 بعدا  نماز كوتاهي ادا ميكنند و ميخوابند.
دوم تشكيلات تنظيمي:
-مجلس عام: متشكل از رئيس عام، سكرتر عام، معاون عمومي، و افراد برازنده از چهارده كشور ميباشد، همين مجلس است كه تصميم هاي نهايى را ميگيرد و فيصله هاي عمومي از همين جا صادر ميشود، اين مجلس قوت عالي و بالا در تنظيم به سطح تمام عالم شناخته مي شود، يعني تنظيم با همه فروعات و اقسام سه گانه اش كه عبارت از: قسيس ها، شهري ها، و بخش اناث است، زير سلطه و تأثير همين مجلس  است.
-قسيس بودن: اين بالاترين مرحله اي است كه يك عضو به آن ميرسد.
-عضو نظامي.                              -فدايى.
-عضو غير نظامي.                          -مددگار.
-اعتراف نيمه رسمي كليساي اسپانيا برين تشكيلات تنظيمي  الاوبوس دي، تنظيم را تقويت بخشيد و در انتشارش كمك نمود.
-مؤسس تنظيم توجه خوبي را از جانب فاتيكان مشاهده نمود، و همين باعث شد كه از اسپانيا به روما انتقال كند، و آنجا به طور نهايى اقامت گزيند،  و آنجا را مقر رهبري حزب گرداند.
-اسكريفا در طول حيات  خود رهبر و رئيس همين تنظيم بود ، و در سال 1975م درگذشت.
سوم تأليفات:
-اسكريفا سال 1934م كتاب خردي نوشت  بنام ( اعتبارات روحيه) ولي كتاب ناگهان مخفي كرده شد و جايش را كتاب ( الطريق) گرفت  كه به حيث  انجيل تنظيم شناخته ميشود.
-اسكريفا كتاب ديگري هم دارد كه برآن دكتوري خودرا گرفته است، همچنان كتابهاي خرد ديگري هم دارد درباره نمازهاي شان.
-از جملهء كتاب هاي تنظيم  كتاب ( القيمة الإلهية للانسان)  است كه آنرا خوسي اور تيغا تأليف نموده، و در آن از انسان كاتوليكي صليبـي صحبت ميكند، و كتابي بنام ( روحانية العلمانيين) كه آن را خوان باركيستا توريو تأليف نموده است.
چهارم : امكانيات تنظيم :
-اعضاء تنظيم در اين ايام تقريبا به 72000 بالغ ميگردد، كه اين عدد از 78 جنسيت است، نيم آنها در اسپانيا ميباشند، همچنان تنظيم زياده از 700 مكتب ابتدائي، تمهيدي، ثانوي، معهد، ليله براي طلاب، و مركز ثقافتي، در اختيار خود دارد، كه در هرگوشهء عالم منتشر ميباشد، واز آنجمله 497 دانشگاه و مكتب عالي است.
همچنان در تصرف و ملكيت تنظيم است: 52 دستگاه راديوئي، 12 شركت سينمائي، 694مجله 38 آژانس خبري، 13 بانك، و ديگر شركت ها، مراكز صنعتي و محلات.
-تنظيم تسلط تقريبا كامل بر مجلس اعلي ابحاث علمي در اسپانيا يافته است.
-تنظيم تنها در اسپانيا 21 ليلهء طلاب را در اختيار دارد كه مستقيما آنان را سرپرستي مينمايد.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-اين تنظيم يك تنظيم نصراني كاتوليكي است كه به بازگشت به طرف نصرانيت اول دعوت ميكند، و از امكانيات عصر جديد استفاده مينمايد.
-تنظيم ديني، سياسي، اقتصادي، و تربيوي است.-تنظيم به همه عقايد نصرانيت از قبيل: تثليث[عقيده به سه خدا] پدر و پسر و روح القدس، عذراء ، صليب، فداء، قرباني ها، خـطأ و خـوردن گوشـت خنزير  [2]و ديـگر عقايد نصرانيت معتقد 
است.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-هيچ قريهء مسيحي در عالم نيست كه درآن اين تنظيم وجود نداشته باشد، آنقدر دايرهء نفوذش فراخ شده كه تقريبا زياده از پنجاه دولت را شامل گرديده است وطي اين نفوذش در تمام جوانب فكري، ثقافتي، سياسي، ومالي دست يافته است.
