ز ناگواري جنگها و خطرناكي آن بالاي انسان وسيله اي براي سرعت انتشار خود بدست آوردند.
-افكار منحرف و اباحيت شان در فرانسه، آلمان، سويد، نمسا، انجلترا، امريكا، و غيره ميان پسران و دختران جوان نشر گرديده سبب بي نظمي اخلاقي، اباحيت جنسي، و بي پروائي در مقابل ارزشهاي اجتماعي ودر مقابل اديان گرديد.
مراجــع :
1-الوجودية و واجهات الصهيونية                   د. محسن عبد الحميد.
2-مباحث في الثقافة الإسلامية                        د. نعمان السامرائي.
3-سقوط الحضارة                                    كولن ولسن.
4-دراسات في الفلسفة المعاصرة                       د. زكريا ابراهيم.
5-الوجودية  المؤمنة و الملحدة                        د. محمد علات .
6-عقايد المفكرين في القرن العشرين                 عباس محمود العقاد.
7-المذاهب المعاصرة و موقف الاسلام منها           د. عبد الرحمن عميرة.

 
يزيديه
تعريف :
يزيديه يك گروه منحرف است كه سال 132هـ در عقب سقوط دولت اموي نشأت نمود، در ابتداء پيدايش خود يك حركت سياسي بود كه بخاطر بازگردانيدن مجد و عزت بني اميه به ميان آمده بود، ولي اوضاع محيط و عوامل جهل گروه را منحرف ساخته به تقديس يزيد بن معاويه و شيطان، كه آنرا ( طاووس ملك) و عزازيل ميگويند، كشانيد.
تأسيس و افراد برازنده :
-شروع: وقتي دولت اموي سال 132 در جنگ ( الزاب الكبرى) در شمال عراق سقوط نمود، امير ابراهيم بن حرب بن خالد بن يزيد به شمال عراق فرار نموده شكست خوردگان اموي را جمع كرد، وبه سوي مستحق بودن يزيد در خلافت و ولايت دعوت نمود، و ادعا كرد كه يزيد سفياني منتظري است كه به زمين باز خواهد گشت ، و زمين را بعد از آنكه پر از ظلم شده پر از عدل خواهد نمود.
-اينكه منطقهء كردها را به حيث پناهگاه خويش اختيار نمودند سببش اين بود كه مادر  مروان دوم كه دولت اموي در دوران وي سقوط كرد، از جمله كردها بود.
-عدي بن مسافر : وي در مقدمهء فراريان از سلطهء عباسي بود، از لبنان به حكاريهء كردستان كوچ نمود، نسبش به مروان بن حكم ميرسد، لقبش شرف الدين ابوالفضائل است، با شيخ عبد القادر ملاقات نموده از وي تصوف را اخذ نمود، سال 1073م و يا 1078م تولد گرديده بود و بعد از نود سال زندگي وفات كرد و در لالش در منطقهء شيخان عراق دفن گرديد.
-صخر بن صخر بن مسافر : معروف به شيخ ابوالبركات، باكاكايش عدي همراهي نمود، و جانشين وي گرديد، و وقتي وفات كرد در پهلوي قبر كاكايش در لالش دفن گرديد.
-عدي بن ابي البركات : ملقب به ابو المفاخر، و مشهور به كردي سال 615هـ/1217م وفات كرد.
-پسرش شمس الدين ابومحمد معروف به شيخ حسن جانشين وي گرديد، سال 591هـ/1194م تولد گرديده بود، توسط وي فرقهء يزيديه منحرف گرديد، از دوستي يزيد و عدي بن مسافر به تقديس آندو و تقديس شيطان پرداختند، بعد از آنكه كتاب «الجلوة لاصحاب الخلوة» و كتاب «محك الايمان» و كتاب «هداية الاصحاب»  را تأليف كرد در سال 644هـ/1246م وفات نمود، وي نام خود را نيز در كلمهء شهادت داخل كرده بود، چنانچه الحال نزد بعضي از يزيدي ها يافت ميشود.
-شيخ فخر الدين برادر شيخ حسن : رياست ديني و فتوا مخصوص اولادهء وي گرديد.
-شرف الدين محمد پسر شيخ فخرالدين : وي در سال 655هـ/1257م در حاليكه به سوي سلطان عزالدين سلجوقي روان بود، در راه كشته شد.
-زين الدين يوسف بن شرف الدين محمد: به مصر سفر نمود و در طلب علم و عبادت بيرون گرديد، و سال 725هـ در تكيهء عدويه در قاهره وفات كرد.
-بعد از آن به سبب جنگهائي كه ميان آنان و ميان مغل، سلجوقي ها، و فاطمي ها واقع گرديد، تاريخ شان پنهان و مجهول گرديد.
