ز سياست  آزادي جنسي كار ميگرفت هندوان از زياد شدن پيروان او خوف كردند،  بنابر آن وي را در هند نگذاشتند كه زندگي نمايد و ساحه را برايش تنگ ساختند.
-به امريكا رفت و دانشگاهي در كاليفورنيا تأسيس نمود، ازآنجا به اروپا سفر نموده در آنجا نيز پيرواني براي خود يافت، حركت خود را به افريقا انتقال داد تا در ساليسبورغ برايش منطقه اي پيدا شود، دعوتش به خليج عرب ومصر نيزرسيد، اين جا و آنجا براي خود پيرواني پيدامينمود، و با ثروت مالي  چشـمگيري حركت ميكرد.
-آنان امكانيات مادي عجيبـي را مالك هستند كه باعث سوال و تعجب گرديده به سوي دست هاي صهيونيه و ماسونيه اشاره مينمايد كه در عقب آنان قرار دارند واز تخريب اخلاق و ارزشهاي ملتها كه توسط آنان صورت ميگيرد استفاده مينمايند.
-در سال 1971م رهبرشان دانشگاه بزرگي در كالفورنيا ايجاد  نموده آنرا (دانشگاه جهاني مهاريش) نام نهاد، و ميگويند كه اين كار را وقتي انجام داد كه به قبول شدن مذهبش در ( 600) دانشكده و دانشگاه، در اطراف عالم اطمينان حاصل كرد.
-در سال 1974م برپا شدن حكومت جهاني عصر انبثاق و ترقي، به رياست (مهاريشي- ماهيشي- يوجي) اعلان گرديد كه مقر آن ( سويسرا) بود، اين دولت از خود قانون، وزيران، پيروان، ثروت و دارائي زياد، و استثمارات، در اطراف مختلف دنيا داشت.
-در دسمبر 1978م ادعا كردند كه حكومت مهاريشي شان هيئتي را مركب از (400) محافظ به اسرائيل ارسال نمود، بخاطر آنكه آنجا سميناري را براي سيصد نفر برگذار كنند تا كه اقوام و ملت ها را اجتماعي ترگردانيده تندي وشدت شان را كم نمايد.
-سال 1978م نزد آنان سال صلح شمرده ميشود، زيرا در آن سال اعلان نمودند كه ديگر بعد ازاين هيچ ملتي در جهان مغلوب و مقهور نشود، در همين سال به سوي برگذاري مجلسي در ساليسبورغ دعوت نمودند كه آن مجلس نظام عدم تجاوز را درست نمايد، همچنان درهمين سال مجلس نيابي براي عصر انبثاق و ترقي تشكيل گرديد.
-كتابها و مطبوعات شان به آب طلا نوشته ميشود، در اروپا خيلي كارخانه هاي بزرگ و جايداد ها رامالك هستند و قصر (برج مونتمور) را در بريطانيا خريداري كردند تا پايتخت جديد خويش را آنجا تأسيس نمايند.
-هميشه ميكوشند كه مؤسسهء ايشان به حيث مؤسسهء خيريه معرفي شده از ماليات عفو شود با وجودي كه خيلي ثروتمند هستند.
-همراه مهاريش هفت هزار كارشناس خدمت ميكند، و همين مهاريش كه دراصل فقير بود، دهها قصر سر بفلك را خريداري ميكند، اين همه ازكجا شد؟
-يهوديان اين مذهب را بهترين وسيله در نشر انحلال و بي نظمي ميان بشر يافته آنرا از خود دانستند و در عقب آن ايستاده شدند، اموال و نشرات را در خدمتش گذاشتند، مجالس براي طرح نظريات آن و دعوت به سوي آن منعقد مينمودند.
-بعضي از آنان به (دبي) آمدند و اجتماعي در مهمان خانهء ( حيات ايجنسي) برگذار كردند و در آن به صراحت سوي مذهب خويش دعوت مينمودند، بعدا همان چهار نفر آنان كه به ويزهء سياحت به آنجا آمده بودند گرفتار شده از منطقه اخراج كرده شدند.
-بعضي از آنان به كويت آمده آنجا در خواست نمودند كه براي آنان به حيث يك مؤسسهء خيريهء غير تجارتي اجازهء فعاليت داده شود، در نشرات كويتي چندين مقاله به نشر رسانيدند، و تلويزيون كويت، قبل از روشن شدن اهداف حقيقي آنان، چندين مناقشه و مقابلهء ايشان را به نشر رسانيده بود.
