ر ميسازد، و اسباب حس را تيز ميكند بعدا  ترا با عالم ماده ميگذارد تا آنرا با اسلوب خاص خود درك كني، اين است حقيقت قرآن».
-صاحب اين مذهب به اين نيز اشاره مينمايد كه: قرآن شعر ملتزم است [يعني شعري است كه قائل آن به آن التزام دارد] و آنچه را قرآن نفي مينمايد عدم صدق و عدم التزام است، وي ميگويد « آنچه را خداوند (ج) از قرآن نفي ميكند شعر بودن قرآن نيست بلكه خداوند از قرآن لوازم شعر را كه عبارت از عدم صدق و عدم التزام است، نفي و سلب كرده است» در ادامه مي گويد : «وقتي  به دقايق قرآن متوجه شوي ميداني كه آن شعر است».
-وي نظر خاصي در مورد معنى شرك و توحيد دارد:
* شرك نزد وي : «همان رسوب و ذلتي است كه توسط آن نفس انساني به عقل هوشمند وعقل باطن تقسيم شده، و در بين ايندو تضاد و تعارض وجود دارد».
* توحيد به نظر وي : «فكر مستقيم و درست نمي باشد مگر در صورتي كه نقطهء جمع شدن را ميان هر دو ضد يعني عقل هوشمند و عقل باطن بيابد، همين است توحيد».
-در بارهء اسلام مي گويد: « اسلام در اصول خود مشتمل به شريعت انسان است ولي در فروع خود هميشه مشتمل به شعاير درهم پيچيده اي از قانون جنگل بوده است.
-آنان به ايات مكي و آنعده ايات مدني كه شبيه به ايات مكي است، اعتماد و استناد ميكنند و آنها را ايات اصول مينامند.
-رسالت پيامبر r رسالت اول بود كه در آن پيامبر r قائم به شريعت اصول و مسلمانان قائم به شريعت فروع بودند.
-و رسالت دوم همين رسالت جمهوري است كه آنرا محمود محمد طه آورده  و اين رسالت ، مباشرة قائم به شريعت اصول ميباشد.
-عقيده دارند كه: آنانيكه در اطراف پيامبر r بودند اصحاب و ياران پيامبر r بودند اما آنانيكه دعوت جمهوري را پيروي مينمايند برادران پيامبر r هستند، در اين مورد به حديثي استناد ميكنند كه ابن ماجه در كتاب زهد از أبوهريرة رضي الله عنه روايت ميكند كه پيامبر (صلى الله عليه و سلم) فرمود: «…دوست داشتيم كه  برادران خود را ميديديم، گفتند: اي پيامبر خدا r ايا ما برادرانت نيستيم ؟  گفت:  شما ياران من هستيد و برادرانم كساني اند كه بعد از من ميايند، و من پيشفرستادهء شما بر حوض هستم».
-ازدواج جمهوري:
* در كتابش ( تطوير شريعة الأحوال الشخصية) صـ68 ميگويد: «اولين پذيرنده به تجليات انوار ذات قديمه -ذات خداوندي- همان انسان كامل است، از همين جهت وي زوج (جفت) همان ذات ميباشد».
* ميگويد: «انسان كامل از اين جهت زوج [جفت] خداوند (ج) ميباشد كه وي در مقام عبوديت بوده و مقام عبوديت مقام انفعال  و تأثير پذيري است، در حالي كه مقام ربوبيت مقام فعل و تأثير گذاري ميباشد، بنابرآن پروردگار فاعل  و بنده منفعل است، بعدا از انسان كامل زوجه اش به وجود آمد كه مقام زوجه نسبت به انسان كامل [ زوجش] همان مقام انسان كامل است نسبت به ذات [يعني ذات خداوند] پس زن منفعل و مرد فاعل بوده كه اين در حقيقت همان سطح علاقهء جنسي ميان مرد و زن ميباشد».
* وي ميگويد: «… هما نطوري كه نتيجهء علاقهء جنسي ميان ما و زنان ما توالد و تناسل ميباشد، نتيجهء علاقه ميان ذات قديم و زوجش، كه انسان كامل است، همان معارف لدني ميباشد ، زيرا  انفعال و اثر پذيري عبوديت از براي ربوبيت پرده هائي را كه نفس به ما آورده است دور ميكند، يعني نفسي كه آن اصل ما است- نفس خداوند تبارك و تعالى -، وقتيكه لقاء ميان اين دو زوج يعني ذات الهي و انسان  كامل (مرد جمهوري و زن جمهوري) حاصل شد علم لدني با فيضي كه بندهء صالح را از هر طرفش ميپوشاند فوران ميكند، اين علم لدني  نصيب مردان و زنان ميشود».