-در آن دوران شيخ زين الدين ابوالمحاسن ظاهر گرديد، كه نسب خود را به برادر اصلي ابوالبركات عدي ميرسانيد، وي امير يزيديه درشام تعيين گرديد، ملك سيف الدولة قلاوون وي را، بعد از آنكه نظر به كثرت طرفدارانش خطر پنداشته ميشد، زنداني نمود، و درزندان وي وفات كرد0
-بعد از وي پسرش شيخ عزالدين آمد، مقر وي درشام بود، به لقب امير الامراء ملقب گرديد، ميخواست كه يك انقلاب امويه را به راه اندازد، بنابرآن سال 731هـ زنداني شد ودر زندان وفات كرد0
-دعوت وحركت شان به طور دوامدار مورد شكنجه وفشارحكام قرار گرفت، ومنطقهء شيخان در عراق به حيث مركز يزيدي ها باقي ماند، مخفي كردن اسرار مهمترين نشانه هاي اين طريقه بود0
-آخرين رئيس يزيديه، امير ابويزيد اموي توانست كه سال1969م اجازهء بازگشائي مكتبي را براي دعوت يزيديه در بغداد، جادهء رشيد، بگيرد كه هدف از آن زنده ساختن عربيت طائفه اموي يزيدي بود، ووسيلهء رسيدن شان به آن، نشر دعوت قومي همراه با تأييد حقايق روحيه وزمانيه بود، شعار شان عرب اموي القوميه ويزيدي العقيده بود0
-آخرين امير براي آنان امير تحسين بن سعيد امير شيخان بود0
-ميتوانيم كه كلام را خلاصه نموده بگوييم: اين حركت چندين مرحله را طي نموده است:
* مرحلهء اول: حركت اموي سياسي، كه در دوستي يزيد بن معاويه انعكاس كرده بود0
* مرحلهء دوم: تبديل شدن حركت به طريقهء عدويه درزمان شيخ عدي بن مسافر اموي0
* مرحله ءسوم: پنهان شدن شيخ حسن به مدت شش سال، بعد از آن خارج شدن وي با كتابهايش كه درآنها باشعائر وتعاليم درست اسلامي مخالفت كرده بود0
* مرحلهء چهارم : خروج كامل از اسلام، تحريم خواندن ونوشتن، وداخل شدن عقايد فاسد باطني درتعاليم شان0
افكار ومتقدات :
اول : مقدمه براي فهم معتقدات يزيديان :
-جنگ كربلاه كه درآن حسين بن علي رضي الله عنهما كشته شد، در دوران يزيد واقع گرديده بود0
-شيعه ها يزيد را لعنت نموده وي را متهم به زنديق شدن ونوشيدن شراب ميگردند0
-بعد از سقوط دولت امويها يزيديه به حيث يك حركت سياسي شروع به كار نمود0
-يزيديها يزيد را دوست داشتند ولعنت وي را بد مي ديدند0
-بعداً لعنت را مطلقا بد ديدند0
-بعد از آن مشكلي پيش روي شان قرار گرفت كه آن لعنت شيطان درقرآن كريم بود، همين بود كه از آن هم انكار كردند ودرهرجاي قرآن كريم كه كلمهء لعن ويالعنت، شيطان ويا پناه خواستن از شيطان وجود داشت، آنرا توسط شمع محو نمودند، ودليل شان اين بود كه اين چيزها در اصل قرآن نبود، بلكه آنرا مسلمانان افزوده اند0
-بعد از آن به تقديس وتعظيم شيطان، درحاليكه وي درقرآن ملعون ميباشد، شروع كردند، فلسفهء تقديس شيطان نزد آنان به چند چيز برميگردد كه عبارت اند از:
1-زيرا وي به آدم سجده نكرد، بنابر اين وي - به نظر آنان – اولين موحد ويكتا پرست شمرده ميشود كه وصيت پروردكار را در مورد عدم سجده غيرش، فراموش نكرد، در حاليكه ملائكه فراموش نموده سجده كردند، و امر سجده كردن به آدم u يك امتحان بود كه در آن شيطان كامياب گرديده اولين موحد و يكتا پرست شمرده شد،  وخداوند در مقابل آن اين پاداش را برايش داد كه وي را طاووس ملائكه و رئيس آنان ساخت.
2-همچنان بخاطر ترس از وي او را تعظيم و تقديس مينمايند، زيرا وي خيلي قوي است به حدي كه در مقابل پروردگار جرأت نموده اوامرش را ترك كرد.
3-همچنان وي را بخاطر شجاعت و دلاوري اش در عصيان و سركشي تمجيد و تقديس مي نمايند.
-ابليس آدم u را فر