ت.
-ابن تيميه ميگويد: " گروهي كه بنام نصيريه ياد ميشوند - آنان و ديگر فرقه هاي قرامطهء باطنيه -كافرتر از يهود و نصارا ميباشند، بلكه نسبت به بسياري از مشركين، آنان كافرتر اند، و ضرر شان به مسلمانان زياده تر و بزرگ تر از ضرر كافران حربي مثل تاتار، فرنگ، و غيره ميباشد، آنان هميشه با دشمنان مسلمانان يكجا بوده اند، با نصارا يكجا شده در مقابل مسلمانان قرار گرفتند، بزرگ ترين مصيبت نزد آنان غالب شدن مسلمانان بر تاتار بود، تاتارها كه داخل خاك اسلام گرديدند و خليفهء مسلمانان را در بغداد، با ديگر مسلمانان به قتل رسانيدند، به كمك و همكاري همين گروه بود .
-عيد ها: آنان عيدهاي زيادي دارند كه بر خلاصهء عقايدي دلالت مينمايد كه در عقيده آنان خلط شده، و از آن جمله است:
1-عيد نوروز:  در روز چهارم نيسان، كه آن روز اول سال فارس ميباشد.
2-عيد غدير، و عيد فراش، وزيارت روز عاشوراء در دهم محرم، كه آن ياد بود شهادت حسين در كربلاء است.
3-روز مباهله و يا روز چادر: در نهم ربيع الاول كه آن گرامي داشت دعوت پيامبر (ص) است از نصاراي نجران براي مباهله.
4-عيد اضحي و يا عيد قربان: كه نزد آنان در دوازدهم ذو الحجه ميباشد.
5-از عيد هاي نصارا نيز تجليل مينمايند، مثل: عيد غطاس، عيد عنصره، عيد قديسه برباره، عيد ميلاد و عيد صليب كه آنرا به حيث تاريخ شروع زراعت، چيدن ميوه ها، و شروع معاملات تجاري، و عقد اجاره دادن و اجاره گرفتن، براي خود گرفته اند.
6-روز (دلام) را نيز تجليل مينمايند، وآن روز نهم ربيع الاول ميباشد، اين تجليل را بخاطراظهار خوشي وسرور به قتل حضرت عمربن الخطاب t، برگذارمينمايند0
ريشه هاي فكري واعتقادي:    
-معتقدات خويش را از وثنيت وبت پرستي قديم اخذ نموده اند، ستاره ها را تقديس وتعظيم نموده آنرا مسكن علي (رض) ميدانند0
-از افلاطونيهء جديد نيز متأثر گرديده اند، واز آنان مفكورهء فيض نوراني بالاي اشياء را نقل نموده اند0
-عقايد خويش را برمذاهب فلاسفهء مجوس بنا نهاده اند0
-از نصرانيت وغنوصيهء مسيحيت اشيائي را اخذ نموده انتقال داده اند، وبرآنچه نزد آنان است از قبيل تثليث، قداسات، ومباح گردانيدن شراب، تمسك نموده اند0
-مفكورهء تناسخ وحلول را از معتقدات هندي وآسياي شرقي نقل داده اند0
-ايشان از شيعه هاي غالي وافراطي اند، بنا برآن مفكورهء آنان مطابق به اكثر عقايد شيعي ميباشد، يعني عقايدي كه شيعه ها به صورت عموم وسبئيه ( كروه عبدالله بن سباء يهودي ) به صورت خصوص به آن قائل اند0
انتشار وجاهاي نفوذ :
-نصيري ها منطقهء جبال النصريين را درلاذقيه به حيث وطن اختيار نموده اند، ودر اين اواخر درشهر هاي مجاور آن، درسوريه منتشر گرديده اند0
-تعداد زيادي از آنان درغرب اناضول [آسياي صغير] نيز وجود دارند، كه بنام (تختجيه وحطابون) معروف اند، و مردم شرق اناضول آنان را بنام (قزل باشي) ياد ميكنند0
-دربخش هاي ديگر تركيه والبانيا بنام بكتاشيه معروف اند0
-تعدادي از آنان درفارس وتركستان نيز هستند كه بنام ( علي الهي ) ياد ميشوند0
مراجــع:
1-الجذور التاريخية للنصيرية        الحسيني عبدالله -دار الاعتصام - القاهرة - 
العلوية                             1400هـ/1980م.
2-الملل و النحل                   أبو الفتح الشهرستاني.
3-شرح نهج البلاغة               ابن أبي الحديد-دار الكتب العربية- القاهرة.
4-رسائل ابن تيمية                رسالة في الرد على النصيرية.
5-الباكورة السليمانية في          سليمان أفندي الأذني- بيروت- 1864م.  