-قوت اصلي آن در مناطق آتي تمركز دارد: اسپانيا كه لنگر اساسي اش آنجا واقع گرديده است، ايطاليا كه مركز رئيسي و عمومي اش در روما جاده فيرلا برورو است، و ظيفه اين مركز اداره و تنظيم امور است، فلپين در شرق آسيا، مكسيكو و فنزويلا در امريكاي لاتين، و در كولومبيا، بيرو، تشيلي، و اخيرا در ارجنتين و در كينيا در افريقا،نيزدر ميان زندگي مردم عام نفوذ كرده اند، ولي اندازهء نفوذ باهم تفاوت دارد.
مراجع:
1-كتاب ها و مؤلفاتي كه خود تنظيم آنرا نشر مينمايد، كه بعضي از آنها در فقرهء مؤلفات،                                                                                                                                                                           در همين بحث ذكر شد.
2- منظمة الأوبوس ديى : النشأة،            تقريري است در  فايل هاي «الندوة
التنظيم، التطور                                  العالمية للشباب الإسلامي».
3-دستور هيئة الأوبوس ديى                  نيزتقريري است در فايل هاي «الندوة العالمية 
                                                    للشباب الإسلامي»

 
بابيه و يا بهائيه
تعريف:
بابيه و يا بهائيه حركتي است كه سال 1260هـ/ 1844م تحت نظر استعمار روس، انگليس  و يهوديت عالمي، بخاطر فاسد ساختن عقايد مسلمانان،  از بين بردن وحدت آنان و مصروف ساختن شان از قضاياي اساسي، نشأت نمود.
تأسيس و افراد برازنده:
-اين حركت را ميرزا علي محمد رضا شيرازي ( 1235-1265هـ) (1819-1849م)  سال 1844م /1260هـ  تأسيس نمود، و اعلان كرد كه وي «الباب» است، وقتي وي مرد پسرش ميرزا  حسين علي، مشهور به بهاء امور را بدست گرفت، و حركت را هم به «بهائيه » نام گذاري كرد، وي كتابي هم دارد بنام (الأقدس)، بهاء در سال 1892م درگذشت، شخصيات مهم حركت بعد از مؤسس و جانشين آن اينهااند:
1-قرة العين ( 1230-1269هـ) وي زن بد رفتار منحرفي بود كه از نزد شوهرش فرار نمود و در جستجوي متعه شد، سال 1269هـ در مجلس بدشت اعلان نمود كه شريعت اسلامي منسوخ شده است، و در همان سال شاه اعدامش نمود.
2-يحيىعلي، برادر بهاء: وي ملقب به «الازل» است، با برادرش در جانشيني «الباب» منازعه نمود، و به همين سبب از وي جدا گرديد، وي كتابي دارد بنام (الأرواح) برادرش با وي خيانت كرد، و آن را با پيروانش به قتل رسانيد.
افكار و معتقدات:
بهائى ها عقيده دارند كه: باب است كه همه چيزهارا به كلمه خود خلق نموده است، وي مبدأ و منبعي است كه از وي تمام أشياء ظاهر گرديده است.
-قائل به حلول و اتحاد هستند.
-قائل به تناسخ و جاويد بودن كائنات اند، و ميگويند كه پاداش  و عذاب فقط بر ارواح است، آنهم به شكلي كه شباهت به امر خيالي دارد.
-عدد «19» را گرامي ميدارند، تعداد ماه هارا «19» ميگردانند، عدد      روزهاي هر ماه را هم «19» ميدانند.
-قائل به پيامبري بودا، كنفوشيوس ، براهما، زردشت، و امثال شان از حكماء هند، چين و فارس قديم اند.
-در قائل بودن به مصلوب شدن ( به دار كشيده شدن) عيسىعليه السلام ، با يهود و نصارا  موافق اند.
-قرآن را تأويلات باطني مينمايند تا موافق به مذهب شان شود.
-از معجزات پيامبران ، از حقيقت جن و ملائكه و از جنت و دوزخ منكرند.
-حجاب را به زن حرام ميدانند، متعه و اشتراكي بودن در زنان و اموال را جائز ميشمارند.
-ميگويند: دين باب [يعني دين ميرزا] ناسخ شريعت محمد  است.
-قيامت را به ظاهر شدن بهاء تأويل ميكنند، قبله شان در شيراز است، همان خانه كه در آن باب تولد شده.
-از اينكه محمد خاتم النبيين و آخرين پيامبران باشد منكر اند، و ادعا ميكنند كه وحي ادامه دارد، و در مقابل قرآن كريم كتابي هم تأليف كرده اند.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-كسيكه در عقايد اين حركت فكر و تأمل كند ميابد كه اين حركت افكار و اعتقادات خود را از چندين منبع أخذ نموده كه عمده ترين  آنها اينها اند:
* بودايى، برهمي، زردشتي، مانويه، مزدكيه، و همه فرقه هاي باطني.
* يهو