بين عقايد اختلاطي صورت گرفت كه از آن دين هندويت تولد گرديد، ديني كه در آن عقايد و افكار ابتدائي از قبيل عبادت طبيعت، آباء، و گاو، به شكل خاص وجود دارد.
-در قرن هشتم قبل از ميلاد وقتيكه مذهب برهميت وضع گرديد و قول به عبادت براهما نمودند، هندويت ترقي نمود.
-باد شديد دو حركت قوي يعني بودائيه و جينيه در مقابل هندويت وزيدن گرفت.
-در قرن سوم و دوم قبل از ميلاد قوانين (منو) ظاهر گرديد، و به دين هندويت قوتش را دوباره اعاده نمود.
-مفكورهء تثليث از دين هندي به دين نصراني منتقل گرديد.
-مفكورهء تناسخ، حلول، و وحدة الوجود به سوي بعضي مسلمانان گمراه منتقل گرديد و اين عقايد در نزد بعضي از متصوفه [صوفي تراشان] ظاهر گرديد، همچنان نزد اسماعيليه و ديگر فرقه هاي گمراه مثل احمديه ظاهر گرديد.
انتشار و جاهاي نفوذ :
دين هندويت در شبه قارهء هند، همراه اختلافي كه در تمركز آن وجود داشت حكومت ميكرد، ولي ميان مسلمانان و هندوها درنظريهء شان در بارهء كاينات ، زندگي و گاو فاصلهء بعيدي وجود داشت كه هندوان آنرا عبادت ميكردند و مسلمانان ذبحش نموده گوشتش را مي خوردند، همين بود كه تقسيم به ميان  آمد و برپا شدن دولت پاكستان با هر دو بخشش، شرقي، و غربي اعلان گرديد، كه اكثر ساكنين آن را مسلمانان تشكيل ميدادند، و دولتي هم براي هندوان كه اكثر ساكنين آنرا هندوها تشكيل ميدادند باقي ماند، و مسلمانان در آن دولت اقليت بزرگي را تشكيل ميدهند.
مراجــع :
1-أديان الهند الكبرى                        دكتور أحمد شلبي – ط6- مكتبة 
                                              النهضة- المصرية- 1981م.
2-محاضرات في مقارنات الأديان             الشيخ محمد أبو زهرة – مطبعة 
                                               يوسف- مصر.
3-حقائق عن الهند                            منشورات قلم الاستعلامات الهندي.
4-حضارة الهند                               غوستاف لوبون. 
5-أديان العالم الكبرى                        آنراحبيب سعد از انگليسي مختصر نموده
                                               است.      
6- الله                                        عباس محمود العقاد.
7-تاريخ الإسلام في الهند                     عبد المنعم النمر.
8-فلسفة الهند القديمة                         محمد عبد السلام.
مراجــع بيگانه :
1- Weech and Rylands: Peoples and Religions of India.
2- Hinduism ed. By Lewis Renou.
3- A Short History of the World.
 
وجوديه
تعريف: 
وجوديه يك حركت مفكوره اي است كه ارزش انسان را خيلي بالا برده و بر يكه تاز بودن آن تاكيد مينمايد، و اينكه انسان صاحب مفكوره، آزادي واختيار بوده به رهنمائي ضرورت ندارد، حركت مذكور مجموعه اي از نظريات متباين و دور از هم  ميباشد، و يك نظريهء فلسفي واضح وروشن نمي باشد، نظر به همين تذبذب و اضطراب تا حال نتوانسته در ميان سائر عقايد و افكار جاي خود را بگيرد.
تأسيس و افراد برازنده :
-پژوهشگران مفكوره هاي غربي به اين عقيده اند كه مؤسس مكتب وجوديه «سورين كير كجورد» (1813-1855م) ميباشد. و از جملهء تأليفاتش : «رهبة و اضطراب» است.
-مشهورترين رهبرهاي معاصر آن : جان بول سارتر، فيلسوف فرانسوي متولد سال 1905م ميباشد، وي يك شخص ملحد بوده با صهيونيزم همكاري مينمايد، چندين كتاب و رواياتي دارد كه مذهبش را انعكاس ميدهد، از آنجمله است: الوجودية مذهب انساني، الوجود و العدم، الغثيان، الذباب ، الباب المغلق.
-همچنان از شخصيات اين حركت : قسيس كبرييل مارسيل ميباشد، وي معتقد است كه ميان وجوديه و نصرانيت تناقض و منافاتي وجود ندارد.
-كارل جاسبرز: فيلسوف آلماني.
-بسكار بليز: مفكر فرانسوي.
