شته شده به این معنا که این ماهی کوچک که متخصص بیماریهای ماهیان می‌باشد، نباید خورده شود. در این رابطه تحقیقات فراوانی صورت گرفته و دانشمندان زادگاه این ماهیان را بررسی می‌کردند و سرانجام اسم خاصی را برای این ماهی تعیین کردند (ماهی پزشک). 
خداوند متعال غذای این ماهی کوچک را دمل و چرکها و چیزهای گندیده و قارچهای روی بدن ماهیان بزرگ قرار داده است پس ماهیهای بزرگ جهت برطرف شدن بیماریشان به سوی او می‌روند. گویی که به صورت یک عرف در آمده باشد. بعضی از حالتهای عجیبتری که ثبت شده و به تصویر در آمده است این است که یک ماهی بزرگ وقتی از چرک و دملهای داخل دهانش عاجز شده، نزد این ماهی کوچک می‌آید و دهانش را گشوده تا ماهی کوچک وارد دهان او شده و این چرک و دملهای او را می‌خورد و او را مداوا می‌کند و در همین لحظه یک ماهی بزرگتر به این ماهی در حال مداوا حمله می‌کند تا او را بخورد. 
و ماهی مهاجم، ماهی کوچک را از دهان مریض بیرون می‌اندازند و به او پشت می‌کند و می‌گریزد. این چه عرف و قرارداد و پیمانی است؟ و این چه قانونی است که در تمام گوشه‌های دریاها از آن پیروی می‌شود؟ 
این ماهی که خداوند متعال آنرا آفریده است، مجهز به یک منقار خیلی دقیق می‌باشد که به دندانهای پیشین وی وصل هستند که خیلی دقیق‌تر می‌باشند و دستگاه هاضمه این ماهی انواع چرک و دملها و چیزهای بدبو و گندیده را می‌پذیرد و اینها غذای وی هستند. و ماهیهای بزرگ وقتی از دست این چرک و دملها که ناشی از مالش و اصطکاک ماهیها به همدیگر یا جنگهایی که احیاناً میان آنها اتفاق می‌افتد است، عاجز شده به سوی او می‌روند تا آنها را معالجه کند. 
چیزی که جالب توجه است این است که وقتی این ماهیها در مقابل ماهی کوچک زیاد می‌شوند به دنبال هم صف می‌گیرند مثل یک جامعه متمدن به صف می‌ایستند و شلوغی یا مزاحمتی برای همدیگر ایجاد نمی‌کنند و جنگ و جدال به راه نمی‌اندازند و این ماهیهای بزرگ به صف می‌ایستند و این منظره در دهها عکس ثبت شده که به دنبال هم ایستاده‌اند و منتظر می‌مانند تا نوبت معالجه آنها فرا برسد و گاهی معالجه یک دقیقه یا بیشتر طول می‌کشد و بعد ماهیها به راه خود ادامه می‌دهند. 
هَذا خَلقُ اللهِ فَأَروُنی مَاذا خَلَقَ الَّذِینَ من دُونِهِ	 (لقمان : 11)
«این همه آفریدة خداست حال به من نشان دهید که کسانی که به جز خدا هستند در جهان چه آفریده‌اند؟».
میلیونها نوع از این ماهی وجود دارد و چه کسی به آنها یاد داده که همة این ماهیها نباید خورده شوند و نباید به آنها تجاوز و حمله بشود؟ اینها به یک چیز مهم و ارزشمندی زنده هستند. چه کسی به این ماهیها یاد داده؟ آیا آنها عاقل هستند؟ خداوند می‌فرماید :
قالَ رَبُّنا الّذی أَعطی کُلَّ شَیءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هدی 	(طه : 49)یکی از نشانه‌هایی که دلالت بر عظمت خداوند می‌کند فنون جنگی ماهیان است که آنرا با دقت انجام می‌دهند. و جنگ همچنانکه می‌دانید تاخت و تاز است و هیچ جنگی نیست که در آن کشته یا زخمی وجود نداشته باشد. 
و این هنگام برخورد با کشتیهای دریایی می‌باشد که چه تعداد ماهی گریخته‌اند و چه تعداد از دشمن خودگاز خورده یا نیش خورده‌اند. ولی چیزی که عجیب است این است که زخمهای ماهیان خیلی زود التیام می‌یابد یعنی در یک وقتی که غیر قابل باور است و این امر دانشمندان جانور شناس و دریاشناس را متحیر کرده است. 
