می كشور عزیز من به خوبی پیداست: رواج دروغگویی، طلاق، اعتیاد، سست شدن معنویات و روابط انسانی، فزونی تاركین نماز، دشمنی و كین توزی با سنی ها و... 
البته برای شما مژده ای دارم و آن اینكه: ایرانی ها روحیه بسیار حق جویی دارند و من مطمئنم با مطالعه این تحقیق، حتی متعصب ترین شیعه ها راه حق را پیدا می كنند. انشاء‌الله.
•	برای جویای حقیقت، نیت راستین کافی نیست. بلکه همواره باید مراقب اخلاص و نیت خود باشد و به آنها از دیدة شک بنگرد. زیرا دلداده حقیقت، حقیقت را به خاطر هماهنگی آن با امیال خویشتن نمی خواهد. بلکه حقیقت را تنها به خاطر حقیقت بودن دوست می دارد،  حتی اگر مخالف باور و عقیده اش باشد پس هر گاه اندیشه ای متعارض با مبادی اش به ذهن او خطور کند باید آنجا بایستد و هرگز در پذیرش آن دودل نشود.نیچه			                                                												                                    
مبادا حایلی شوی میان اندیشه خود و آنچه که با آن در تعارض است و هر اندیشه‌وری که به این توصیه عمل نکند به نخستین مرتبه فرزانگی نایل نخواهد شد. 	نیچه												
تو باید هر روز یکبار با خویشتن خویش به جنگ برخیزی و در اینکار نباید برای شکست و پیروزی اهمیتی قایل شوی، چرا که آن به حقیقت مربوط می‌شود و نه به تو.     
 نیچه 											قبل از خواندن هر مطلبی، انسان به ناچار باید مطالبی را برای درك بهتر و عمیق تر و بدون تعصب آن مطلب بداند. و خودش را از حالتی كه پیش از آن در فرهنگ غلط جامعه شكل گرفته خارج كند البته توجه داشته باشید خروج از یک عمر تفکر اشتباه که در مغز انسان انباشته و متراکم شده به صرف خواندن یک کتاب میسر نمی‌شود و کمی چاشنی: جرات دانستن و روحیه حقیقت طلبی نیز لازم است. اینک پیش از شروع، توجه شما را به اصول زیر، جلب می كنیم:
 (وَ مَا يَتَّبِعُ أَكْثرَُهُمْ إِلَّا ظَنًّا  إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنی مِنَ الحَقّ‏ِ شَيًْا  إِنَّ اللَّهَ عَلِيمُ  بِمَا يَفْعَلُون)‏ یونس آیة 36
1.	و اكثر این مردم، به غیر از خیال و گمان باطل خود از چیزی پیروی نمی‌كنند در صورتیكه گمان و خیالات موهوم، كسی را بی نیاز از حق نمی‌گرداند و به علم یقین نمی رساند و خدا به هر چه می كنند آگاهست.
2.	به زودی دو گروه نسبت به من هلاك می شوند: دوستی كه افراط كند و به غیر حق كشانده شود و دشمنی كه در كینه توزی زیاده روی كند و به راه باطل درآید. بهترین مردم نسبت به من گروه میانه رو هستند. از آنها جدا نشوید. (2)  	حضرت علی (ع) 
3.	دو كس نسبت به من هلاك می گردند دوستی كه زیاده روی كند و دروغ پردازی كه به راستی سخن نگوید.(3)  	                                                                حضرت علی (ع)
4.	هرگز دوره ای را در تاریخ با بینش دوره ای دیگر بررسی نباید كرد و هر مساله را كه به دوران گذشته متعلق است باید با بینش خاص همان دوره نگریست نه با بینش دوره‌ای كه خود در آنید. (4)  (مانند بیشتر نویسندگان ما كه قضاوتهایشان در رابطه با مسائل تاریخ صدر اسلام، بر اساس فرهنگ زمان حال صورت می گیرد كه متاسفانه تعصبات مذهبی و احساسات و انتخاب گزینشی حوادث را نیز وارد آن كرده و دست پخت آنها آش شله قلمكاری شده که  می بینید‌)
5.	منتقد باید تشریح كند، نه تجویز. (5)  متاسفانه بیشتر محققین و نویسندگان و وعاظ شیعه، در مقام انتقاد، تجویز می كنند و نه تشریح. ولی بیشترین سعی نویسنده در این كتاب آن است كه موضوعات مورد بحث را تا سر حد امكان، تشریح و ریز ریز كند و از كلی گویی و ارائه پاسخهای مبهم و خیالی و پادرهوا دوری كند. 
