وستان نشر گرديد، البته بخاطر از بين رفتن كتله ها و جماعت هاي بزرگ و تقسيم شدن آنها به گروه هاي خرد و كوچك كه رابطهء جغرافيائي مشترك، آنان را گردهم جمع كرده باشد.
-بالا بردن سطح توجه به طرف روي صحنه آوردن تمدن هاي قديمي ، مستشرق جب ميگويد: «از مهمترين مظاهر سياست تغريب در عالم  اسلامي بالا بردن سطح توجه به طرف روي صحنه كشيدن تمدن هاي قديمي است، تمدن هايى كه در بلاد مختلف اسلامي از ميان رفته و فرسوده شده، شايد فعلا نتيجهء آن تقويهء روحيهء دشمني با اروپا باشد، اما ممكن است كه در آينده در قوي ساختن فكر قوم پرستي محلي و مهم جلوه دادن ارزش هاي آن رول مهمي بازي نمايد».
-صهيونست متعصب روكفلر ده مليون دالر تبرع نمود تا توسط آن نمايشگاهي براي آثار فرعوني در مصر  تأسيس شود و در پهلوي آن معهدي براي تربيهء متخصصين در اين فن درست شود.
-اهتمام به تحقيقات و بررسي از اشخاص منزوي شده در تاريخ اسلام، امثال سهروردي، ابن راوندي و أبو نواس، لويس ماسينيون مستشرق متصدي تحقيقات پيرامون حلاج شده و در سال 1912م كتاب خود را بنام ( الحلاج الصوفي الشهيد في الاسلام) به نشر رسانيد، همچنان كتاب حلاج را بنام  ( الطواسين) و ديوان وي راتحقيق نموده به نشر رسانيد.
-تقويه و گسترش دادن حركات كجرو امثال : قاديانيه، بهائيه، شعوبيه، فرعونيه، فينيقيه، و بربريه، همچنان جلوه دادن حركت قرامطه و حركت زنج را، به  عنوان حركات آزادي خواه و انقلابي در اسلام، و همچنان بالابردن اشخاص خطرناك در اسلام امثال: سير سيد احمد خان ( 1817-1898م)، امير علي (1849-1928م)، نامق كمال ( 1840-1888م) عبد الحق حامد (1851-1937م) توفيق فكرت (1870- 1915م) و سنغولاجي (1890-1943م) .
-استعمار، استشراق، كمونستي، ماسوني باشاخه هايش، صهيونستي و داعيان اتحاد ميان اديان همه و همه در تقويه و تأكيد حركت تغريب دست بايكديگر داده باهم متـفق انـد و هدف شان از آن در هم پيچيدن عالم اسلام و دنباله رو ساختن آن
 است كه در نتيجه آلهء دست آنان گردد.
-نشر اديان و مذاهب گمراه كن همچون: فرويديه، داروينيه و ماركسيه، قول به ترقي اخلاق (ليفي بريل) و ترقي مجمع (دوركايم)، توجه جدي به مفكوره وحدة الوجود، علماني، و تحريري، تحقيقات از تصوف اسلامي، دعوت به سوي قوم پرستي، اقليم پرستي و وطن پرستي، دعوت به سوي جدائي دين از مجتمع، خرده گيري بالاي دين، و تاخت و تاز بالاي قرآن، نبوت، وحي و تاريخ اسلامي، شبهه انداختن در ارزشهاي اسلامي، دعوت به سوي جدا شدن از اصالت و مميزات خويش، ترسانيدن از مرك و تنگدستي، تابدين وسيله مسلمانان را از فكر جهاد به دور نگه دارند، و شايع شاختن اين سخن كه سبب عقب ماندگي عرب  و سائر مسلمانان همانا پابند بودن شان به اسلام است.
-قرآن را فيضي از عقل باطن ميپندارند البته همراه با اظهار زبر دستي پيامبر r و اظهار تيزهوشي و صفاء  ذهنش و توصيف نمودن وي به اشراق روحي، اين عقيده مقدمه اي براي از بين بردن صفت پيامبري و نبوت از وي r ميباشد.
دوم: مجالس تغريبـي:
1-سال ( 1942م) مجلسي در بلتيمور برگذار شد كه وظيفه اش جستجو و بر انگيخته ساختن گروه هاي سري در ميان مسلمين بود.
2-در سال (1947م) مجلسي در دانشگاه برنستون امريكا بخاطر تحقيقات پيرامون امور ثقافتي و اجتماعي خاور نزديك برگذار گرديد. بحث هاي اين مجلس زير شمارهء (116) از ماده (1000) به عربي ترجمه شد كه به حيث يك كتاب در مصر وجود دارد. در اين ترجمه : كويلر يونغ، حبيب كوراني، عبد الحق اديوار و لويس توماس اشتراك ورزيده بودند.
