 ميباشد.
-ثواب و عذاب در دنيا داده ميشود، ثواب همانا پيروزي و تأييد است و عقاب عبارت است از ناكامي، ذلت و بردگي.
-تابوت : عبارت است از صندوقي كه آنرا حفاظت مينمايند و در آن با ارزش ترين چيز هايى را كه مالك اند از قبيل دارائي ها، سندها و كتاب هاي مقدس، نگهداري ميكنند.
-مذبح : جاي خاصي است براي افروختن عطريات كه آنرا پيش روي پرده اي ميگذارند كه پيش روي تابوت قرار دارد.
-هيكل : عبارت است از بنائي كه داود u امر نموده سليمان u آنرا اعمار كرد، و در داخل آن محراب (يعني قدس الاقداس) را بنا كرد، همچنان در داخل آن مكاني را آماده ساخت كه در آن تابوت پيمان پروردگار  نهاده ميشود.
-كهانت : اين منصب به اولاد ليفي كه يكي از پسران يعقوب بود مخصوص ميباشد، بنا بر اين تنها آنان اند كه حق تفسير نصوص و تقديم قرباني ها را دارند، و ماليات از ايشان گرفته نمي شود، شخصيات آنان وسيله اي اند كه توسط آنان به خداوند تقرب جسته ميشود، بدين ترتيب آنان از پادشاهان هم قويتر اند.
-قرباني ها: در اوائل علاوه بر حيوانات و ميوه جات قرباني هاي انساني را نيز شامل بود، سپس پروردگار به جزئي از انسان اكتفاء نمود، و آن عبارت از همان جزئيست كه در وقت عمليهء ختنه از انسان قطع ميشود، بنابر همين عقيده يهود تا امروز ختنه مينمايند، بر علاوهء آن ميوه جات و حيوانات نيز در پهلوي آن وجود دارد.
-معتقد اند كه آنان گروه برگزيدهء خداوند ميباشند، و ارواح يهوديان جزئي از الله u ميباشد، وقتي يكي از امي ها ( جوييم) كسي از اسرائيلي را بزند  گوئي وي عزت خدا را زده است، و فرق ميان يهودي و غير يهودي به اندازهء فرق ميان انسان و حيوان ميباشد.
-فريبكاري با غير يهودي،  دزديدن مالش، قرض دادنش با سود زياد، شهادت دروغ بر ضدش و وفاء نكردن به سوگند برايش، اينها همه براي يهودي جائز ميباشد، بلكه آنان اينكارها را سبب تقرب به دربار خداوند ميدانند، زيرا غير يهوديان – در نظر آنان- همچون سگها، خوكها و چهارپايان اند.
-تلمود در بارهء عيسىu ميگويد: يسوع ناصري در موجهاي دوزخ ميان آتش و قير قرار دارد، و مادرش مريم وي را از سپاهي «باندارا» به طريق نا مشروع بدست آورد، كليسا هاي نصراني به منزلهء پليدي ها بوده و وعظ كنندگان در آنها مانند سگهاي عوعو كننده اند.
-به سبب تنگي اوضاع وشدتي كه بالاي شان واقع گرديده بود مفكورهء مسيح منتظر به حيث يك ملجأ، و يافتن محل اميد و چشم داشتن، نزد شان به ميان آمد.
-عهد قديم از حادثهء ننگيني حكايت ميكند كه در خانهء داود u واقع شده است و ميگويد:  براي ابشالوم بن داود خواهر اصلي زيبائي بود بنام ثامار و او را دوست داشت، دختر برادري داشت از پدر بنام امنون، امنون قصد ثامار را داشت، و چنين شد كه امنون از پدر خود خواست تا ثامار را حاضر سازد كه برايش طعامي آماده نمايد، وقتي خواهرش ثامار حاضر شد امنون مكان راخلوت نموده با وي بدون رضايت و به اكراه زنا نمود، ثامار گريه كنان و فرياد كنان بيرون شد، وقتي ثامار به برادر حقيقي خود ابشالوم قضيه را خبر داد ابشالوم به خاطر انتقام گيري از امنون نزد خود پلاني طرح نمود، بنابراين امنون وبرادرانش را به سوي طعامي دعوت كرد و به برده هاي خود توصيه نمود كه طعام و شراب امنون را ثقيل سازند تا آنكه نشه شود، بعد از آن وي را به قتل برسانند.
-آنان ميگويند: يعقوب u با پروردگار گشتي گيري كرد، و لوط u بعد از نجات يافتن و رفتنش به كوه صوغر شراب نوشيد و با هر دو دخترش زنا كرد، و داود u در نظر پروردگار قبيح و ناپسند بود.
