الت نورانی داشته اند یا هنوز دارند می توان گفت و از این نقطه نظر لازم است که کلیه اقوال و گفته های که از نوع مذهبی می‌باشند در نظر گرفته شوند.(14) 
40.	پذیرفتن موضوعی كه بر خلاف عقاید رایج و ریشه كرده در نهاد جامعه و انسان باشد بسیار دشوار است حتی اگر آن انسان، انسانی تحصیلكرده و آگاه و روشندل باشد. به خصوص اگر آن موضوع بر خلاف عقاید مذهبی باشد كه یك عمر توسط تلقینات روحانیون و وعاظ و نویسندگان و دیگران، آرام آرام در رگ و ریشه انسان جا گرفته است زیرا متاسفانه این عقاید در قسمت احساسات، ریشه می‌كند كه بركندن آن بسیار غیر ممكن است. به همین دلیل، ایرانی ها بدون شناخت به كسی محبت می‌ورزند و بدون شناخت، دشمن می شوند. امید آنكه دوران این حماقتها به سر آید. و من اكنون با خودم فكر می كنم و می گویم چقدر بزرگوار بودند 40 نفر اولی كه در مكه به پیامبرصلی الله عليه وسلم  ایمان آوردند در آن فرهنگ بدوی وحشی و جاهلی به كسی ایمان آوردند كه هر چه می‌گفت خلاف اعتقادات رایج مذهبی و دینی و فرهنگی و... بود. پس آنها بسیار با شرف تر و دل‌آگاه تر از عوام و غیر عوام ما هستند. حتی 8 هزار نفر از جمع 12  هزار نفری خوارج با شنیدن سخنان حضرت علی (ع) از جنگ كناره گرفتند پس حتی افراد حاضر، از خوارج هم پست تر و نفهم ترند.
41.	اخبار شبكه 3 ساعت 22 مورخ 30/11/84: (محققان خارجی دلیل علمی تعصبات غیرمنطقی هواداران سیاسی جناحها را فهمید ه اند: در مغز این افراد وقتی نامزد حزبی یا سیاستمدار مورد علاقه آنها حرفهای ضد و نقیض می زند مركز كنترل احساسات در مغز بر مركز تعقل تاثیر می‌گذارد و سعی در توجیه رفتار آن نامزد سیاسی می‌كند) من فكر می كنم در مغز خوارج حزب‌اللهی و متعصبین مذهبی ما نیز دقیقاً چنین مركزی به طور كامل و شبانه روزی و 24 ساعته در حال فعالیت است! تا حدی كه فكر می كنم  حتی دیگر مركز تعقلی باقی نگذاشته باشد! 
42.	یکی از مهمترین اصولی که هر خواننده یا نویسنده باید در مورد وقایع تاریخی رعایت کند این است که به صورت گزینشی و استثنایی به بررسی و قضاوت ننشیند. تاریخ برای یک مبتدی مانند قطعات پراکنده و در هم یک پازل(15) ، مبهم و گنگ است. و فقط در صورتیکه قطعات این پازل به شیوه ای علمی و صحیح و دور از تعصب و جهل، کنار هم چیده شود مانند تابلویی زیبا از سرگذشت جوامعی حکایت می کند که هم نقاط سیاه داشته اند و هم نقاط سفید، هم پیروزی هم شکست و... ولی اگر کسی از روی جهل یا غرض ورزی به صورت عجولانه یکی از قطعات پازل را از روی زمین بردارد و شروع کند به فریاد و هوار که: آقا! نگاه کنید من گفتم که این پازل زشت و سیاه است دقت کنید این هم مدرک! تمام این قطعه پازل سیاه است! پس این علامت آن است که تمام قطعات پازل سیاه است! اصولا روش محققان شیعه و یا تحقیقات برخی از خاورشناسان درباره اسلام بر همین منوال است. به صرف یک یا دو حدیث و یک یا دو داستان، موضوعات تعصبی مورد علاقه خودشان را ثابت می کنند ولی باید بدانیم که در منابع تاریخی مانند مغازه عطاری همه چیزی پیدا می‌شود و حتی بعضاً افسانه‌های دروغ در حد تواتر نیز در آنها وجود دارد! چه برسد به سند قرار دادن روایات آحاد. متاسفانه تاریخ نویسی در گذشته جنبه علمی نداشته و بیشتر یا از روی غرض ورزی بوده یا تفنن و سرگرمی و به هر حال، اصول علمی کمتر در جمع آوری مطالب رعایت می شده. در کتاب قدیمی و معتبر تاریخ طبری مشاهده می کنیم که نویسنده هر آنچه بوده است را برای جلوگیری از نابودی گرد هم آورده و مسلم است که اکنون هر کسی برای تایید عقاید خود می‌تواند از داخل آن داستانها و احادیثی را جمع آوری کند. این نکته حتی در مورد قرآن نیز صدق می کند. گلدزیهر در کتاب معروفش: "گرایشهای تفسیری در میان مسلمین" این نکته را ثابت کرده که در طول تاریخ،تمامی فرق و مذاهب اسلامی می توانسته اند آراء و عقاید خود را به بهانه تفسیر و تاویل بر آیات قرآن، بار کرده و برای خود از میان آیات قرآن، دلیل و مدرک دست و پا کنند. 