3-در تابستان سال ( 1953م) مجلسي بنام ( مجلس ثقافت اسلامي و زندگي عصر جديد) نيز در همان دانشگاه برگذار گرديد كه در آن مفكرين بزرگ از قبيل : ميل بروز، هارولد سيمث، روفائيل باتاي، هارولد ألن، جون كر سويل، شيخ مصطفى زرقا، كنث كراج، اشتياق حسين و فضل الرحمن هندي اشتراك ورزيده بودند.
4-در سال ( 1955م) در لاهور پاكستان مجلس سومي برگذار گرديد، ولي اين مجلس بزودي از كار افتاد و پلان شان افشاء شد، البته بخاطر آنكه ايشان خواستند كه پژوهشگران مسلمان و مستشرق مشتركا پيرامون نظريات اسلام تحقيق و بررسي نمايند.
5-در سال ( 1953م) مجلسي در بيروت بخاطر اتحاد بين اسلام و مسيحيت برگذار گرديد و در سال ( 1954م) همين مجلس در اسكندريه منعقد شد و بعد از آن بخاطر همين غرض مجالسي و ملاقات هاي پيهم در روما و ديگر مناطق انجام يافت.
سوم: كتابهاي خطرناك تغريبـي
1-(اسلام در عصر جديد) مؤلف: ولفرد كانتول سميث مدير معهد دراسات اسلامي و استاذ ( الدين المقارن) در دانشگاه ماكجيل كندا، به نوشتن همين كتاب دكتوراه خودرا از دانشكدهء برنستون زير نظر  هـ. أ . ر. جب مستشرق در سال ( 1948م) گرفت. مؤلف مذكور در دانشگاه كمبريدج شاگرد همين مستشرق بود، اين كتاب به سوي آزادي، بيديني، و جدائي دين از دولت دعوت مينمايد.
2-( اسلام به كدام سو ميرود) (إلى اين يتجه الإسلام) اين كتاب را.هـ أ. ر. جب با گروهي از مستشرقين نوشته بودند و در سال( 1932م) آنرا در لبنان به نشر رسانيدند. اين كتاب پيرامون اسباب و وسائلي تحقيق مينمايد كه توسط آنها كار و دعوت غربگرائي در عالم اسلامي مؤثرتر ميگردد و به خوبي پيش ميرود.
3-پروتوكول هاي حكماء صهيونست كه سال ( 1902م) در تمام عالم آشكار گرديد ولي از وارد شدن به خاور ميانه و عالم اسلامي تا سال (1952م) يعني تقريبا تا وقت قيام دولت اسرائيل در قلب امت عربي و اسلامي ممنوع بود. بدون شك اين ممنوعيت بطور عموم خدمتي به حركت تغريب بود.
4-انعكاس دادن بعضي از  شخصيات اسلامي در صورتي از ابتذال، بي حيائي و لجامگسختگي، مانند كتابهاي ( هزار و يكشب) (هارون الرشيد)، كتابهاي جرجي زيدان، و همچنان كتابهائيكه افسانه هاي قديم را به تاريخ اسلامي خلط ميكند، مثل كتاب طه حسين ( برحاشيهء سيرة نبوي) و كتاب ( محمد رسول الحريه) از شرقاوي كه در آن از نبوت و وحي انكار نموده [اينها همه از جملهء همان كتابهاي خطرناك ميباشند].
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-بعد از واقعهء حطين حملهء صليبـي رو به شكست نهاد، و عثما نيها سال (1453م) پايتخت دولت بيزانس و مقر كليساي شان را فتح نموده آنرا پايتخت خلافت خود ساخته نامش را به ( اسلامبول) يعني دار الاسلام تغيير دادند. همچنان در سال (1529م) عساكر عثماني به اروپا رسيده فينيا را  مورد تهديد قرار داد و اين تهديد الى سال(1683م) باقي ماند. پيش از اينها اندلس سقوط نموده مقر خلافت امويها گرديده بود، اين امور همه وهمه باعث بر ايجاد مفكورهء تغريب گرديد، كه تبشير نيز فرع و زادهء آن ميباشد. البته ايجاد مفكورهء تغريب به خاطر آن بود تارخنه ايكه عالم اسلامي را ميشكند و از بين ميبرد از داخل آن باشد.
-تغريب يك هجومي است كه از جانب نصرانيت،  صهيونست و استعمار، در آن واحد روي هدف واحد صورت ميگيرد كه آن هدف عبارت است از جاري ساختن عادات و اخلاق غرب در جهان اسلام تابدين شيوه مميزات شخصيت اسلامي را از بين ببرند.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-حركت تغريب توانسته كه در تمام جهـان اسلام و بلاد شرق به اميـد سيـط