 آموزشي را جهت آماده  سازي مبشرين تشكيل ميداد، مقرش در كاليفورنيا بود.
افكار و معتقدات:
اول افكار:
-مقـابله با وحدت اسلامي: قسيـس سيمون مي گويـد :وحـدت اسـلامي
 آرزوهاي اقوام مسلمان را جمع نموده وبر نجات از سيطرهء اروپا كمك مينمايد، و تبشيرعامل بزرگي در شكست قوت و نيروي اين حركت است بنابرآن لازم است تا توسط تبشير و دعوت به سوي نصرانيت ميان مسلمانان و وحدت آنان حائل واقع شويم.
-لورنس براون مي گويد: وقتيكه مسلمانان تحت امپراطوري عربي متحد شوند ممكن است كه خطر و عذابي بر جهان باشند و همچنان ممكن است كه سبب رفاه و خوشبختي باشند اما اگر همينطور متفرق و پراگنده باقي باشند بي تأثير و بي ارزش خواهند بود.
-مستر بلس ميگويد: همانا دين اسلام است كه سد بزرگي در مقابل دعوت به سوي نصرانيت در افريقا واقع گرديده است.
-گسترش اسلام توسط شمشير: مبشر نلسون ميگويد: شمشير اسلام اقوام افريقا و آسيا را يكي بعد ديگري تابع خود ساخت.
-هنري جسپ مبشر امريكائي ميگويد: مسلمانان به حقيقت اديان نمي فهمند و قدر آنرا نمي دانند، آنان دزدان، آدمكشان و عقب ماندگان اند، و دعوت تبشيري در راه متمدن ساختن شان كار خواهد كرد.
-لطفي ليفونيان كه ارمني بود و در مقابل اسلام چندين كتاب نوشته است ميگويد: تاريخ اسلام يك سلسلهء مخفي از خونريزي ها، جنگها و كشتار ها ميباشد.
-اديسون در بارهء حضرت محمد e ميگويـد: مـحمد نتوانسته است كه نصرانيت را درست بداند، و دين خود را كه به آن عرب متدين ميباشد برهمان فهم
 نادرست خود بنا نهاده است.
مبشر نلسن ميگويد: اسلام ديني است كه از ديگر اديان تقليد شده است، و بهترين اموري كه در آن وجود دارد از نصرانيت گرفته شده، و ديگر امورش از بت پرستان بدون تغيير و يا با اندكي تغيير اخذ گرديده است.
-جسب مبشر ميگويد: اسلام بيشتر از آنكه به قرآن اتكاء داشته باشد بر افسانه ها متكي ميباشد، كه اگر ما افسانه هاي دروغين را از آن بدور بيندازيم از اسلام هيچ چيز باقي نمي ماند، همچنان ميگويد: اسلام يك دين ناقص ميباشد، و زن در آن همچون برده زندگي مينمايد.
-ف. ج هابر مبشر ميگويد: محمد در حقيقت بت پرست بود، زيرا تصور و ادراك وي در بارهء خداوند مفهوم كاريكاتوري را داشت. 
-جون تالكي مبشر ميگويد: لازم است كه ما به مردم نشان دهيم كه آنچه درقرآن درست است امر جديدي نيست و آنچه جديد است درست نيست.
-صموئيل زويمر  در كتاب خود ( العالم الإسلامي اليوم) مي گويد واجب است كه مسلمانان را قناعت داده شود كه نصارا دشمنان ايشان نيستند. همچنان ميگويد لازم است كه كتاب مقدس به لغات مختلف مسلمانان به نشر برسد زيرا اين كار بزرگي است در راه دعوت بسوي مسيحيت. ميگويد: دعوت مسلمانان بسوي نصرانيت بايد توسط شخصي از خودشان و از ميان صفوف شان باشد زيرا درخت را يكي از شاخه هاي خودش قطع مي نمايد.درادامه ميگويد: برمبشرين لازم است كه  وقتي نتيجهء كار و دعوت خودرا در مقابل مسلمين ضعيف يافتند بر آن قناعت نكنند زيرا واضح است كه در قلوب مسلمانان گرايش شديدي به سوي علوم اروپائيان و به سوي آزادي زنان پيدا شده است».
