 ابی عیاش و نام ابوعیاش هارون است تابعی است از انس ابن مالك و علی ابن حسین روایت نقل می‌كند. ضعیف است. مورد توجه نیست‌. اصحاب ما ساخت كتاب سلیم بن قیس را به او نسبت می‌دهند. (‌كتاب الضعفاء / پیشین. ورق 1/عكسی / پیشین 229- قهپایی / مجمع 1/ 15 و 16)
	اگر احادیث و روایات منتسب به سلیم صحت دارد چرا در اصول كافی كه متعلق به همان دوران و همان مكان است فقط چند مورد معدود از سلیم نقل شده؟ آیا می توان، باور كرد كلینی به كتاب سلیم دسترسی نداشته است ؟ 
	وقتی كتاب سلیم را مطالعه می كردم شگفت زده می شدم كه چگونه اینهمه افراد سرشناس كه متعلق به دار و دسته و طبقه و قبیله های مختلف هستند به راحتی همگی اسراری را با سلیم در میان می گذارند كه هر كدام از این اسرار، كافیست حیثیت و اعتبار قبیله و تمام سوابق شخص گوینده را بر باد دهد. با اینهمه آقای سلیم مانند شرلوك هلمز، محرم راز همه می‌شود و از تمام رازها پرده بر می دارد. با اینكه می دانیم رازداری صفت مشخصه اعراب (‌لااقل در صدر اسلام) بوده است. براستی چه صفت مشخص و چه خصوصیتی در سلیم ابن قیس وجود داشته كه همه افراد سرشناس با موقعیتهای مختلف، اسرار مهم خود را به او می‌گفتند. (مانند موردی كه فرزند عمر و یا فرزند ابوبكر، نحوه جان كندن پدرانشان را برای او تشریح می‌كنند!)
	شگفتی دیگر من آن بود كه نویسنده این كتاب، ذهن خلاق و داستانسرای بسیار جالبی داشته است. البته از مردمی كه خالق داستانهای هزار و یكشب و  غول چراغ جادو و سند باد و... هستند زیاد هم عجیب نیست.
	محققین شیعه در باره ابن سباء(29)  می گویند این ابن سباء كیست كه در همه جا حاضر است و همیشه هم از چنگال دشمن فرار می‌كند و در تمام شهرها حضور دارد و... اینجانب با عرض معذرت، تمام این سئوالات را درباره سلیم بن قیس از محققین شیعه می پرسم .
	نكته بسیار مضحكی در كتاب سلیم وجود دارد و آن اینكه پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  به كرات، خیانتهای فعلی و نقشه های خائنانه آینده عمر و ابوبكر را به طور خصوصی به اطلاع حضرت علی (ع) و برخی از یاران نزدیك خود می‌رسانده است. ولی در جایی دیگر از همین كتاب و احادیث دیگر مورد استناد شیعه، می خوانیم كه پیامبرصلی الله عليه وسلم  روز قیامت، اصحاب خود را می بینند كه از ایشان جدا شده و به دوزخ می روند و هنگامیكه پیامبرصلی الله عليه وسلم  می فرماید: اینها اصحاب من هستند خطاب می آید:  نه! تو نمی دانی كه آنها پس از تو چكار كردند و.... جالب است پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  در قید حیات، چهره باطنی و خیانت اصحاب را می‌دانسته اند ولی در  روز قیامت، از این موضوع اظهار بی‌اطلاعی می كنند!!! و از همه گذشته شما كه معتقید پیامبر و امامان پس از مرگ حاضر و ناظر بر اعمال هستند و به همین دلیل به زیارت قبور آنها رفته و طلب حاجت كرده یا زیارتنامه می خوانید پس چطور شد در اینجا پیامبر از اصحاب زمان خودش و از اتفاقات بعد از فوت خودش بی خبر است!!!
	در بسیاری موارد در این كتاب، پیامبرصلی الله عليه وسلم  از وجود انحراف در دین اسلام توسط افرادی خاص پرده برداشته ولی این نكته را فقط به طور خصوصی و درگوشی به اطلاع برخی رسانده اند زیرا نعوذبالله نمی خواهند با گفتن این حقایق برای عموم مردم جلوی انحراف و نابودی اسلام را بگیرند؟ و بعد آن افراد راز دار بر خلاف اصول رازداری این اسرار را در اختیار جناب آقای سلیم ابن قیس می‌گذارند. 
