به نظر آنان از خرافات، غيبيات و اديان دعوت مينمايد.
-آنان چنين شعار ميدهند: دين از الله است، ولي وطن از همه است،  مراد شان از اين شعار از يكطرف دور ساختن اسلام از ساحهء وجود حقيقي است و از طرف ديگر مقدم ساختن اخوت وطني بر اخوت ديني ميباشد.
-مفكورهء قومي چنين مي پندارد كه اديان، اقليم ها، و تقليد هاي ميراثي  موانعي اند كه بايد انسان بخاطر درست ساختن آينده  امت از آنها خود را نجات دهد.
-تعدادي از رهبران اين مفكوره چنين ميگويند: ما پيش از موسى، عيسى،  و محمد عليهم الصلاة و السلام، عرب بوديم.
-مفكورهء قومي چنين تأكيد مينمايد كه وحدت عربي حقيقت است و وحدت اسلامي خوابي بيش نيست.
-همچنين ميگويند: مفكورهء قوميت عربي يك حركت طبيعي بوده كه از عمق طبيعت اجتماعي سرچشمه ميگيرد، نه از نظريات ساخته شده ايكه  آنرا افراد بتوانند اختراع نمايند.
-دعوتگران مفكورهء قومي اين شعر شاعر دهنشين را زياد زمزمه ميكنند:
هبوني عيدا يجعل العرب امة                      و سيروا بجثماني على دين برهم 
سلام على كفر يوحد بيننا                       و اهلا و سهلا بعده بجهنم
يعني : عيدي را برايم تبريكي بگوييد كه عرب را يك امت ميسازد- و ببريد جسد مرا به دين برهمي ها -سلامتي باد به كفريكه ميان ما اتحاد بياورد – كه بعد از آن دوزخ را  نيز مرحبا مي گوييم.
-بعضي از دعوتگران فكر قومي ميگويند: قهرماني عربي خود را به اشكال مختلف ظاهر ميسازد طور مثال يك بار خود را به صورت شريعت حميري ظاهر ساخت، بار ديگر به صورت شعر جاهلي و بار سوم هم به شكل اسلام خود را ظاهر كرد.
-يك تن از مشهورين شان ميگويد: محمد كل عرب بود پس بايد كل عرب محمد باشد.
-دعوتگران فكر قومي معتقد اند كه از جمله محالات است كه شخص عرب از قوميت خود دور شده با فكر عالمي و عمومي به سوي ايمان برود.
-بعضي مفكرين قوميت عربي ميگويد: چون براي هر زمان نبوت مقدس وجود دارد، بناء قوميت عربي نبوت عصر حاضر ميباشد.
-بعضي ديگر شان ميگويد: عربيت دين ما عربهاي مؤمن است، برابر است كه اولاد مسلمان باشيم و يا مسيحي. زيرا عربيت قبل از اسلام  و قبل از مسيحيت وجود داشت و بايد از آن چنان دفاع كنيم كه مسلمانان از قرآن پيامبر و مسيحيان از انجيل مسيحي دفاع ميكنند.
-بعض ديگرش ميگويد كه مرحلهء قوميت در زندگي امت  مرحلهء حتمي بوده  و آن آخرين مرحلهء ترقي و عاليترين درجهء  تفكر انساني ميباشد.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-دعوت قوميي كه در اروپا ظاهر شد بر اثر آن دولت هائي مثل ايطاليا و آلمان تشكيل گرديد.
-همان استعمار است كه به سوي دعوت قومي تشويق نموده و در راه گسترش آن در كشور هاي اسلامي فعاليت مينمايد تا قوميت را در جاي دين  جاگزين سازد و بدين وسيله اعتقادات شان از بين برود، همچنان در راه پاره پاره ساختن  سياسي شان كار و فعاليت مينمايد، طوريكه ميان گروه هاي مختلف مسلمان دشمني ها را مي انگيزد.
-در ايام دولت عثماني فعاليت نصاراي شام خصوصا لبنان در راه دعوت به سوي فكر قومي خيلي به چشم ميرسيد، زيرا اين فكر قومي دشمني را با دولت مسلمان عثماني كه خيلي بدش ميديدند، عميق ميسازد، از يك جانب عرب بودن شان و از جانب ديگر شخصيت غير ديني شان سبب گرديد  كه از دولت عثماني ايشان را خيلي دور سازد. 
-در بعضي جوانب ممكن است كه ظهور فكر قومي عربي را جوابي از براي  فكر قومي تركي طوراني پنداشته شود.
