نظر ایشان، قرآن و سنت قطعی (اسلام 1) نیز فاسد و نیازمند اصلاح است. این نكته علاوه بر اینكه با مبانی مسلم اسلامی و با ادله كلامی سخت منافات دارد، از منظر اصول دین‏شناسی نیز قابل تأمل و تردید جدی است: الف) اساس دین بر تقدس (sacrity) و مرجعیت (outhority) است. اگر این دو ویژگی از وحی و دین گرفته شود، پس دیگر از چه روی آن را دین می‏نامیم؟ و چه فرقی میان دین و دانشهای متداول بشری وجود دارد؟ ب) اگر قرار باشد به زعم نویسنده، متن وحی نیز اصلاح شود، باید پرسید كه چه كسی و با چه علم و معرفتی می‏تواند كلام خداوند حكیم و علیم را نقد كند؟ اگر دانش محدود بشر برای اصلاح متون دینی كافی است، پس چه نیازی به هدایت‏گری دین وجود دارد؟.5 این مطلب كه تلقی ما از عصمت و علم غیب و.. چیست، بنابه تعریف نویسنده گران‏قدر به اسلام 2.مربوط است، نه به اسلام؛ حال آنكه ایشان اصلاح این تلقی را از موارد اصلاح اسلام دانسته‏اند. 6. قرآن كریم یك متن تاریخی صرف نیست كه حجیت و سندیت آن مانند سایر متون تاریخی صرف مورد چالش قرار بگیرد. معجزه‏ بودن قرآن كریم از وجوه گوناگون راه را بر این نوع شبهات كاملاً بسته است. 7. اولاً:[وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی] {النَّجم:39} و [لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ] {البقرة:286} از آیات قرآن، یعنی اسلام 1 است، نه اسلام 2؛ثانیاً بهره‏برداری اموات از خیراتی كه زندگان برای آنان می‏دهند نیز بر اساس احادیث و سنت، یعنی اسلام 1 است. همچنین مسأله تغییرناپذیربودن خداوند و غضبناكی و خشنودی او نیز از اسلام‏1 است. حال آنكه نویسنده این موارد را از نمونه‏های نیازمند اصلاح در اسلام 2 می‏داند. افزون بر آنكه این موارد و صدها مورد دیگر از این دست از دیرباز مورد بحث قرار گرفته و معمولاً پاسخهای روشن و قانع‏كننده‏ای یافته‏است. (منبع این قسمت: سایت بازتاب اندیشه نویسنده معلوم) هدف من در این تحقیق فاش كردن این سطح سه گانه برای شماست.
•	من قصد انتشار مطالب این تحقیق را نداشتم ولی چند چیز مرا وادار به انجام این كار كرد: 1- نهی از منكر 2- حدیث: حق را بگو اگر چه هلاك تو در آن باشد كه در حقیقت نجات تو در آن است.
•	بزرگترین منكر، كسانی هستند كه زیر پوشش دین، در حال فاسد كردن دینند. 
•	من تا 2 سال قبل، مانند میلیونها ایرانی دیگر فكر می كردم راه و روش من بهترین است و در روز قیامت جایم وسط بهشت است!‌ولی دست بر قضا و به لطف دروغگویی عجیب یك روحانی (شاید هم لطف الهی بوده) در راه تحقیقی افتادم و به مرور و با كمال تعجب فهمیدم نه تنها جایم وسط بهشت نیست بلكه با ادامة چنین عقاید و راه و روشهایی،سر از وسط جهنم در می آورم! و اكنون یا تمام وجود و با ایمان كامل قلم به دست گرفته ام و می‌خواهم فقط به هموطنانم هشدار دهم. 
حافظ وظیفة تو دعا گفتن است و بس	در بند آن نباش كه نشنید یا شنید
•	برخی از شدت بی دینی و بی خدایی، روحانیت و روضه خوانی و عقاید شیعی را می‌كویند ولی من از شدت علاقه به اسلام و خدا و قرآن در این تحقیق به عقائد خرافی و افسانه های پوچ شما تاخته ام. 
•	دوری از نفاق: آیا این نفاق نیست كه دم از هفته وحدت بزنیم ولی در دل با ابوبكر و عمر و سایر افراد مورد علاقه سنی ها كینه داشته باشیم. (عكس این قضیه را مجسم كنید كه مثلاً سنی ها با حضرت علی بد بودند ولی می خواستند هفته وحدت براه بیندازند!) 