-تورات موسى (ع ) بعد از تخريب هيكل در دوران بختنصر ناپديد گرديد، وقتي بار دوم در دوران ارتحشتا  ملك فارس نوشته شد مغاير از اصلش و تحريف شده آمد. خداوند تعالى ميگويد: ( يحرفون الكلم عن مواضعه ونسوا حظا مما ذكروا به) يعني "كلمات تورات را از جاهايش تغيير ميدهند، و بخشي از آنچه براي شان پند داده شده بود فراموش كردند".
-دين شان خاص به خود شان بوده دروازه بر روي ديگران بسته ميباشد.
-الله تعالى ميگويد: ( ضربت عليهم الذلة و المسكنة و باءوا بغضب من الله ذلك بأنهم كانوا يكفرون بآيات الله و يقتلون النبيين بغير حق، ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون) يعني: "آنان به ذلت و فقر گرفتار شده اند، و به غضب خداوند مبتلا ميباشند سببش آنست كه ايشان به آيات خداوند كفر مي ورزيدند و پيامبران را بدون موجبي به قتل ميرسانند، و اين هم به سبب نافرماني و تجاوز شان است".
-الله تعالى فرموده است :( كانوا لا يتناهون عن منكر فعلوه لبئس ما كانوا يفعلون) يعني : "آنان چنان بودند كه از كار بدي كه انجام ميدادند يكديگر را منع نمي كردند، حقا كه كار ناپسندي انجام ميدادند".
-پسر بزرگ اولين كسي است كه ميراث ميگيرد و حق دو برادر را مستحق ميشود، و در ميراث فرقي ميان پسر متولد به طريق مشروع و متولد به طريق نا مشروع وجود ندارد.
-بعد از عروسي، زن مشابه برده براي شوهر است، دارائي زن مال شوهر ميشود، ولي بخاطر اختلافات زياد بعدا اين فيصله صادر شد كه خود مال به زن تعلق دارد ولي شوهر ميتواند از آن نفع بگيرد.
-كسيكه به بيست سالگي برسد و عروسي نكند مستحق لعنت ميگردد، تعدد زوجه ها بدون حد واندازه شرعا جائز است. ولي ربانيون آنرا به چهار زن محدود ساخته اند، و قاريان همانطور مطلق گذاشته اند.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-پرستش گوساله از مصري هاي قديم كه قبل از خروج آنان در آنجا بودند گرفته شده بود، همچنان مفكورهء قديم مصري مأخذ و مصدر اصلي اسفار عهد قديم شمرده ميشود.
-فكر بابلي و فارسي نيز ازمصادر و مآخذ عهد قديم شمرده ميشود ( كتاب – الله – ص 117 تأليف عباس محمود عقاد را مطالعه كنيد). 
-مهمترين ماخذي كه بالاي آن اسفار عهد قديم اعتماد نموده همانا تشريع حمورابي است كه تقريبا به سال 1900 ق م باز ميگردد اين تشريع در سال 1902م كشف گرديد كه در ستون سياهي از سنگ حفر گرديده است، و آن سابقه دار ترين و مشهورترين تشريع سامي تا امروز به شمار ميرود.
-تلمود به تناسخ قائل ميباشد، و آن مفكوره ايست كه از هند به بابل رفته و حاخام هاي بابل آنرا به مفكورهء يهودي نقل داده اند.
-از فكر مسيحي نيز متأثر گرديده اند، بنا برآن مي بيني كه ميگويند:  "اي پدر ما سبب ساز كه به شريعتت باز گرديم،اي پادشاه ما: مارا به عبادتت نزديك گردان ، و مارا به توبهء نصوح درحضورت باز گردان".
-در بعضي از مراحل خدايان بلعيم و عشتارت، خدايان آرام، خدايان صيدوم، خدايان مؤاب، خدايان عمون و خدايان فلسطيني ها را عبادت كرده اند (سفر القضاء: 10/6).
انتشار و جاهاي نفوذ :
-عبري ها اصلا در منطقهء اردن و فلسطين زندگي ميكردند، بعدا بني اسرائيل به مصر انتقال كرد، بعد از آن به فلسطين كوچ كردند تا آنجا جامعهء يهودي را تشكيل دهند، ليكن بسبب تكروي، تكبر، تعصب و دسيسه گري شان تحت شكنجه قرار گرفته رانده شدند، بنابر آن در كشورهاي جهان پراگنده گرديدند، و بعضي از آنها به اروپا، روسيه، دولت هاي بلقان، امريكتين، و اسپانيا، رسيدند و بعض ديگر