نکته جالب اینجاست که اگر کسی از همین روش انتخاب گزینشی بر علیه طرف مقابل استفاده کند موجب ناراحتی و خشم او می‌شود. مثلاً محقق شیعه بسیار ناراحت می‌شود وقتی طرف مقابل با انبوهی از مدارک و شواهد تاریخی که در حد تواتر است به او ثابت می کند که پایه گذار اصلی افکار انحرافی و غلو آمیز شیعه، شخصی یهودی به نام ابن‌سباء بوده است ولی از سوی دیگر، محقق شیعه مثلاً  می خواهد به صرف یکی دو روایت (به بهانه اینکه در کتب اهل سنت هم آمده) ثابت کند که تمام قرآن در زمان پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم ، مکتوب و جمع آوری شده و خلفاء هیچ نقشی در این زمینه نداشته‌اند(16)  در صورتیکه انبوهی از مدارک معتبر و قطعی تاریخی در دست است که این مهم در زمان هر سه خلیفه (به خصوص عمر و ابوبكر) به انجام رسیده است. پس به خواننده عزیز توصیه می کنم وقتی دنبال یافتن پاسخ و فهمیدن حقیقتی هستی و مثلاً  می‌روی و از روحانی مسجد محله تان سئوال می‌کنی، او از قبل چند حدیث و داستان در این مورد حفظ کرده و تحویل تو می دهد ولی این روش به هیچ وجه نمی‌تواند راهی برای حصول به نتیجه باشد. بلکه باید تمامی احادیث و داستانها و شرایط فرهنگی و اجتماعی هر عصر و مکان و نوع برخورد سایر افراد در همان زمان، تطابق با آیات قرآن و چندین و چند عامل دیگر را در کنار هم قرار دهی تا کل موضوع برای تو مانند تصویر کلی یک پازل، روشن شود و فقط آنگاه است که از دیدن حقیقت لذت می بری.(17)  لذتی که من نیز پس از فهمیدن حقیقت بردم و می خواهم تو را نیز در آن شریک کنم. به خصوص وقتی که فهمیدم یک عمر است تمامی قطعات این پازل را زشت و سیاه و جا به جا به من، معرفی کرده اند.
43.	در زمانهای گذشته بحث های عقیدتی بیشتر روی الفاظ و مفاهیم مجرد و انتزاعی دور می زد (مانند این بحث بی سر و ته علمای شیعه و سنی كه معنی و مفهوم كلمه مولی در غدیر چه بوده است؟) ولی من به عنوان نسل حاضر مستقیماً می روم سراغ اصل مطلب و می پرسم: چرا در سقیفه و حتی در مدینه و حتی تا زمان انتخاب عثمان به عنوان خلیفه حتی یك كلمه هم در تاریخ، از غدیر صحبتی نیست و احدی به این موضوع، اشاره‌ای نکرده است؟ 
44.	بیشتر ایردات شیعه كه در قالب سئوال مطرح می‌شود دارای جنبه های جدلی و كلامی، حالتی انتزاعی و ذهنی و زمینه هایی ایده آلیستی و رویایی است. 
45.	نقاط منفی یک خانواده را افرادی که بیرون آن خانواده هستند بهتر می‌فهمند. در مورد دین و مذهب نیز تمامی مذاهب و فرق دنیا راه و روش خودشان را بهترین می‌دانند و به خرافات سایر ادیان می خندند ولی کسانی که از بیرون به آنها نگاه می کنند براحتی سخافت و پوچی عقاید آنها را می‌بینند و می فهمند و در دل، می‌خندند. من نیز برای درک و تجزیه و تحلیل خرافات شیعه از زاویه‌ای دیگر به قضایا نگاه کردم.
46.	اصول دین، تحقیقی است پس ما موظفیم خودمان بفهمیم كه جهان خدا دارد و آن هم یك خدا. نبوت، معاد، امامت و عدل(18)  همة اینها