•	طبق اصل تز و آنتی تز، تنها راه بقای روحانیون صفوی، دشمنی با سنی ها یا سایر ادیان و ملل و داغ نگهداشتن آتش این دشمنی است پس این کتاب را بخوانید تا بفهمید اولین دشمن این ملت، جهل و نادانی و دومین دشمن آنها کسانی هستند که از این نادانی سوء استفاده می کنند.
•	باز کردن مسائل کهنه تاریخی کار بسیار زشتی است و من واقعاً از آن بیزارم ولی متاسفانه سالهاست که این داستانها به صورت متناوب و دوره ای مستمسک عده ای شده تا دکان خود را با آن داغ نگاه دارند (خاصه هر گاه رو به سردی می رود) به همین دلیل من علیرغم میل باطنی دست به کار این تحقیق شدم تا خواننده با مطالعه آن دیگر زیر تلقینات مداحان و نویسندگان متعصب و روحانیون مغرور از خود راضی قرار نگیرد و ناخواسته جزو عمله های آنها نشود و تنها خواهشم این است که پس از درک حقیقت، این مسائل کهنه تاریخی را به دور ریخته و از اطراف این جماعت،دور شده و به جای کشمکش بیهوده با سنی ها، در راه آبادانی و سربلندی ایران و جامعه بشری تلاش کنند.
•	هدف من از مطالب حاضر در این كتاب،  نه این است كه سنی ها شیعه شوند و نه اینكه شیعه ها سنی شوند! هدف من فقط این است كه شیعه متوجه كلاهی كه 1400 سال عموماً و 400 سال پس از صفویه خصوصاً سرش گذاشته بشود و بفهمد بسیاری از داستانهایی كه خورد او داده اند دروغ است.  
•	شک: اولین و اساسی ترین اصل شروع هر تحقیق است. به همین دلیل، خوارج و ابوجهل‌ها و متعصبین قشری هیچگاه نمی توانند در رابطه با اصول دین (توحید، نبوت، عدل، معاد و امامت) بر مبنای تحقیق، به نتیجه ای برسند و هر چه دارند بر مبنای تقلید محض از چرندیات گذشته گان و تاثیر صرف از جو و فرهنگ زمانه است. برای همین به اعتقادات آنها هیچ اعتمادی نیست. شک، اصل اساسی هر تحقیق است(1)  برای همین نمی توان به کسانی که افسانه های قدماء را نشخوار می کنند عنوان محقق داد. بسیار مسخره است که می گویند تو باید در اصول دینت تحقیق کنی ولی مراقب باش که:  باید حتماً به همین نتایجی که ما رسیده ایم برسی وگر نه تحقیق تو بی اعتبار است و خودت را در مظان ارتداد و کفر و سنی گری و التقاط، قرار می دهی! من در تمام عمرم حتی برای یک لحظه در وجود یک خدا، در وجود جهان غیب و معاد، در حقانیت محمد و علی حتی شک هم نکرده ام ولی شک هم ندارم که هر چه به من در این زمینه گفته اند دروغ محض بوده است! و خدا و نبی و امام و در یک کلام: اسلامی که معرفی کرده اند اسلام حقیقی نیست.البته درک این پارادوکس برای چشمهای کوته بین گنجشکی بسیار دشوار است(2).  
•	عده ای از علمای شیعه در قرن چهارم هجری دست به چند اجماع زدند مانند اینكه رحلت نبی اكرم در روز 28 صفر بوده (بدون در دست داشتن روایتی) و یا اجماع بر لعن و تكفیر عمر و ابوبكر و... حتی شیعه نیز علماء و مجتهدین خود را هر قدر هم خوب بوده باشند معصوم و عاری از خطا و اشتباه نمی داند و اكنون خواننده عزیز در این تحقیق متوجه غلط بودن تعدادی از این اجماعهای علماء هزارسال قبل می‌شود و در صورت اثبات چنین چیزی هیچ دلیل عقلی و منطقی وجود ندارد  مانند آباء و اجدادمان كه مدت 10 قرن است پاره ای اصول غلط را دست به دست می گردانند و تحویل نسل بعدی می دهند ما نیز چنین روشی را اتخاذ كنیم. لازم به ذكر است ما در این كتاب جعلی بودن تعداد زیادی از روایات و داستانهای مورد استناد شیعه را قویاً اثبات می كنیم. 
•	هدف دیگر من از نوشتن این کتاب برداشتن اولین قدم جهت تشکیل یک امپراطوری مقتدر اسلامی با اتحاد کلیه ملل مسلمان است و از آنجا که هموطنان به 