-سميناري را براي كارمندان وزارت مواصلات دركويت در مهمانخانهء هيلتون برگذار نموده دراثناء سمينار ازكار مندان خواستند كه در ميراث هاي عقيدتي ومفكوره اي خويش تجديد نظر نمايند0
-مهاريشي، بعد از آنكه تأثير بدش بالاي جوانان ظاهر گرديد، از آلمان اخراج كرده شد0
-رابطهء عالم اسلامي درمكهء مكرمه بياني را به نشر رسانيد كه در آن خطر اين مذهب را بالاي اسلام و مسلمانان روشن نموده به ارتباط داشتن آنان با مراكز ماسونيه وصهيونيه تاكيد نموده است0
مراجــع :
1-مجلة المجتمع الكويتية                شماره 286 - 10 صفر  1396هـ .
2-مجلة المجتمع الكويتية                شماره 296 -20 ربيع الآخر 1396هـ 
                                        /20 ابريل  1976م .
3- مجلة المجتمع الكويتية               شماره 299 - مايو 1976م / جمادي الأولي 
                                       1396هـ.
4- مجلة نيوزويك                     شماره 8 مارس 1976م .
5-مجلة الإصلاح  الاجتماعي          امارات – شعبان  1404هـ/ مايو
                                       1984م.                
6-مجلة الجندي المسلم                  المملكة العربية السعودية – شماره 35- ربيع 
                                        الأول 1405هـ .
                                      
 
مهديه
تعريف :
مهديه يكي از بارز ترين حركات اصلاحي است كه درجهان عرب واسلام، در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم ميلادي قدم به ظهور نهاد، اين حركت داراي برنامهء ديني وسياسي ميباشد ولي در آن بعضي انحرافات عقيدتي وفكري خلط شده است، نواسه ها وانصار مهدي هميشه ميكوشند كه در زندگي ديني وسياسي سودان نقشي داشته باشند0
تأسيس وافراد برازنده :
اول: مؤسس :
-محمد احمد المهدي بن عبدالله (1260-1302هـ) (1845-1885م)، وي در جزيرهء لبب جنوب شهردنقله تولد شده، وگفته ميشود كه نسب وي به اشراف ميرسد، قرآن كريم را درطفلي حفظ كرد، نشأت ديني نموده نزد شيخ محمود شنقيطي شاگردي اختيار كرد، وبه طريقهء سمانيهء قادريه صوفيه سلوك اختيار كرد و از شيخ طريقهء خود محمد شريف هميشه نور حاصل ميكرد0
-محمد از شيخ خود بخاطر تهاون وتنبلي شيخ در بعضي امور، جدائي اختيار نموده به نزد شيخ قريشي ود الزين، در جزيره رفت وبيعت خود را باوي تجديد نمود، شيخ اول وشيخ دومش يعني هر دوشيخش مشهور ترين شيخ هاي طرق صوفيه در آنوقت بودند0
-درسال 1870م درجزيرهء (آبا) مستقر شد، فاميلش نيز در آنجا بودند، و دريكي از مغاره ها رفته غرق درتأمل وتفكر گرديد0
-درسال1297هـ/1880م شيخ قريشي اش وفات نموده مهدي قبرش را پخته كاري وگچكاري كرده گنبدي بر آن بناكرد، وجانشين وي گرديده بيعت كنندگان نزدش آمدند وبيعت خويش را درطريقه به شخص وي تجديد نمودند0
-درسال1881م فتواي جهاد را درمقابل كفار و استعمارگران انگليس اعلان نموده در راه گسترش نفوذ جهاد درتمام اطراف غرب سودان شروع به فعاليت نمود0
-چهل روز درمغارهء خود درجزيرهء (آبا) به اعتكاف نشست، و دراول شعبان 1298هـ/29يونيو1881م براي فقهاء، مشائخ واعيان اعلان نمود كه وي همان مهدي منتظري است كه زمين را بعد از آنكه پرازظلم وستم شده بود، مالامال از عدل وانصاف خواهدنمود0
-در16رمضان 1298هـ/ اغسطس 1881م باقواي حكومتي روبروي شد كه براي خاموش ساختن حركتش ارسال شده بود، و درمقابل آن پيروزيي بدست آورد كه موقف وادعايش را تقويه بخشيد0
-به طرف كوه ماسه هجرت نموده در آنجا پرچم هاي خويش را برافراشت، وبرايش چهار خليفه تعين گرديد كه عبارت اند از:
1-عبدالله تعايشي: صاحب پرچم كبود، كه لقبش را ابوبكر گذاشت0
2-علي ود حلو: صاحب پرچم سبز، كه لقبش را عمر بن الخطاب گذاشته بود0
3-محمد مهدي سنوسي: رئيس طريقهء سنوسيه كه نفوذ بزرگي درليبيا داشت، مهدي به وي لقب عثمان ابن عفان را پيش