه ارزن فرو كرده بود و به گوسفندهايي كه پاي منبرش نشسته بودند گفته بود چقدر ارزن به دست من هست؟ همينقدر ثواب براي كسي نوشته مي‌شود كه يك نفر شيعه را بكشد!!! البته از كساني كه عقلشان اندازه يك ارزن است، بهتر از اين پاسخهاي ارزني  انتظاري وجود ندارد. (اين يعني نگاه مرغي به مسائل! درست مانند خوارج که چشمشان فقط قرآن سر نيزه را ديد. يا به قول برناردشاو: ديد گنجشکي! نگاه ارزني)
---------------------------------------------------------------------------------------
1) ( غررالحكم 1 : 407 فصل 32 ح 37 )
2) اصول کافي کتاب ايمان و کفر 
3) اصول کافي 
4) غررالحكم 1 : 407 فصل 32 ح 37 نه تنها ق