	برخی از مطالب مندرج در این كتاب اگر از زبان انسان بدبختی مانند من گفته شود سریعاً حكم تكفیر و الحاد و سپس اعدام صادر و به مرحله اجرا در خواهد آمد ولی چون جناب سلیم، مطالبی كه بسیار مورد خوشایند ذائقه عوام شیعه است را نوشته از مطالب كفر آمیز او اغماض می كنند. مانند این سخن كه تعداد امامان 13 می باشد و یا پیامبر به علی گفت 12 نفر از فرزندان تو امام هستند.... حضرت علی می گفت: فقط من می توانستم جنب باشم و در مسجد بخوابم و... 
	صریح آیات قرآن خطاب به مومنین می فرماید: وارد جنگ و جدالهای بی سرو ته نشده و هنگامیكه طرف خطاب جاهلین قرار می گیرید فقط به آنها بگویید: سلام علیكم! ولی در این كتاب مشاهده می كنیم كه  حضرت علی (ع) و یا دوستداران ایشان، مرتب و در هر موردی با دیگران وارد بحث و جدلهای بی‌سر و ته می شوند! آیا این نشانگر آن نیست كه جاعل احتمالاً یهودی یا ایرانی این كتاب، قصد به هم ریختن جامعه اسلامی را داشته است؟
	شیخ مفید، كتاب سلیم بن قیس الهلالی را ضعیف می شمارد  كلینی و نعمانی وصدوق  برای اثبات نظریه (اثنا عشریه) روی كتاب سلیم بن قیس الهلالی تكیه كردند، این كتاب همانطوریكه نعمانی وصفش كرد می‌گـوید: "از اصولیكه شیعیان به آن رجوع واعتماد دارند"، اما عموم شیعیان در آن زمان، شك و تردید نسبت به وضع و اختلاق كتاب سلیم داشتند، چون این كتاب از طریق (محمد بن علی صیرفی ابو سمینه) كذاب مشهور روایت شده، و از طریق (احمد بن هلال العبرتائی) مغالی ملعون نقل شده،(ابن الغضائری) می‌گوید:" اصحاب ما می‌گـفتند كه سلیم بن قیس معروف نمی باشد، و ذكری از او نیست. و كتاب سلیم بی تردید مجعول می باشد، ما علائمی پیدا كردیم كه این نظر را تقویت می‌كند".(30)  شیخ مفید كتاب سلیم را ضعیف شمرده و می‌گـوید:" كتاب، غیر موثوق می باشد و عمل به اكثر كتاب را جایز نمی‌شمارد، چون در كتاب تخلیط و تدلیس صورت گـرفته، برای متدین واجب است از عمل به اكثر كتاب احتراز كند، و نباید از این كتاب تقلید و روایت شود، مكلف برای تمییز كردن احادیث درست و نادرست كتاب باید به علماء رجوع كند".(31)  مفید از صدوق انتقاد می‌كند بخاطر اعتماد و روایت از كتاب سلیم بن قیس الهلالی. مفید علت استفاده صدوق از كتاب، اخباری بودن آنها دانست، كه در باره آن می‌گوید:" او بر مذهب اصحاب الحدیث و عمل به ظواهر الفاظ می باشد، و از طریق اعتبار عدول كرده و این رویه‌ای است كه صاحب آن به دینش ضرر می رساند و مانع روشنی و استبصار می‌شود".(32) 
	نویسنده مدعی است كه در بیشتر جریانات، شاهد عینی بوده و یا از افراد مطمئن نقل قول می‌كند ولی گاه در این كتاب، یك موضوع واحد به چند طریق متفاوت نقل شده است. مانند حمله به سوی خانه حضرت علی 
	در برخی موارد، پیامبرصلی الله عليه وسلم  از توطئه كنار گذاشتن حضرت علی (ع) از خلافت مطلع بوده ولی بدون اینكه این توطئه را برای عموم مردم آشكار كنند آنرا به صورت راز، فقط برای حضرت علی و یكی دو نفر دیگر بیان می‌كرده اند در حالیكه طبق تحلیل شیعه، نتیجه حتمی بركناری حضرت علی (ع) انحراف اسلام بوده پس چرا پیامبرصلی الله عليه وسلم  پس از آنهمه مجاهدت، سكوت كردند؟ 
	نکته بسیار جالب و خنده دار در مورد این کتاب آن است که آقای سلیم، مدعی است که در آن زمان، حضور داشته و وقایع را به چشم خود دیده و با گوش خود شنیده است. سپس ایشان در جایی از کتاب  می گویند که بنا به قول یکی از معصومین، تمام مردم پس از پیامبر مرتد شدند به جز علی و ابوذر و 