* و نيز ميگويد: « پس همين وضع كه ميان ذات الهي و انسان كامل صورت ميگيرد
* انفعال عبوديت براي ربوبيت – عينا در ميان مردان و زنان نيز صورت ميگيرد كه آن عبارت از انفعال انوثت از براي ذكور است، كه در ميان ما بنام علاقهء جنسي ياد ميشود».
* در ادامه ميگويد: « انفعال انوثت به ذكور- كه نزد ما بنام علاقهء جنسي ياد ميشود- فائدهء مباشر واولي آن، حاصل كردن زندگي و مستحكم ساختن آن و وصل شدن به خداوند بدون حجاب ميباشد كه اين آخرين مرتبهء لذت بشمار ميرود».
* و در همان كتاب خود ميگويد: «خداوند تعالى صورتي ندارد كه آنرا درست كند، و نه كدام مقصد آخريني دارد كه به آن برسد، بلكه وظيفه اش اينست كه تكوين و تخليق هميشگي داشته باشد، آنهم به طريق تجديد حيات فكر شعورش در هر لحظه، كه مقصود از عبادت هم همين است». 
* وي ميگويد: « ممكن است كه ازدواج جمهوري را چنين تعريف كنيم: آن يك عقد مشترك ميان دو شريك همانند بوده كه هر دوي شان در حقوق و واجبات مساوي اند، مرد بالاي زن سلطه ندارد و زن بالاي مرد ندارد… هر دو حق دخول را به اختيار و رضاي خود دارند، و در خروج از آن نيز حق مساوي دارند».
* وي ميگويد: «در اين ازدواج مهر و ولي وجود ندارد، و طلاق همانطوري كه حق مرد است حق زن نيز ميباشد».
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-افكار اين حزب درهم پيچيده، مضطرب و خلط از اديان، افكار و مذاهب زيادي، اعم از سابقه و جديد أخذ گرديده است.
-مؤسس اين حزب برآراء محي الدين ابن عربي در كتابش (فصوص الحكم) توجه واعتماد نموده است كه اين كار بعضي از نقاد را معتقد بر آن ساخته كه اين حزب يك حركت باطني صوفيانه است، علاوه بر آن ايشان دخانيات را جائز ميدانند، و با نغمه هاي ايقاعي، در جاده هاي عمومي، و در حلقه هاي ذكر جمهوري ميرقصند.
-در بسياري از نظرياتش از افكار فرويد و داروين استفاده ميكند.
- در مباحث خود پيرامون انسان كامل- كه عوض خداوند وي با مردم محاسبه خواهد كرد- ممكن متأثر از نصرانيت باشد. افكار خودرا در اين مورد از كتاب « اٌلإنسان الكامل » كه عبد الكريم جيلي تأليف نموده، اخذ كرده است.
-در تحديد و طرز العمل دولت آينده كه به طرف آن دعوت ميكند برافكار اشتراكي ماركسيستي اعتماد نموده است.
-در بسياري از افكار خويش با بهائيه و قاديانيه توافق دارند.
-على الرغم آنچه گذشت، وي كتب خود را به ايات قرآني و احاديث نبوي آغاز نموده و در آنچه به سوي آن دعوت ميكند از ايات و احاديث استدلال مينمايد، لـكن اين كار وي دعوتش را دعـوت اسلامي نمي سازد بلكه ايـن رنگ ديگري
 از ارتداد و كفر است.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-منشأ و نموي اين حزب در سودان است، طرفدارانش به دهها هزار رسيده بود، ولي بعد از اعدام رهبرشان، تعداد آنان خيلي زياد رو به كمي نهاد، در ميان شان تعدادي از دانشمندان كه از ثقافت و علوم اسلامي بي بهره اند نيز وجود دارد، لكن در نتيجهء بيداري دينييكه در سودان به ميان آمده است اميد ميرود كه اين حزب به كلي ختم شود.
 مراجـع:
1- اسس دستور السودان                 محمود محمد طه –كتابيست  نادر،  بخاطر
                                            يكه آنرا از بازار جمع آوري نمـوده نابود
                                            ميسازند.                                             
2-تطوير شريعة الأحوال                  محمود محمد طه. 
   الشخصية
3-طريق محمد                             محمود محمد طه.   
4-كتاب رسائل ومقالات                 محمود محمد طه.
5-كتاب الاسلام و الفنون                محمود م