انتشار و جاهاي نفوذ :
-بسياري از جوانان عرب و مفكرين آن داراي همين مفكوره اند، بنابر اين چندين احزاب قوميت وجود دارد كه در بلاد عربي منتشر ميباشد، مثل : حركة الوحدة الشعبية، در تونس، حزب البعث  با هردو شاخه اش در عراق و سوريه، وباقيماندگان ناصري ها  در مصر و بلاد شام.
-بسياري از حاكمان در ادعاء قوميت مسابقه مينمايند و هر يكي از آنان بر اينكه وي رهبر قوميت عربي است افتخار نموده ادعا ميكند كه وي به رهبري وزعامت آن مناسب تر است.
-ولي چنين مشاهده ميشود كه حالا فكر قومي در حال بازگشت و كاهش بسر ميبرد.
مراجــع :
1- القومية العربية تاريخها وقوامها       مصطفى الشهابي.
2- اللغة و الأدب وعلاقتهما بالقومية   ساطع الحصري.
3-العروبة  أولا                          ساطع الحصري.
4-الإقليمية جذورها وبذورها            ساطع الحصري.
5-قضية العرب                           علي ناصر .
6-القومية العربية                         د. أبو الفتوح رضوان
7-أرض العروبة                          عبد الحي حسن العمراني.
8-بين الدعوة القومية و                  أبو الاعلى المودودي. 
رابطة الإسلامية.
9-تطور المفهوم القومي عند العرب      أنيس صائغ.
10-حقيقة القومية العربية                محمد الغزالي.
11-دراسات تاريخية عن أصل            د. محمد معروف الدواليببـي. 
     العرب و حضارتهم  الإنسانية
12-الشعوبية الجديدة                     محمد مصطفى رمضان.
13-محنة القومية العربية                   أركان عبادي.
14-معنى القومية العربية                 جورج حنا.
15-نشوء القومية العربية                 زين نور الدين زين.
16-نقد القومية العربية                   الشيخ عبد العزيز بن باز.
17-يقظة العرب                          ترجمة د. ناصر الدين الاسد، احسان عباس.
18-فكرة القومية العربية على            صالح بن عبد الله العبود.
  ضوء الإسلام
19-نشأة الحركة العربية الحديثة           محمد عزة دروزة.
20-حول القومية  العربية                 عبد المجيد عبد الرحيم.
 
حزب قومي سوري
تعريف: 
حزب قومي سوري حزبي است كه به سوي قوميت سوريه و مستقل بودن آن از قوميت عربي دعوت ميكند و اينكه وطن سوري همان جائي است كه در آن ملت سوري نشأت نموده است، حزب قومي سوري روح تاريخي و سياسي قومي خودرا از بالندگي هاي مردم سوريه ميگيرد، اين حزب نام « الحزب القومي الاجتماعي» را به خود أخذ نموده سمبول آن زوبعه ايست كه چهار سر دارد و سوي آزادي، واجب، نظام،  وقوت، اشاره ميكند.
تأسيس و افراد برازنده :
-در سال 1932م جواني كه از برازيل آمده بود در ساحه سياست در لبنان ظاهر گرديد، نام وي انطون سعادت بود، وي حزب منظم دقيق مركزيى تشكيل داد كه بنام  « الحزب القومي السوري» معرفي گرديد.
-اين حزب به ادعاي مقابله با طائفه گرائي و فرقه گرائي نشأت نموده از و جود عواطف و ديانات مختلفه در لبنان استفاده نمود،  و به سوي رابطه اي دعوت نمود كه تمام مميزات و جدائي ها را ميان مردم  لغو مينمايد و به يك رابطه آنان را ارتباط ميداد كه آن رابطهء سرزمين بود، از اين حزب غرب خيلي خوش شدو آنرا كمك مالي و نظامي نمود.
-مفكورهء حزب با پيوستن جوانان با سواد پشرفت نموده به دست شخصيت بزرگ آن يعني انطون سعادت ترقي نمود، وي رهبر روحي و مناظر فكري حزب بود و سال 1949م توسط ضرب گلوله اعدام گرديد، اعدام وي در عقب قصدش بر كودتاي مسلحانه بود كه مركز دولت را در لبنان تهديد ميكرد. از جملهء شخصيات بارز و پيشقدمش غسان جديد بود كه در لشكر ( نصراني) سوري خيلي مقدم و پيشتاز بود، و از آنجمله: عصام محايري، دكتور عبدالله سعادت،  فايز صايل  و جورج عبد المسيح  ميباشند و از جملهء رئيسانش در اواخر « انعام رعد» نصرا