6.	حتی واقع بین ترین انسانها آنچه در ذهنشان در حال جریان است را حقیقت تر و درست‌تر می‌پندارند تا آنچه كه در جهان خارج و در واقعیت وجود دارد. 
7.	مردم همیشه دوست دارند چیزهای عجیب و غریب و باور نكردنی بشنوند. آنها امور غیر عادی را بهتر از امور واقعی و معمولی قبول می كنند. كه این خود یك ریشة روانشناسی در میل وافركودكان به داستانهای اساطیری دارد. اگر بگویی شتر پرید مردم بیشتر توجهشان به تو جلب می‌شود تا اینكه بگویی شتر دوید! برای مثال: كافری به نام یزید بن غعنب، كه هیچگاه نیز مسلمان نشد می‌گوید دیوار كعبه شكافت و مادر حضرت علی به درون آن رفت و... شیعه این امر غیرعادی را با جان و دل قبول می‌كند ولی سخن پدر همین علی، یعنی ابوطالب كه گفته علی در خانه خود من متولد شد را قبول ندارد. اعراب مثالی دارند: ذم بما یشبه المدح: نكوهشی كه در ظاهر ستایش است. آری برای كوبیدن چیزی به آن خوب حمله نكنید بلكه از آن بد دفاع كنید. براستی علت اینكه افرادی مانند این كافر یا عكرمه چنین موارد به ظاهر جذابی  را در حق علی می‌گفته اند چه بوده؟ و آیا ستایشگران علی چنین افراد پستی بوده اند. یا اینكه نیتی در اینكار نهفته بوده است؟ كه حضرت علی می‌گوید: درباره من دو گروه هلاك شدند دشمن و دوست تندرو! 
8.	اولین وظیفة انسان، در برخورد با هر پدیده، موضوع یا پاسخی آن است كه آنرا با معیار عقل محض(6) ، محك بزند. مگر در مورد آیات قرآن كریم كه از منبعی ما فوق عقل نازل شده است. و این است معنای سخن امام محمد غزالی كه گفته: من در شرعیات، مذهب قرآن دارم و در عقلیات، مذهب برهان. یعنی موضوعات قرآنی را بدون چون و چرای عقل، قبول می كنم ولی سایر موارد را بر پیشگاه خرد، عرضه می‌كنم به عنوان مثال وقتی علت طول عمر امام زمان را از روحانیون سئوال می‌كنی آنها می‌گویند كه نوح نیز 1000 سال عمر كرد ولی : این قیاس است و قیاس در مذهب شیعه باطل است و عمر طولانی حضرت نوح را نیز ما بر مبنای اعتماد به قرآن، قبول داریم به همین علت، برای اثبات طول عمر امام زمان شما باید یك دلیل عقلی و منطقی دیگر ارائه كنید. متاسفانه بسیاری از مواردی كه شیعه (و حتی سایر فرق اسلامی) با استناد به آیات قرآنی سعی در اثبات آن دارند مانند همین مورد، قیاس است كه در محضر عقل و خرد، مردود  می باشد. (مثل اینكه من بگویم كه فلانی تكه چوبی داشت كه تبدیل به مار شد و وقتی شما باور نكردید بگویم وای بر تو مگر عصای موسی تبدیل به اژدها نشد!!!) 
9.	تاریخ، علم مستقلی است و اگر اساتید و محققان شیعه علایق دینی و سیاسی و  فرقه‌ای شخصی خودشان را از تاریخ و قضاوتهای تاریخی خود جدا می‌كردند همه مشكلات آنها حل می‌شد. و چقدر مسخره است وقتی هنوز بر سر جدا بودن یا نبودن دین از سیاست بحث و مشاجره است كسانی بیایند و تازه این هر دو را با تاریخ، مخلوط كنند!!! (اعتقاد به خلافت و حكومت منصوص و موروثی در خانوادة پیامبر اكرم است.)
10.	انسان اگر تقلید كند، مرتباً دچار اشتباه و خطا می‌شود ولی اگر به قرآن و عقل محض،  رجوع كند درصد اشتباهات او كمتر می‌شود. خداوند در قرآن كریم می فرمايد كه كاملاً مخالف تقلید و پیروی از ظن و گمان است: [وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ] {الإسراء:36} این یعنی اینكه خودت باید در باره موضوعات شبهه برانگیز با تحقیق و تلاش به علم و یقین برسی و با تحقیق و علم، فكر كنی، حرف بزنی و عمل كنی نه بر مبنای تقلید كه سرشار از ظن و 