بعضی از دانشمندان سرعت بهبود زخمهای ماهیان را – که واقعاً خیلی کوتاهتر از زمان التیام زخمهای انسان می‌باشد – به شوری آب دریا نسبت داده‌اند. ولی این تفسیر در مقابل شواهد زیادی که دانشمندان دریاشناس با چشم خود دیده‌اند تفسیر خوبی نیست دانشمندان ماهی شناس در خلال بعضی از تحقیقات خود دریافتند که بعضی از ماهیها وقتی زخمی می‌شوند به ماهیهای دیگر از نوع خودشان پناه می‌برند و این ماهیها پشت سر هم قرار می‌گیرند تا به نوبت به ماهی زخمی بچسبند، ماهیها به ماهی زخمی می‌چسبند، اولی می‌آید، بعد دومی، بعد سومی، تا اینکه زخمها التیام یابند. دانشمندان معتقدند که این ماهیها موادی را که برای شفای زخمها و بهبودی آنها مشخص شده، جدا می‌کنند و دانشمندان بعد از بردن این ماهیها به آزمایشگاهها به این نتیجه رسیدند. بعضی از این ماهیها را به آزمایشگاه برده و در آب شور با همان ویژگیهای دریا قرار دادند و سپس زخمهایی در بدن این ماهیها ایجاد کردند. چیزی که در اینجا جالب توجه بود این بود که این ماهیها از مداوای دوستانشان خودداری می‌کردند! و این امر در پیش چشم دانشمندان اتفاق افتاد. و این راز سالها مدفون ماند تا اینکه یک دانشمند پس از سالها تحقیق بر روی این موادی که ماهیها هنگام چسبیدن به دوستان زخمیشان از آنها جدا می‌کنند توانست بفهمد که این مواد ظاهراً سمی و خطرناک هستند ولی بعضی از این مواد مختص لخته کردن خون و بعضی از آن برای انقباض پوست و عضلات تعیین شده و در بعضی از آنها ماده چسبناکی وجود دارد. اول خون بسته می‌شود بعد عضلات و پوست محکم می‌شوند و بعد این ماده چسبناک روی زخم ریخته می‌شود و نهایتاً زخم التیام می‌یابد. این دانشمند مقداری از این مواد را آورد و آنرا بر روی زخم انسان قرار داد و این زخم در 3/1 زمانی که عادتاً التیام می‌یافت، التیام پیدا کرد مثلاً از ده روز به سه روز کاهش پیدا کرد. بدون اینکه این مواد عوارض جانبی داشته باشند. دانشمندان می‌گویند : گویی که این مواد متنوع که بعضی از آن برای بسته شدن خون و بعضی برای تقویت پوست و عضلات و بعضی برای چسبیدن هستند با هم همکاری و تقسیم وظائف دارند گوئی که آگاهانه و هدفمند برای رسیدن به یک نتیجه تلاش می‌کنند و آن هم سرعت بهبودی زخمیها می‌باشد. 
این آیات وجودی مصداق کلام خداوند می‌باشند :
قالَ رَبُّنا الذی أَعطی کُلَّ شَیءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدی 	(طه : 50 و 49)
«گفت پروردگار ما همان کسی که به همه چیز نعمت وجود بخشیده و سپس هدایتش کرده است».
علمی که بعد از آن علمی وجود ندارد و قدرتی که بعد از آن قدرتی نیست. به همین خاطر بعضی از دانشمندان گفته‌اند : هر انسانی که در این هستی قویترین قوه و عالمترین عالمان و حکیمترین حکیمان و رحیمترین رحیمان را نبیند انسانی است به لحاظ جسمی زنده ولی از لحاظ قلب و عقل مرده است. پس در هر چیزی نشانه‌ای دال بر وحدانیت خدا وجود دارد. 1-	مراعات معانی لغوی مفردات نصوص، آنگونه که در اوایل نزول وحی بیان شده و نیز مراعات قواعد نحوی و دلالت‌های آن و قواعد بلاغی زبان عربی، مخصوصاً قاعده بلاغی زیر که می‌گوید : «اولویت اینست که همیشه معانی حقیقی کلمات لحاظ شود، مگر اینکه قرینه‌ای باشد که بر معنی مجازی دلالت کند».
2-	پرهیز از تأویل نصوص مربوط به اعجاز علمی که در قرآن آمده و یا مربوط به نبوت پیامبر(ص) می‌باشد.
3-	پرهیز از تطبیق قرآن با حقایق هستی، بلکه عرضه نمودن حقایق علمی بر قرآن که اگر موافق قرآن بود، پذیرفته شده