-صموئيل زويمر در مجلس تنصيري قدس سال 1935ميلادي مي گويد ( … مقصد تبشير كه دولت هاي مسيحي شمارا در مناطق اسلامي به خاطر آن روان ميكند اين نيست كه مسلمانان را در مسيحيت داخل سازيد زيرا اين كار سبب هدايت و عزت برايشان خواهد بود بلكه مقصد اصلي تان آنست كه شخص مسلمان را از اسلام خارج نماييد كه در نتيجه تعلق به خدا و به اخلاق نداشته باشد اخلاقي كه ملت ها مطابق آن زندگي خويش را به پيش ميبرند ). ( … شما يك طبقه اي را آماده  مي سازيد كه تعلقي را با خداوند نمي شناسند و نمي خواهند كه بشناسند و مسلمان را از اسلام خارج نموده و در مسيحيت نيز داخل ننموده ايد در نتيجه اين طبقه مطابق اراده و خواست استعمار نشأت نموده است كه بركار هاي بزرگ توجه نداشته و راحت را دوست دارند وقتيكه چيزي را مي آموزند آنهم به خاطر شهرت خواهد بود و وقتي مقامي را اشغال مي نمايند در راه شهرت خويش تمام چيزها را صرف مي نمايند.
دوم مجالس ايشان:
-از براي آنان هميشه مجالس منطقوي وجهاني زيادي بوده  كه از آنجمله است: مجلس قاهره سال 1324هـ/  1906م اين مجلس به دعوت زويمر تشكيل شده بود و هدف از تشكيل آن جمع نمودن گروه هاي فرستاده شدهء تبشيري پروتستاني، بخاطر  فكر نمودن در بارهء نشر انجيل ميان مسلمين بود.
-تعداد  اهل مجلس به 62 تن از مردان و زنان ميرسيد كه  زويمر رئيس آن بود.
-مجلس تبشيري جهاني در ادن بره باكو تلنده سال( 1328هـ/1910م) در اين مجلس دعوت شدگان از (159) گروه تبشيري از تمام جهان  گردهم آمده بودند.
-مجلس تبشيري در لكنو هند ( سال 1329هـ/ 1911م)  در اين مجلس صموئيل زويمر نيز حاضر بود وبعد از اختتام مجلس ورق هايى براي اهل مجلس توزيع گرديد كه بر يكطرف آن تاريخ مختصر لكنو از سال 1911م و برطرف ديگر ورق اين جملات نوشته شده بود ( اللهم يا من يسجد له العالم الإسلامي خمس مرات في اليوم بخشوع انظر بشفقة إلى الشعوب الإسلامية و الهمها الخلاص بيسوع المسيح).
-مجلس بيروت سال  ( 1911) . مجلس هاي تبشير در قدس سالهاي: ( 1343هـ/ 1924م). سال (1928م) مجلس تبشير دولي. سال 1354هـ/1935م كه در اين مجلس 1200 نماينده شركت نموده بود. و مجلس ديگري هم در سال (1380هـ/1961م) . 
- مجلس كليسا هاي پروتستاني سال 1974م در لوزان سويسرا.
-از جملهء خطرناكترين مجالس شان مجلس كولورادو در 15 اكتوبر 1978م بود كه تحت اسم ( مؤتمر امريكا الشمالية لتنصير المسلمين ) تشكيل شده بود. در اين مجلس 150 عضو كه از فعال ترين عناصر تنصيري در جهان بشمار ميرفتند شركت نموده بودند. اين مجلس دوهفته به شكل مغلقي ادامه يافت و با تعيين نمودن يك استراتيجي كه بخاطر مهم بودنش پنهان ماند به پايان رسيد، و نيز در اين مجلس براي انجام دادن همين استراتيجي به پرداخت هزار مليون دالر  فيصله گرديد كه تاديهء اين مبلغ فورا انجام يافته  و دريكي از بانك هاي بزرگ امريكائي گذاشته شد.
-مجلس جهاني تنصير كه در  سويد در اكتوبر 1981م زير نظر مجلس فدرالي لوثراني برگذار گرديد. در اين مجلس در بارهء نتايج مجلس هاي لوزان و كولورادو بحث صورت گرفت. ودر بارهء تنصير ماوراء البحار تحقيقات زيادي بخاطر تمركز دعوت بر كشورهاي سوم صورت گرفت .
-و همچـان از جملـهء مجـالس شان: مجلس استامبول – مجلس حلوان  در مصر-
 مجلس تبشري لبنان – مجلس تبشيري بغداد- مجلس تبشيري قسنطينه در الجزاير (كه قبل از استقلال بود) مجلس شيكاگو ميباشد.
-مجلس مكاتب تبشيري در بلاد  هند كه اين مجلس هر ده سال يكبار منعقد ميشد.
-مجلس بلتيمور در ايالات متحده امريكا سال 1942م كه اين يك مجلس بسيار خطرناك بشمار ميرفت، در اين مجلس از جملهء يهوديان ابن غوريون حاضر شده بود.
-بعد از جنگ جهاني دوم  نصرانيت نظام جديدي را به خود اتخاذ نمود و آن اينكه مجلس كليساها در هر شش و يا هفت سال بطور انتقالي از يك شهر به شهر ديگر برگذار ميگرديد كه از آن جمله مجالس ذيل ميباشد: مجلس امس