   كشف أسرار الديانة النصيرية
6-تاريخ العلويين                  محمد أمين غالب الطويل- طبع في اللاذقية
                                    عاصمة دولة العلويين عام 1924م.
7-خطط الشام                    محمد كرد علي- ط دمشق 1925-ج3/265-
                                    268-ج6/107-109.
8-دائرة المعارف                   مادة نصيري.
الإسلامية
9-إسلام بلا مذاهب              د. مصطفى الشكعة- ط دار القلم- القاهرة-
                                    1961م.
10-تاريخ العقيدة                  المستشرق رينيه دوسو- نشرته مكتبة أميل 
النصيرية                             ليون و  بداخله كتاب المجموع بنصه العربي.
11-الأعلام للزركلي               2/254 ط بيروت- 1956م.
12-تايخ الأدب العربي             3/357- ط دار المعارف- 1962م.
لبروكلمان     
13-الحركات الباطنية               د. أحمد محمد الخطيب، مكتب الأقصى، عمان.
في العالم
14-دراسات في الفرق             د. صابر طعيمة- مكتبة المعارف- الرياض-
                                     1401هـ/1981م.
15- L Massirnon Opera Minora,  Beyrouth 1963.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7.txt">اباضيـه</a><a class="text" href="w:text:8.txt">اخوان المسلمين</a><a class="text" href="w:text:9.txt">استشراق</a><a class="text" href="w:text:10.txt">إسماعيليه</a><a class="text" href="w:text:11.txt">الاوپوس ديى</a><a class="text" href="w:text:12.txt">بابيه و يا بهائيه</a><a class="text" href="w:text:13.txt">بريلويت</a><a class="text" href="w:text:14.txt">حزب بعث عربي اشتراكي</a><a class="text" href="w:text:15.txt">بلاليون</a><a class="text" href="w:text:16.txt">بناي برث  يا فرزندان عصر</a><a class="text" href="w:text:17.txt">بـودايى</a><a class="text" href="w:text:18.txt">جماعت تبليغ</a><a class="text" href="w:text:19.txt">تجـانيه</a><a class="text" href="w:text:20.txt">حزب تحرير</a><a class="text" href="w:text:21.txt">تغـريب</a><a class="text" href="w:text:22.txt">تنصـير</a><a class="text" href="w:text:23.txt">جماعت اسلامي  در شبه قارهء هند – پاكستان</a><a class="text" href="w:text:24.txt">حزب جمهوري در سودان</a><a class="text" href="w:text:25.txt">جينيـه</a><a class="text" href="w:text:26.txt">حشاشون</a><a class="text" href="w:text:27.txt">داروينيه</a><a class="text" href="w:text:28.txt">دروز و يادرزيه</a><a class="text" href="w:text:29.txt">راسماليه</a><a class="text" href="w:text:30.txt">روتاري</a><a class="text" href="w:text:31.txt">روحانيت جديد</a><a class="text" href="w:text:32.txt">زيديه</a></body></html>نورسيه درتركيه
تعريف :
نورسيه وياجماعت نور يك جماعت ديني واسلامي است كه ساختار آن، نسبت به حركات سازمان يافته، به طريقه هاي صوفيه نزديك تر ميباشد، مؤسس آن در دعوت به سوي حقائق ايمان و كار در راه تهذيب نفس تركيز و تأكيد نموده، مي خواست يك حركت اسلامي در مقابل موج علماني ماسوني ايجاد نمايد، موجي كه تركيه را بعد از سقوط خلافت عثماني، و تسلط اتاترك بر حكومت تركيه، خراب نمود.
تأسيس و افراد برازنده :
-مؤسس آن شيخ سعيد نورسي ( 1873-1960م) ميباشد، وي از والدين كردي، در قريهء نورس نزديك به بحيرهء (وان) در مقاطعهء هزان، اقليم بتلس، در شرق اناضول، چشم به جهان گشود، تعليمات ابتدائي را در قريهء خويش فرا گرفت، وقتي جوان شد آثار ذكاوت و نجابت بروي نمايان گرديد، به حدي كه ملقب به (بديع الزمان) و (سعيد مشهور) گرديد0
-درعمر هجده سالگي علاوه برحفظ قرآن كريم، به علوم ديني، وبخش بزرگي از علوم عقلي اطلاع حاصل كرد، وبه تير اندازي، پهلواني واسپ سواري آشنائي حاصل نمود، وبرنفس خود زهد وسختگيري را لازم گردانيد0
-به مدت پانزده سال به حيث مدرس، درشهر (وان ) ايفاء وظيفه نمود و درهمانجا دعوت ارشادي و تربيوي اش شروع گرديد0
-به استانبول انتقال نمود تا( الجامعة الزهراء) را به شكل (الجامع الازهر) مصر، تأسيس نمايد، تصادفا درآنجا شيخ بخيت، شيخ جامع ازهر نيز موجود بود، وي ا