-و در روسيه: بيرد يائيف، شيسوف، سولوفيف.
افكار و معتقدات :
-از خدا، پيامبران عليهم السلام، كتب خداوند، و از تمام غيبيات و از هر چيزي كه اديان با خود آورده اند منكر اند و به آن كفر ميورزند، آن را موانع پيشرفت انسان به سوي مستقبل ميدانند، الحاد را مبدأ و طريق خويش قرار داده و به نتائج ويرانگري كه در پي دارد رسيده اند.
-به وجود انساني ايمان مطلق دارند و آنرا مصدر هر مفكوره ميدانند.
-معتقد اند كه سابقه ترين چيز در وجود همانا انسان است كه قبل از آن عدم بوده  وهيچ چيزي وجود نداشته است، و وجود انسان بر ماهيتش مقدم ميباشد.
-معتقد اند كه اديان، و نظريات فلسفي كه در طي قرون وسطى و قرن جديد رائج بوده مشكل انسان را حل نكرده است.
-ميگويند كه آنان در راه باز گردانيدن اعتبار كلي براي انسان، مراعات تفكير شخصي وي، آزادي وي غرايز و احساسات آن كار خواهند كرد.
-به آزادي مطلق انسان قائل بوده ميگويند كه به خود انسان تعلق دارد كه وجود خودرا هر قسمي كه ميخواهد و اراده دارد ثابت كند، بدون اينكه چيزي وي را مقيد سازد.
-ميگويند : بالاي انسان لازم است كه گذشته را دور اندازد، و از تمام قيود انكار نمايد، چه قيد ديني باشد، يا اجتماعي، يا فلسفي، و يا منطقي.
-دينداران آنان ميگويند: جاي دين ضمير و قلب است، زندگي و آنچه در آن است تابع اراده و خواست مطلق شخص ميباشد.
-به ارزشهائي كه ثابت باشند و زندگي و روش مردم را رهبري نموده بانظم سازد باور و عقيده ندارند، بلكه هر انسان هر چه خواست ميكند، و براي هيچكس اجازه نيست كه بالاي ديگران موازين اخلاقي مشخصي وضع نمايد.
-مفكورهء آنان مفضي به گسترش بي نظمي اخلاقي، اباحيت جنسي، لجام گسيختگي و فساد گرديده است.
-على الرغم آنچه به انسان قائل شده اند مفكورهء شان داراي سمات دنباله روي اجتماعي، وشكست پذيري در مقابل مشكلات گوناگون ميباشد.
-وجودي راستين نزد آنان كسي است كه هيچگونه رهنمائي را ازخارج قبول نمي كند، بلكه خود را به نفس خود رهبري نموده بدون اينكه مقيد به قيدي و يا محدود به حدي باشد در خواست هاي شهوات و غرايز خود را مي پذيرد.
-وجوديه فعلا دو مكتب دارد كه يك آن ديندار و ديگرش ملحد و بي دين ميباشد،همين مكتب دوم است كه رهبري وجوديه به دست وي ميباشدو مراد از مفهوم مشهور و متداول وجوديه كه در سرزبانها است نيز مكتب دوم ميباشد، بنابر اين وجوديه بر الحاد و بي ديني استوار ميباشد.
-مفهوم وجوديه در حقيقت سركشي بر واقعات تاريخي و جنگ در مقابل ميراث بزرگي است كه جامعهء انساني آنرا به جاگذاشته است.
-وجوديهء امروزي حيثيت شاخه اي از شاخه هاي متعدد صهيونستي را دارد كه از ميان آن صهيونست كار و فعاليت مينمايد، و فعاليت آن توسط از بين بردن ارزشها، عقايد و اديان صورت ميگيرد.
ريشه هاي فكري و إعتقادي :
-وجوديه عكس العمل در مقابل تسلط كليسا و حكمفرائي خشك و شديد آن بالاي انسان بنام دين، بوده است.
-از علماني و ديگر حركاتي كه نهضت اروپا را همراهي نموده دين و كليسا را ترك كرده بودند متأثر گرديده است.
-از سقراط نيز متأثر گرديده اند كه وي اين قاعده را گذاشته بود ( نفست را توسط نفست بشناس).
-از رواقي ها نيز متأثر اند كه آنان سيادت و سرداري نفس را لازم نموده بودند.
-همچنان از حركات مختلفي كه به سوي الحاد و اباحيت دعوت مينمودند متأثر هستند.
انتشار و جاهاي نفوذ :
-بعد از جنگ جهاني اول در آلمان ظاهر گرديد، بعد از آن در فرانسه وايطاليا و غيره به نشر رسيد، 